قاچاق اخراجیها کار ناپسندی است، اقدامی که از طرف همه مطرود اعلام شده است و همه میدانند که کار قبیحی است، اقدامی به نام قاچاق فیلمهای سینمایی؛به همین دلیل هم معاونت سینمایی خیلی زود دست به کار شد و نسخه سیدی و دیویدی این فیلم را از سوی موسسه رسانهای تصویری به شبکه نمایش خانگی وارد کرد تا تهیهکننده فیلم ضرر نبیند و قاچاقچیها هم بدانند که بعداز دو سال کار تخصصی روی قاچاق فیلم حالا دیگر مسوولان میدانند که دزدان فرهنگی را چگونه باید پیدا و نان آنها را آجر کنند. این سرعت عمل معاونت سینمایی در خور توجه بود و هست اما هفته گذشته در یکی از سایتهای سینمایی یکی از کاربران یادداشت جالبی گذاشته بود. این علاقهمند سینما نوشته بود که اخراجیها 2 آنقدر خوب فروش رفت که تـوانـسـت تـهیهکننده، کارگردان و سهامداران فیلم اخراجیها را حسابی به نان و نوا برساند اکنون هم با حمایت دولت، اخراجیها 2 به شبکه نمایش خانگی راه یافته تا سود تهیهکننده کامل شود اما کارگردان و تهیهکننده فیلمهای دیگری که غیرقانونی وارد بازار شدند چه باید بگویند و چه باید بکنند؟ فیلمی که با مجوز ساخته شد و با داشتن مجوز میخواست اکران شود که نشد و خیلی زود هم آن فیلم در بساط دستفروشان پیدا شد اما هیچکس صدای وا اسفهای کارگردان و تهیهکننده آن را نشنید و همه دیدند که سرمایه سینما چگونه سوخت و هوا رفت. حالا در زمانی که بحث عدالت در جامعه داغ است، میتوان درباره عدالت در عرصه سینما هم سخن گفت. ای کاش عدالت، سینما را هم فرا بگیرد و همه سینماگران به دور جنجالها و شبهای به مافیای سینما از روشنایی عدالت چه در زمینه ساخت فیلم، چه در زمینه اکران فیلم و چه در زمینه حمایتهای جانبی برخوردار شوند.
خداحافظی به سبک زلیخا
در سینمای کشور ما کمتر اتفاق میافتد که بازیگری از دنیای حرفهایاش خداحافظی کند و اعلام کند که دیگر نمیخواهد حرفه بازیگری را ادامه دهد. بازیگران ایرانی که به سختی وارد این عرصه میشوند تلاش میکنند تا آخرین روزهایی که توان دارند در حرفه بازیگری بمانند و با نقشهای خود زندگی کنند. بازیگران پیشکسوت ایرانی معتقدند که بازنشستگی برای آنها معنا ندارد. با این اوصاف چند سال پیش شهلا ریاحی بازیگر قدیمی سینما و تلویزیون ایران که او را میتوان از اولین کارگردانان زن سینمای ایران هم دانست با دنیای بازیگری خداحافظی کرد و خیلی محجوب و صمیمانه این خداحافظی را اعلام کرد. هفته گذشته یکی دیگر از بازیگران زن سینمای ایران ترجیح داد در اوایل دوره میانسالی از دنیای بازیگری خداحافظی کند و قصه زندگی خود را جور دیگر دنبال کند. کتایون ریاحی هفته گذشته با نوشتن نامهای سراسر احساسی و گلهمندی از حرفه بازیگری خداحافظی کرد تا به گفته خودش به دنبال آرزوهای مشترک خودش و پسرش برود. این خداحافظی درست در زمانی رخ داد که ریاحی در اوج شهرت مردمی قرار داشت. بازی او در نقش زلیخا توانست محبوبیت او را بین عموم مردم افزایش دهد. این سریال همچنین توانست تواناییهای ریاحی را به رخ سینماگران و بازیگران بکشد. او با بازی در چند مرحله از زندگی زلیخا نشان داد که برای اجرای همه دورههای زندگی چیز جدیدی در چنته دارد که بازی خود را از کلیشه دور کند. چند سال پیش هم این بازیگر با حضور در فیلم شام آخر نشان داد که میتواند یک نقش را آنقدر جذابیت ببخشد که مردم را به سینماها جلب کند اما واقعیت این است که کارگردانان سینما به این توانایی توجه نکردند و ریاحی با همه زحمتی که برای این نقش کشیده بود ترجیح داد در تلویزیون اقامت دائمی گزیند هر چند ابراهیم حاتمیکیا با دادن یک نقش خوب در فیلم دعوت به ریاحی ثابت کرد که سینماگران هنوز هم قدر ریاحی را میدانند، اما ریاحی با توجه به همه این قدردانیها باز هم در نامه خداحافظی خود از همصنفیهای خود گله کرده است و با یادآوری این نکته که در طول بیش از دو دهه هرگز افتتاحیه و اختتامیه جشنواره فیلم فجر را ندیده به نقل از ولتر نوشته: خدایا مرا از شر دوستانم در امان بدار، خود با دشمنانم میدانم چه کنم.... این نگاه کاملا بدبینانه انگار همیشه ریاحی را رنج داده است و به گفته برخی او را تنها نگه داشته است. این تنهایی را میتوان از ورای کلماتی که او برای نوشتن نامهاش استفاده کرده دید.او در این نامه فقط از نقشهایش به عنوان دوستانی همراه یاد کرده است. انگار در این چندین سالی که ریاحی نقش بازی کرده است هیچکس با او صادقانه رفاقت نکرده است که بتواند کلمهای باشد در سطور نوشته شده ریاحی.با همه اینها ریاحی خیلی خوب زمانی با حرفه خود خداحافظی کرد درست در زمانی که در اوج بود البته همه میدانند که ریاحی میتوانست سالهای سال در اوج باشد. هنوز نقشهای زیادی در انتظار ریاحی بودند. البته برخی از بازیگران پیشکسوت بر این باور هستند که یک بازیگر هرگز نمیتواند از دنیای بازیگری وداع کند او روزی خواهد آمد و با نقشی همه را متحیر خواهد کرد پس ما هم برای ریاحی و بازگشتش چنین آرزویی میکنیم. شاید روزی یک نقش او را وسوسه کند...درها را نباید غمگنانه رو به آینده بست.
مهران مدیری نفوذی میشود
مهران مدیری بین مردم محبوبیت دارد. این را همه میدانند و حتما خودش هم میداند و کلی هم به این قضیه مباحات میکند. به همین دلیل هی پشت سر هم برای مردم سریالهای دیدنی میسازد و آنقدر قدر دوست داشتن مردم را میداند که اول هر سال میگوید من امسال فیلم سینمایی میسازم و بعد میرود سر ساخت یک سریال کمدی و ساخت فیلمش یک سال دیگر به تعویق میافتد اما با همه این بریز و بپاشهای عاطفی بین مدیری و مردم مجله نیوزویک هم تنور را داغ کرده است و نام مدیری را در فهرست 20 تن از افرادی آورده است که در ایران و جهان به آنها پرنفوذ میگویند. حالا مدیری بعد از این میخواهد از این سامانه نفوذ پرقدرت چگونه استفاده کند، معلوم نیست اما برای ما مهم این است که نام مدیری به عنوان یک چهره هنری، فرهنگی در لیست 20 نفره نیوزویک دیده میشود همانگونه که نام عادل فردوسیپور، گزارشگر فوتبال و مجری برنامه 90 هم در این فهرست دیده میشود. این فهرست بیشتر شامل افراد سیاسی است که مواضع آنها مشخص است اما نام مدیری و فردوسیپور که نه سیاسی هستند و نه حاکم، نشان از آن دارد که محبوبیت میتواند شاخصهای برای نفوذ باشد. بهرحال اهالی فرهنگ و هنر باید از این که در این فهرست نمایندگانی دارند خوشحال باشند.
اندر باب رونمایی ملک سلیمان
هفته گذشته فیلم ملک سلیمان رونمایی شد. فیلمی که چند سال است که سازندگان آن درگیر ساخت آن هستند و شهریار بحرانی در کسوت کارگردان دارد پلانهای آن را کنار هم میچیند تا درباره یکی از پرماجراترین پیامبران قرآنی فیلمی بزرگ بسازد. خدا را شکر که این کار به سرانجام رسید و ملک سلیمان بعد از گذشت چند سال و پشت سر گذاشتن فراز و فرودهای بسیار به نمایش رسید و نشان داد که امکان ساخت فیلمهای پرهزینه و پر از جلوههای ویژه امکان پذیراست و اگر قدرتی خواسته باشد این کار انجام شود و پشت کارگردان و تهیه کننده به کوه وابسته باشد... سلیمان نبی پیامبری است که بسیاری از کارگردانان سینما در سراسر دنیا دوست دارند درباره او فیلم بسازند و نشان دهند که ملکه سبا و انس و جن چگونه مسخر این پیامبر شدند و چگونه سلیمان با قالیچه خود به پرواز درآمد. سینمای ایران حالا میتواند به این که توانسته زندگی این پیامبر را به تصویر بکشد به خود ببالد اما همانطور که در ابتدای این مطلب گفتیم ای کاش همای این کارگردان نوازی بر سر همه کارگردانان فرود آید و اگر همه بالهای خود را بر سر سینمای ایران نمیپراکند حداقل چند تا پر نصیب همه سینما کند تا شاید فیلمهای ما قد و قامت بزرگتری به خود بگیرند و بتوانند از امکانات بیشتری استفاده کنند. ای کاش همای حمایت بر سر سینمای جنگ هم فرود آید تا باز هم کارگردانان بزرگ سینما به فکر بیفتند تا از اتفاق مهمی به نام دفاع مقدس چند فیلم بسازند تا سینمای ایران اینقدر در زمینه این نوع سینما کم جان نباشد. سینمای دفاع مقدس میتواند به عنوان یک ژانر موفق سینمای ایران را جهانی کند. اگر آنقدر توان داشته باشد تا بتواند سر پا بماند و آنقدر امکانات داشته باشد تا بتواند با سینمای روز دنیا رقابت کند. سینمای ایران فقط در ژانرهای خانوادگی و اجتماعی گیر کرده است چون بودجه لازم برای ساخت فیلم در ژانر پلیسی، تخیلی، فانتزی و ترسناک (حرفهای) را ندارد.ملک سلیمان میتواند فیلم خوبی باشد که نشان دهد ایرانیان هم میتوانند فیلمهای عظیم بسازند اما ای کاش قبل از اینکه موضوع عظیمسازی محور قرار گیرد روی تقسیم هزینهها هم برنامهریزی شود.مگر سینمای ایران سالانه چقدر بودجه دارد که سهم زیادی از آن به فیلمی مانند ملک سلیمان برسد. در تمام دنیا فیلمهایی در قد و قواره ملک سلیمان در بخش خصوصی تولید میشود تا این بخش با ایجاد تمهیداتی بتواند سرمایه و سود خود را تضمین کند. در هیچ کجای دنیا دولت بودجه محدود خود را فقط صرف یک یا چند فیلم خاص نمیکند تا بقیه به قول معروف از گرسنگی بمیرند. ملک سلیمان اکران هم خواهد شد اما چه تضمینی برای فروش میلیاردی آن وجود دارد که بتواند حداقل هزینه ساخت خود را به دولت برگرداند. وقتی مردم در تلویزیون شاهد سریالی مانند یوسف پیامبر هستند آیا باز هم تمایل دارند که به تماشای فیلمی مانند ملک سلیمان بروند. وقتی تلویزیون مدام در حال پخش انیمشین سلیمان است که همه تمهیدات سینمایی را در آن به کار گرفتهاند آیا باز هم مردم به سینما خواهند رفت تا تمهیداتی را که در فیلم ملک سلیمان از آنها استفاده شده است ببینند. هنوز ملک سلیمان اکران عمومی نشده است. قصد ما نقد یا تخریب این فیلم که زحمت زیادی برای ساخت آن کشیده شده است نیست؛ فقط بحث بر سر این است که سینمای ایران باید برای تداوم صحیح خود برنامهریزی مالی را در اولویت قرار دهد. برخی بر این باورند که دوره سهمخواهی در سینما به پایان رسیده است و سینمای ایران نیاز به مدیریت دارد. مدیریتی که بتواند با برنامهریزی صحیح، سینمای خصوصی را تقویت کند تا این بخش بتواند سینمای ایران را هم آبرومندانه و هم اقتصادمندانه هدایت کند. اواخر سال گذشته مدیران سینما از بودجه کمی که مجلس به سینما اختصاص داده است گلایه کردند و این گلایه را به مطبوعات هم کشیدند اما اکنون پرسش اینجاست که اگر بودجه سینما افزایش یابد چگونه این بودجه هزینه خواهد شد؟
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم