در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که از یک سال پیش طرح دولت ائتلافی را ارائه کرده و به دنبال رایزنی با چهرههای سیاسی اصولگرای مختلف بود، به قول خودش ترجیح میداد کس دیگری در این عرصه کاندیدا و رضایی در نقش حامی وی وارد عرصه شود.
رضایی ایده تشکیل دولت ائتلافی را با رقبای اصولگرایش در انتخابات ریاستجمهوری نهم در میان گذاشت. به نظر میرسید او میخواهد محمدباقر قالیباف یا علی لاریجانی وارد عرصه کاندیداتوری شوند؛ اما چه این دو نفر و چه علیاکبر ولایتی و احمد توکلی و غلامعلی حدادعادل، اگرچه طرح وی را خوب و مناسب ارزیابی میکردند؛ اما حاضر به اعلام حمایت علنی از طرح تشکیل دولت ائتلافی نشدند.
جامجم پیش از این به همین سبک به معرفی 3 نامزددیگر انتخابات پرداخته و بررسی امروزبه محسن رضایی اختصاص دارد.
محسن رضایی آخرین کاندیدایی بود که به جمع نامزدهای ریاستجمهوری دهم پیوست. یکی از دلایل تاخیر محسن رضایی، پیگیریهای او برای تحقق دولت ائتلافی کارآمد بود که البته سرانجام نتوانست پیش از برگزاری انتخابات ایده خود را محقق کند. او که 3 مرحله را برای پذیرش طرحش تدوین کرده بود، در نخستین مرحله از آن ناکام ماند.
این مراحل عبارت بودند از: ائتلاف نامزدهای انتخابات برای تشکیل دولت ائتلافی پیش از ثبتنام در انتخابات ریاستجمهوری در مرحله اول. او در نظر داشت تا یک نفر که مورد قبول دیگر سران اصولگراست، به عنوان نامزد ریاستجمهوری وارد عرصه شود و دیگران در کابینه وی قرار گیرند؛ اما کسی حاضر به پذیرش ایده دولت ائتلافی در این مرحله نشد و نامزدی شخص رضایی، نشاندهنده ناکامی در اجرای این تئوری در مرحله اول بود.
مرحله دوم به تشکیل دولت ائتلافی در میانه مراحل اول و دوم انتخابات بود. اینکه یکی از نامزدهای راهیافته به مرحله دوم، خود را ملزم به تشکیل دولت ائتلافی بداند تا دیگر چهرههای شاخص برای اعلام حمایت از او وارد عرصه شوند. به این ترتیب در صورت پیروزی این نامزد، او باید متعهد به تشکیل چنین دولتی باشد.
در شرایط حاضر، افق روشنی برای تشکیل دولت ائتلافی در این مرحله نیز به چشم نمیخورد؛ چنانچه انتخابات ریاستجمهوری دهم همچون انتخابات دور گذشته دومرحلهای شود، به احتمال زیاد این رقابت میان میرحسین موسوی و محمود احمدینژاد خواهد بود.
از آنجا که رضایی پیش از این در نامهای به رئیسجمهور، از احمدینژاد خواسته بود تا در اجرای ایده دولت ائتلافی به او کمک کند؛ اما هرگز پاسخی به این نامه دریافت نکرد.
به نظر نمیرسد که احمدینژاد در گام دوم از اجرای این ایده با رضایی همنوا باشد. رضایی و موسوی نیز با یکدیگر نزدیکی چندانی ندارند که موسوی بخواهد از این ایده حمایت کند. فارغ از مرزبندیهای سیاسی اصلاحطلبانه و اصولگرایانه موسوی و رضایی، برخی موضعگیریهای اخیر رضایی نسبت به موسوی، فاصله میان این دو نامزد را بیشتر نیز کرده است.
اصرار رضایی به اینکه تمدید دوره نخستوزیری موسوی به دلیل نظرخواهی امام خمینی(ره) از او بوده است و رضایی به منظور حفظ روحیه سربازان در جبهههای جنگ، چنین مشورتی را به امام داده، باعث تشدید این فاصله شده است.
با این حساب به سومین مرحله از اجرای طرح دولت ائتلافی میرسیم؛ مرحلهای که رضایی در نظر دارد به نامزد پیروز در انتخابات بار دیگر طرح تشکیل دولت ائتلافی را ارائه کند و از او بخواهد تا به اجرای آن در مرحله عمل بپردازد؛ همان طور که رضا طلایینیک، مشاور رضایی گفته است هرچه از مرحله اول به سمت مراحل بعدی میرویم، شانس تشکیل دولت ائتلافی کمرنگتر میشود.
رضایی زمانی اعلام نامزدی کرد که 2 روز پیش از آن، 3 ضلع جبهه اصولگرایی از نامزدی محمود احمدینژاد اعلام حمایت کرده بودند. جبهه پیروان خط امام و رهبری، جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی و جمعیت ایثارگران به همراه رایحه خوش خدمت و فراکسیون انقلاب اسلامی در مجلس، همگی در زمره حامیان احمدینژاد بودند.
در این میان، رضایی که در میان اصلاحطلبان سهمی ندارد، به پشتوانه حمایت گروههای اصولگرایی وارد عرصه شده است. تنها احزاب اصولگرای نوپا همچون توسعه و عدالت و تمدن اسلامی بودند که از نامزدی او حمایت کردند.
نمایندگانی از مجالس گذشته که در قالب فراکسیون وفاق و کارآمدی میگنجیدند نیز به جمع حامیان رضایی پیوستند. به دلیل همین حمایتها است که رضایی تاکید دارد بنابر احساس تکلیف الهی و به پشتوانه ملت وارد میدان شده است.
اگرچه این مردم هستند که با آرایشان نشان میدهند چه کسی رئیسجمهور میشود؛ اما تحلیلگران سیاسی، این سوال را مطرح کردهاند که چرا رضایی وارد عرصهای شده که نتیجه در آن قابل پیشبینی است؟ کسانی که به این پرسش پاسخ دادهاند، به نوعی از رضایی به عنوان یک قربانی یاد میکنند.
آنان که با حسننیت به کاندیداتوریاش مینگرند، معتقدند او آمده است تا انحصارطلبی در اصولگرایی را بشکند و فضا را بهگونهای تغییر دهد که در اردوگاه اصولگرایی نیز چندصدایی و تکثر کاندیدا همچون اردوگاه اصلاحطلبی وجود داشته باشد.
اما کسانی که با سوءنیت نسبت به حضور رضایی در عرصه رقابتهای انتخاباتی موضعگیری میکنند، بر این باورند که رضایی برای شکستن آرای احمدینژاد آمده است. از نگاه آنان، چون رضایی در میان اصلاحطلبان رایی ندارد، آمده است تا هرچند اندک اما به هر حال از آرای احمدینژاد مقداری کم کند. علیرضا زاکانی و مهدی کوچکزاده، نمایندگان تهران از جمله این تحلیلگران هستند.
آنها ورود رضایی را به تحریک هاشمی میدانند و معتقدند دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به درخواست رئیس این مجمع وارد عرصه شده است تا تاوان شکست هاشمی در انتخابات ریاستجمهوری گذشته را پس بگیرد؛ البته این دست افراد، حضور موسوی و کروبی را نیز به تحریک هاشمی میدانند و معتقدند این 3 نفر همگی برای شکست احمدینژاد آمدهاند.
با تمام اینها، خود رضایی میگوید آمده تا خودش و برخی دیگر از اصولگرایان منتقد، کاندیدا داشته باشند و ناگزیر از ارائه رای سفید نشوند.
یکی از مشاوران رضایی با بیان اینکه او برای گسترده شدن چتر اصولگرایی و پاسخگویی جریانهای اصولگرایی، در این دوره از انتخابات شرکت کرده است، اصولگرایان را به قدردانی از حضور محسن رضایی فراخوانده است.
کاندیدای فراجناحی
یکی از ویژگیهای دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری این است که اغلب نامزدها خودشان را فراجناحی میخوانند. بجز مهدی کروبی که خود را نامزد اصلاحطلبان میداند، 3 نامزد دیگر خود را فراجناحی میدانند.
احمدینژاد هم به استناد اینکه بدون حمایتهای حزبی توانسته است بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند ، خود را یک نامزد مستقل میداند.
اما از آنجا که این بار بیشتر گروههای اصولگرا به حمایت از احمدینژاد برخاستهاند و این رضایی است که از حداقل حمایتهای حزبی برخوردار است او نیز ادعایی مشابه دارد و خود را یک نامزد مستقل مینامد.
از همین روست که میگوید: «تا کی مردم باید در انتخابات شرکت کنند، عدهای را به میدان آورند و رئیسجمهوری برای 4 سال انتخاب کنند و دوباره همه چیز از نو به جای اول خود بازگردد. مردم از دعواهای جناحی خسته شدهاند.»
محسن رضایی اگرچه در هیچ حزبی عضویت ندارد؛ اما در مرزبندیهای سیاسی کشور در جرگه اصولگرایان میگنجد. او با تاکید بر اینکه برای پیشرفت آمدهام، معتقد است که میتواند پرونده دعواهای 2 جناح را ببندد و دوره جدیدی را در ایران به وجود آورد.
یکی از ویژگیهای رضایی در این دوره از کاندیداتوریاش، جذب اصولگرایان منتقد و همچنین برخی چهرههای خاموش طی سالهای گذشته است. داوود دانشجعفری که پس از انتخابش به عنوان وزیر اقتصاد دولت نهم، دوره نمایندگیاش در مجلس هفتم را نیمهکاره رها کرد، بر سر تفاوت دیدگاههای اقتصادیاش با رئیسجمهور نیز نتوانست حضور تمام و کمالی در کابینه نهم داشته باشد و در نیمه عمر این دولت از قطار کابینه پیاده شد.
او همپای رئیس و دبیر مجمع تشخیص طی یک سال گذشته به انتقاد از برنامههای اقتصادی دولت پرداخت و با اعلام نامزدی رضایی در کنار وی قرار گرفت و ریاست ستادش را پذیرفت.
صادق طباطبایی و لیلی بروجردی، 2 نفر از اعضای بیت امام هستند که در ناباوری ناظران سیاسی به جرگه یاران رضایی پیوستند.
طباطبایی، برادر همسر مرحوم احمد خمینی ریاست ستادهای برونمرزی رضایی را پذیرفت و بروجردی، نوه دختری امام، رئیس کمیته زنان ستاد او شد.
تا آخر میمانم
یکی از عمدهترین دلایلی که سبب شده است نامزدی رضایی در انتخابات آتی چندان جدی گرفته نشود، کنارهگیری وی از نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری گذشته است.
حضور رضایی در عرصه رقابتهای سیاسی را نخستین بار در سال 78 شاهد بودیم که خود را کاندیدای نمایندگی مجلس شورای اسلامی در تهران کرد و در فهرست ائتلاف خط امام و رهبری قرار گرفت؛ اما موفق به کسب آرای لازم نشد.
او سپس در انتخابات ریاست جمهوری 84 با شعار انتخاباتی دولت عشق، حضور یافت؛ اما 2 روز پیش از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری نهم، کنارهگیری خود را اعلام کرد.
در بیانیهای که او در آن زمان منتشر کرد، دلیل کنارهگیری خود را جلوگیری از تشتت آرای مردم بر اثر کثرت نامزدها عنوان و تاکید کرده بود که به نفع هیچکس کنارهگیری نمیکند و تنها به نفع مردم و برای آن که آنها در تصمیمگیری شان دچار مشکل نشوند، از نامزدی انصراف میدهد؛ این در حالی بود که او در فیلم انتخاباتیاش در مصاحبه با مرحوم رسول ملاقلیپور در پاسخ به پرسشی گفته بود: من کنار نمیروم مگر با گلوله!
او اکنون پس از 4 سال بار دیگر عزم کاندیداتوری برای انتخابات ریاستجمهوری کرده و در هر جمعی با این پرسش روبهروست که آیا این بار در عرصه رقابت، تا آخرین لحظه باقی میماند یا نه؟ رضایی نیز چنین پاسخ میدهد که مطمئن باشید این بار تا آخر هستم و انصراف نخواهم داد.
در همین حال داوود دانشجعفری، رئیس ستاد انتخاباتی رضایی نیز در جلسات سخنرانی خود با همین سوال مواجه است. او که کنارهگیری رضایی از صحنه انتخابات را غیرممکن میداند، تاکید دارد: ما تا آخرین لحظه در صحنه خواهیم ماند و حتی به نتایج نیز امیدواریم؛ چرا که معتقدم تصمیم مردم و سرنوشت انتخابات در لحظات آخر تعیین خواهد شد.
رضا طلایینیک نیز در پاسخ به پرسش مشابهی گفته بود: این دوره محسن رضایی با اعتقاد به این که راهکارهای دولتش یک تکلیف از پیش تعیین شده است، تا پایان انتخابات در عرصه حضور خواهد داشت.
بسته سیاسی برای آمریکا
محسن رضایی، تنها کاندیدایی است که در بحث روابط بینالملل بویژه برقراری رابطه با آمریکا پیشتازتر از رقبایش وارد عمل شده است.
او که به قول خودش به دنبال بهبود دیپلماسی کشور در راستای رفع تحریمهای بینالمللی است، از ارائه یک بسته سیاسی به آمریکا خبر داده است؛ بستهای که به واسطه آن چالشهای سیاسی و اقتصادی کمتر میشود و تمامی زمینههای اقتصادی، هستهای و همچنین منطقهای را شامل خواهد شد.
در حالی که دیگر کاندیداها با احتیاط درباره رابطه با آمریکا صحبت میکنند، رضایی از پیشنهادی برای برقراری این ارتباط سخن میگوید که کدام گامها را ما برداریم و کدام را آمریکا.
به گفته وی، ایران میتواند در راهکار بحران مالی در مبارزه با تجارت موادمخدر به آمریکا کمک کند و متقابلا خواهان صلح و امنیت در خاورمیانه و ایجاد یک سیستم امنیت منطقهای شود.
او در یکی از سخنرانیهایش گفته است: قصد دارم پیشنهاد کنم که آمریکا خود برای تغییرات در رابطه با ایران پیشقدم شود.
رضایی در حالی امیدوارانه نسبت به ایجاد رابطه با آمریکا سخن میگوید که هیچ تضمین متقابلی برای حسننیت آمریکا در قبال ایران وجود ندارد.
او که خود را مخالف ادبیات ماجراجویانه و انفعالی در سیاست خارجی میخواند، از نگاهی در سیاست خارجی آمریکا سخن گفت که لشکرکشی در بیرون از مرزهای آمریکا را در راستای حفظ منافع این کشور نمیداند. بر این اساس، رضایی معتقد است که موضوع براندازی نظام ایران از سوی آمریکا دیگر تکرار نخواهد شد.
به همین دلیل او قصد دارد تا در بسته سیاست خارجی و دیپلماسی خود، تغییرات متقابل بین ایران و آمریکا را تعریف کند.
رضایی برای غنیسازی هستهای نیز برنامه خاص خود را دارد. اینکه برخلاف گذشته، با ایجاد کنسرسیومی از دولتهای اروپایی و همچنین همسایگان این روند ادامه یابد.
به گفته وی، در تشکیل این کنسرسیوم از ایرانیان در بخش مدیریت و از سهامداران در هیات مدیره آن استفاده خواهد شد.
در همین حال، یکی دیگر از سخنان مهم رضایی را در مصاحبه مشترکش با روزنامههای آلمانی تاگس اشپیگل و زودویچه سایتونگ خواندیم که گفته بود: اگر من رئیسجمهور باشم، اسرائیل حمله نمیکند؛ زیرا آنها مرا میشناسند!
این کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری دهم، اولویت سیاست خارجی دولتش را بازسازی چهره تخریبشده ایران در بین کشورهای خارجی برشمرد و اظهار کرد: در سیاست خارجی باید سیاست منطقه را در نظر بگیریم و اتحادیه آسیای جنوبی غربی را راهاندازی کنیم تا امنیت منطقه را خودمان به دست آوریم.
توجه ویژه به جوانان
رضایی توجه به جوانان را یکی از بزرگترین برنامههای خود معرفی میکند و با اشاره به حضور جوانان در 2 عرصه مهم انقلاب و دفاع مقدس، با کنایه به رقبای خود و روسایجمهور پیشین میگوید که چرا در این 3 دهه نتوانستند از جوانان باکری یا همت بسازند و تربیت کنند.
یکی از برنامههای ویژه رضایی برای جوانان، کاهش زمان سربازی و تبدیل شدنش به یک شغل است. او این وعده را در نخستین نشست مطبوعاتی خود اعلام کرد و در ارائه چنین شعاری از رقبایش پیشی گرفت. او در حالی این وعده را مطرح کرده است که هرگونه اصلاح قانون خدمت وظیفه باید براساس قانون مورد تایید فرمانده کل قوا نیز باشد. ریاست جمهوری در این مورد هیچ اختیاری ندارد؛ اما رضایی در پاسخ به اینکه چرا شعاری میدهید که در حیطه وظایفتان نیست، میگوید: روابط من با رهبری به گونهای است که اگر این موضوع را با ایشان مطرح کنم، آن را بپذیرند. او با بیان اینکه طرح سرباز حرفهای از برنامههای مهمش است، افزود: با استدلال صحیح مخالفان این طرح را قانع خواهم کرد.
کنایههای رضایی به دولت نهم
بیتوجهی به قشر جوان جامعه و تنها ارائه وامهایی با عنوان صندوق مهررضا به آنها که از نظر رضایی نوعی گداپروری است، تنها انتقادات وی به دولت نهم نیست. او در خلال سخنرانیهای پیاپی خود طی یک ماه گذشته به نقد دولت کنونی از زوایای مختلف پرداخته است.
یکی از پرسروصداترین برنامههای رضایی در این زمینه، لغو سهمیهبندی بنزین است. وی این طرح را یک کار ناپخته و بدون مطالعه در دولت نهم میداند و با اعتقاد بر اینکه مشکل اصلی بحث مصرف سوخت مردم نیست؛ بلکه وجود تجهیزات غیراستاندارد در کشور است، میگوید: ما میتوانیم بین قیمت و هزینه سوخت تفکیک قائل شویم. اول هزینه را کاهش دهیم، بعد اجازه دهیم قیمتها بالا برود.
او از منظر یک اقتصاددان با ارائه آمارهایی که موید افزایش نرخ تورم در جامعه بوده است، در انتقاد از انکار گرانی از سوی دولت نیز اظهار کرده، اگرچه سیاهنمایی امری نادرست است؛ اما نباید دولت در پاسخ به دغدغه مردم در موضوعی مانند گرانی آن را انکار کند و بگوید گرانی شایعه است؛ در حالی که چنین چیزی وجود دارد و مردم آن را با پوست و گوشت خود احساس میکنند و باید برای این مشکل راهحلی یافت.
رضایی خود را متفاوت از احمدینژاد معرفی میکند و دیدگاههایشان نسبت به تمامی امور را متفاوت میخواند. او که در راستای نقد عملکرد اقتصادی دولت در نظر دارد انقلابی اقتصادی به راه اندازد، بیشترین برنامههای خود را برای اصلاح الگوی مدیریت اقتصادی کشور بنا نهاده است.
ارائه نامه به 20 کشور اقتصادی دنیا، یکی از برنامههای اوست. رضایی در نظر دارد تا نظر خود را در مورد کنترل بحرانهای مالی به این کشورها ارائه کند. او میگوید قصد دارد با کاهش اقتصاد دولتی و فعالسازی بخش خصوصی انقلاب صنعتی به وجود آورد و آزادی اقتصادی را با جذب سرمایههای خارجی گسترش دهد.
برنامه دیگر رضایی برای اصلاح نظام اقتصادی کشور مربوط به اجرایی شدن سیاستهای اصل 44 است.
او برای این کار وعده داده است تا وزرایی را در کابینهاش به کار بگیرد که به سیاستهای اصل 44 اعتقاد داشته باشند و خودش نیز نظارت کند تا رفتار حکومت و دولت در عمل براساس سیاستهای اصل 44 باشد.
کیفیتبخشی نیروهای انسانی موجود در دستگاههای دولتی، توجه به سرمایههای ایرانی و ایرانیان خارج از کشور و تغییر و اصلاح نظام مدیریتی کشور از رئوس اصلی برنامههای رضایی است؛ برنامههایی که به گفته خودش نشان میدهد او علاوه بر دردشناسی، درمانشناس نیز هست.
عصمت بورونی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: