در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بدون این که بخواهیم وارد این تفاوتها و تمایزها شویم و مجددا شروع به شمارش تفاوتهای این دوره انتخابات با دورههای گذشته کنیم، فقط به یکی از آنها اشاره میکنیم که این روزها یک جورهایی روی زندگی همه مردم تاثیر گذاشته است.
حضور در خیابانها از سوی طرفداران هر 4 کاندیدا باعث شده تا بسیاری از خیابانهای شهر تهران در برخی از ساعات شب ترافیکهای سنگینی را تجربه کند.
شور و نشاط انتخاباتی و هواداری از هر کاندیدایی قطعا به مشارکت گسترده مردم در انتخابات میانجامد و این به نفع همه ماست، اما نکتهای که این وسط فراموش میشود، حق و حقوق سایر شهروندانی است که اتفاقا گرایش انتخاباتی هم دارند، اما میخواهند مثلا همسر، مادر یا فرزندشان را به بیمارستان برسانند، یا شاید خسته و کوفته از سر کار باز می گردند و میخواهند هر چه زودتر به خانه برسند.
این گونه افراد گاهی مجبورند ساعتها در ترافیک بمانند و با عصبانیت به آدمهایی چشم بدوزند که خیابانها را قرق کردهاند. اما دسته دیگری از افراد جامعه هستند که حال و روزشان از این هم بدتر است. آنها درآمد شان به خیابانها گره خورده، راننده هستند، چه تا کسی، چه آژانسی و چه خط ویژه فرودگاهها یا راهآهن، آنها مجبورند در این خیابانها رفت و آمد کنند تا بتوانند، خرج زندگیشان را در بیاورند.
همین چند روز پیش در کنار یکی از این رانندهها نشسته بودم، میگفت: غروب که میشود، دیگر بیرون نمیآیم. خودم را به نادانی زدم و پرسیدم چرا؟ نگاهی به من انداخت، گفت: مثل این که توی فضا نیستی، مگر میشود،غروب به بعد توی این خیابانها چرخید.
این مگر میشود را یک جور خاصی گفت، انگار دلش گرفته بود، پرسیدم: «تو رای میدهی؟»، گفت: «حتما»، بحث به جاهای دیگری هم کشیده شد، اما هنوز هم به همان مگر میشود، فکر میکنم، به درآمدی که از جیب خانواده این مرد کم شده است.
بهمن موسوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: