در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازگشت از سرزمین آفتاب تابان و سفر به کشور ماتادورها در مدت کمتر از یک هفته! از نتیجه تور کمنو ژاپن و برنامه مسابقههای اسپانیا برایمان بگویید.
تور کمنو ژاپن تور جدیدی است که ما امسال اولین حضور خود را در آن تجربه کردیم. به سبب حضور تیمهای بسیار خوب اروپایی رقابتها در سطح قابل توجهی برگزار شد و در میان 22 تیم شرکت شرکتکننده ما (تیم پتروشیمی تبریز) توانستیم عنوان چهارمی را از آن خود کنیم، اما درخصوص تور <سیرکیت مونتنز> اسپانیا باید بگویم این رقابت با حضور تیمهای مطرح و حرفهای دنیا موسوم به پروفشنال کنتیننتال برگزار میشود و تیم پتروشیمی تبریز به عنوان تنها نماینده قاره آسیا توانسته جواز حضور در این تور را کسب کند. بنابراین به نظر میرسد علاوه بر شرکت در یک رقابت معتبر، فرصت مناسبی برای کسب تجربه در اختیار من و سایر دوستانم قرار گرفته است.
شما بتازگی و در پایان تور ریاست جمهوری توانستید پیراهن طلایی این رقابت را از آن خود کنید. جا دارد به عنوان یک دوچرخهسوار حرفهای اشارهای هم به این تور داشته باشید و بگویید که به عقیده شما در دومین دوره برگزاری دستخوش چه تغییراتی شده بود؟
هرچند برگزاری تورهای دوچرخهسواری در کشور قدمتی 23 ساله دارد، اما به هر حال این تور به اعتبار نامش و این که فدراسیون مستقیما برگزارکننده آن است به هیچ عنوان با سایر تورها قابل مقایسه نیست و کیفیتی به مراتب بالاتر از آنها دارد. ضمن این که این دوره نسبت به دوره گذشته از رشد کمی و کیفی مناسبتری نیز برخوردار بود. با این حال و با وجود برطرف شدن برخی از ایرادهای دوره قبل، تور ریاست جمهوری در سال جاری ایدهآل و خالی از اشکال نبود. به عنوان مثال یکی از ایرادهای فنی آن درخصوص انتخاب مسیر مسابقه بود که ما طی 2 مرحله از آن مسیر اتوبانهای قم و قزوین را طی کردیم در حالی که در مسابقات جهانی این مسیرها به هیچ عنوان پذیرفته شده و قابل قبول نیست. ضمن این که نحوه اجرای مسیرهای کوهستانی هم مشکلات جدی داشت. ولی در نهایت فکر میکنم این تور میتواند در آیندهای نزدیک و با برنامهریزی بهتر و دقیقتر به یکی از بهترین تورهای قاره آسیا تبدیل شود و علاوه بر تیمهای معتبری که در رقابتهای امسال شرکت کردند مورد توجه سایر تیمهای مطرح و صاحب نام نیز قرار گیرد.
در آخرین مرحله تور ریاست جمهوری به نظر میرسید عبور دوچرخهسواران از خیابانهای تهران براحتی صورت نمیگیرد و عکسالعمل مردم پایتخت اصلا با آنچه در کشورهای دیگر دیدهایم قابل مقایسه نبود! شما این موضوع را میپذیرید؟
در تمام تورهای برگزار شده در سراسر دنیا یکی از مراحل مسابقه به نام کریتریوم عبور از داخل شهر است که این موضوع در تور ریاست جمهوری هم پیشبینی شده بود و به نظر میرسید مسیر پارک لاله هم برای این منظور مناسب باشد، ولی متاسفانه و با وجود همکاری پلیس، امنیت ترافیکی کاملی برقرار نبود و در طول مسیر مشکلاتی وجود داشت که شاید بیش از هر چیز به عدم فرهنگسازی در این خصوص و نبود تبلیغات لازم وکافی برای این کار برمیگشت.
حالا که بحث تبلیغات را مطرح کردید، بد نیست اشارهای هم به حضور اسپانسرها در این رشته داشته باشید.
حضور حامیان مالی در رشته دوچرخهسواری بسیار کمرنگتر از حد تصور است و من فکر میکنم علت اصلی این مساله، عدم انعکاس مطلوب مسابقههای ما، توسط جراید و رسانهها باشد. اگر این سوی قضیه حل شود قطعا اسپانسرهای متعددی با اطمینان از بازگشت هزینهها، پا پیش میگذارند که همین موضوع موجب میشود تا امکانات بیشتری در اختیار ورزشکاران این رشته قرار گیرد و آنها ضمن حضور در مسابقههای بیشتر، تجربه و کیفیت کار خود را به نحو چشمگیری افزایش دهند.
به عنوان دوچرخهسواری که طی 18 سال رکاب زدن، حضور در تیمهای آسیایی و اروپایی را نیز در کارنامه تجربیات خود دارد، حضور دوچرخهسواران کشورمان در لیگهای خارجی را تا چه اندازه مثبت و اثرگذار ارزیابی میکنید؟
این حضور قطعا بیتاثیر نیست، ولی وقتی من به تنهایی تجربه رکاب زدن در یک تیم خارجی را کسب کنم، این موضوع نمیتواند تاثیرگذاری چندانی بر کار سایر دوچرخهسواران داشته باشد و به عبارتی بر کار آنها سایهای نخواهد انداخت. در مقابل بها دادن هر چه بیشتر به تیمهای باشگاهی با حمایت جدیتر از آنها و حضور هر چه بیشتر در مسابقههای بینالمللی و سایر تورنمنتهای خارجی تیمهای ما را به سطح ایدهآل نزدیکتر کرده و موجب ارتقای این رشته در کل کشور خواهد شد.
و به عقیده شما با تحقق این مساله، دوچرخهسواران ما در مسیر سبز صعود رکاب خواهند زد؟
مطمئنا خیر، من فکر میکنم اگر سازمان تربیت بدنی قصد دارد دوچرخهسواری ایران را به جایی برساند که در بازیهای المپیک و آسیایی حرفی جدی برای گفتن داشته باشد، باید نگاه دقیقتری به این رشته داشته باشد. چیزی که به نظر میرسد تا امروز مورد توجه قرار نگرفته است. کافی است شما نیمنگاهی به چینش مهرهها در فدراسیون دوچرخهسواری داشته باشید. شخصی که بیش از تمام افراد حاضر در آنجا با ورزشکاران سر و کار دارد یعنی دبیر فدراسیون و بیشتر اعضای کادر فنی، افرادی آگاه به علم روز این رشته نیستند و آقای خالقی به عنوان دبیر فدراسیون با اطلاعات و داشتههای بسیار قدیمی خود نمیتواند هیچ گرهای از کار ما بگشاید. بنابراین اگر بخواهیم از بعد تخصصی به قضیه نگاه کنیم ما ضعف بزرگی در فدراسیون داریم که به طرق مختلف عملکرد بچهها را تحتالشعاع خود قرار داده است.
در خصوص هزینههای فوقالعاده بالای این رشته چطور؟ آیا حمایت خاصی از رکاب زنان صورت میگیرد؟
همانطور که اشاره کردید، دوچرخهسواری یکی از رشتههای پرهزینه است. یک دوچرخه خوب و بادوام بیش از 6 میلیون تومان قیمت دارد و لاستیک دوچرخه پس از 2 هزار کیلومتر کارکرد باید تعویض شود. بهای یک جفت لاستیک دوچرخه 30 هزار تومان است و خود دوچرخه نیز استهلاک دارد و پس از مدتی باید دوچرخه جدیدی را جایگزین کنیم. بنابراین با توجه به این نکات باید پذیرفت که دوچرخهسواری هزینههای سنگینی دارد که قابل مقایسه با بسیاری از رشتههای ورزشی نیست. بنابراین در چنین شرایطی فدراسیون دوچرخهسواری و قهرمانان این رشته نیاز به حمایت سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک دارند که امیدواریم مقامات بلندپایه ورزش موقعیت ما را درک کنند و بیش از پیش حامی این ورزش پرخرج و پرخطر باشند، هرچند که تا امروز شاهد اتفاق خوب و اثرگذاری در این زمینه نبودهایم.
و در پایان، نهایت آرزوی حرفهای قادر میزبانی؟
شرکت در توردوفرانس! همانطور که میدانید تنها 20 تیم برتر دنیا که در سطح حرفهای کار میکنند مجوز شرکت در این تور معتبر را دارند. امیدوارم آنقدر در این رشته پیشرفت داشته باشم که بتوانم روزی این افتخار بزرگ را در کارنامهام به ثبت برسانم... .
زهره زیدی فرد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: