این زن اعتراف کرد از بهمن ماه پارسال تا اردیبهشت سال جاری 5 زن را کشته و علاوه بر این در سال 85 نیز صاحبخانه خود را که مردی مسن بود به کام مرگ کشانده است. دستگیری نخستین قاتل سریالی زن در ایران علاوه بر بعد قضایی و انتظامی از حیث ریشهیابی جنایتها نیز بسیار حائز اهمیت است. البته هنوز تحقیقات در این پرونده به پایان نرسیده و کارآگاهان در تلاش هستند به این نکته پی ببرند که آیا متهم در قتلهای دیگری نیز دست داشته است یا خیر و آیا ناگفتههای دیگری دارد؟
مهین کیست؟
مهین در خانوادهای با وضع مالی متوسط زندگی میکرد. او چهار خواهر و یک برادر دارد و 18 سال پیش با مردی که راننده خودروهای سنگین بود ازدواج کرد و یک سال بعد اولین دخترشان به دنیا آمد. 10 سال پس از تولد فرزند اول این زوج صاحب دختر دیگری شدند که از معلولیت ذهنی رنج میبرد و مراقبت از او هزینههای زیادی را در پی داشت. در این بین مهین به عنوان تعلیمدهنده رانندگی مشغول به کار شد اما درآمد او کفاف مخارجشان را نمیداد چرا که شوهر وی به مواد مـخـدر آلـوده شـده بـود. او عـلاوه بـر این که دیگر نمیتوانست مانند گذشته کار کند باید بخشی از درآمد خانواده را نیز صرف خرید مواد میکرد. از آن به بعد بود که زن جوان گرفتار مشکلات مالی شد و شروع به قرض گرفتن مبالغ کلان کرد. به گفته فرزین افروز ـ بازپرس شعبه دوم دادسرای قزوین که مسوولیت رسیدگی به قتلهای سریالی را برعهده دارد ـ مهین زنی بسیار باهوش، عاطفی و فعال است. با این وجود از هوش و تواناییهای خود بهره درست نبرد. بازپرس افروز میگوید: این زن در کودکی مشکلاتی داشت که پس از ازدواج تشدید شد و زمینه ارتکاب قتلها را به وجود آورد. مشکل مالی و نبود روابط صحیح زناشویی از جمله مسائلی بود که مهین از آن رنج میبرد. سردارهدایتی ـ فرمانده انتظامی استان قزوین ـ نیز میگوید: این زن به اختلال شخصیتی، جنون آنی و مشکلات عاطفی مبتلاست.
انگیزه قتلها
مهین درباره قتلهایش دو نوع اعتراف کرد. او در بازجوییها در خصوص قتل نخست که در سال 85 انجام داده ادعا کرد، چون صاحبخانه قصد داشت او را مورد آزار قرار بدهد وی را کشت حال آن که این اعتراف با واقعیت مطابقت ندارد. سن زیاد مقتول، مشهور بودن او به سلامت اخلاقی و تدین و کمک یک میلیون و 300هزارتومانی متوفی به مهین و شوهرش بر ادعای سوءنظر خط بطلان میکشد و ازسویی سردار هدایتی درباره انگیزه مهین از کشتن زنان میگوید: چون مهین از مادرش متنفر بوده زنانی را که شبیه و همسن و سال او بـودند را میکشت. گفتههای سردار هدایتی برپایه بازجوییهای اولیه استوار است حال آن که اظهارات بعدی مهین فرضیه کینهجویی را نیز باطل میکند. علیرضا افتخاری ــ معاون دادستان قزوین و سرپرست تیم تحقیق در این پرونده ــ میگوید: «متهم از مادر خود متنفر نبوده بلکه فقط بر سر تقسیم ارثیه پدری با او مشکل داشته و این موضوع که وی به خاطر کینه داشتن از مـادرش زنـان را مـیکـشـته نادرست است و او در اعترافاتش گفته با انگیزه سرقت، زنان را میکشت.»
مهین بعد از هر قتل طلا و جواهرات قربانیانش را میدزدید و آنها را به چند مالخر میفروخت. بازپرس افروز انگیزه متهم را این طور شرح میدهد: «این زن 25 میلیون تومان بدهکار بود و طلبکاران، وی را تهدید کرده بودند اگر این مبلغ را نپردازد او را به زندان خواهند انداخت به همین خاطر مهین شروع به قتل کرد و از سرقتهای مرگبار خود حدود 4 میلیون تومان به دست آورد او در کمترین دزدی 600 هزار و در بیشترین آن یک میلیون و 300 هزار تومان به دست آورد.»
اما نکتهای که در این بین مطرح میشود این است که اگر انگیزه مهین صرفا سرقت بوده، چرا طعمههای خود را میکشته است؟ متهم در پاسخ به این سوال میگوید: «اگر آنها را نمیکشتم بعدها مرا شناسایی میکردند و دستگیر میشدم. من نمیخواستم این قتلها را انجام بدهم اما چون از طرف طلبکاران تحت فشار بودم ناچار به این کار شدم و قصد داشتم تا زمانی که بدهیام را تسویه کنم به کشتن زنان ادامه بدهم.»
شکار طعمه
یکی دیگر از نکات حائز اهمیت در پرونده قتلهای سریالی قزوین نحوه انتخاب طعمه از سوی متهم است. این زن به اماکن شلوغ میرفت و زنان مسنی را که طلا و جواهرات زیادی همراه داشتند شناسایی و با لحنی دوستانه و بیان جملات عاطفی اعتماد آنها را جلب و آنان را سوار خودرواش میکرد و سپس به آنها آبمیوه مسموم میخوراند و بعد از بیهوش شدن طعمهها آنها را خفه و اجساد را کنار خیابان رها میکرد. قاضی افتخاری میگوید: «به گفته متهم دلیل این که او زنان مسن را انتخاب میکرد این بود که آنها فرزند کوچک نداشتند و بچهشان بعد از مرگ طعمه، بیمادر نمیشد.» اعتماد بیمورد به زنی غریبه و قبول کردن خوراکی از او دو اشتباه بزرگی بود که مقتولان با انجام آن به سوی مرگ میشتافتند و اگر آنها کمی دقت میکردند گرفتار چنین سرنوشتی نمیشدند. تنها زنی که از چنگ مهین جان سالم به در برده است، میگوید: «روز 7 فروردین مهین در مقبره چهار انبیاء به سراغم آمد و با گفتن این جمله که من شبیه مادر مرحوم او هستم سر صحبت را باز کرد با این که نمیخواستم سوار خودروی او شوم این زن با چربزبانی مرا داخل ماشین کشاند. از همان اول به این زن مشکوک بودم و حواسم را کاملا جمع کردم. در بین راه وقتی مهین گفت باید بنزین بزند سعی کردم با بهانهتراشی از رنو کرم رنگ او پیاده شوم ولی اجازه این کار را نداد دقایقی بعد او به من آبمیوه تعارف کرد ولی چون به وی مشکوک بودم آن را نخوردم و با اصرار خواستم ماشین را متوقف کند. مهین این کار را انجام نداد و من موقع باز کردن در فهمیدم قفل خراب است و از داخل باز نمیشود برای همین با داد و فریاد توجه مردم را جلب کردم و توانستم از چنگ او فرار کنم.» هوشیاری این زن وی را از تله مرگ رهانید و پس از آن اظهاراتش در پلیس آگاهی به سرنخی برای دستگیری قاتل تبدیل شد. قاضی افتخاری به شهروندان هشدار میدهد: «اگر چه این قاتل دستگیر شده اما هنوز مجرمانی هستند که به دام نیفتادهاند و به همین دلیل مردم باید احتیاط کنند و از قبول خوراکی از غریبهها و اعتماد به آنان جدا بپرهیزند.»
الگوبرداری
به گفته بازپرس افروز مهین قتلهای خود را کاملا حـرفـهای انـجـام مـیداد و سـرنـخـی از خـود بـه جـا نمیگذاشت اما این سوال مطرح است که وی این طرز قتل را چگونه و از کجا آموخت؟ محمدباقر الفت دادستان قزوین میگوید: «مهین در اعترافاتش گفته از کتابهای آگاتا کریستی الگوبرداری میکرده است. علاوه برآندر یک مجله خانوادگی به تشریح جزئیات قتلهای سریالی در پاریس پرداخته شده بود و مورد توجه مهین قرار گرفت او همچنین فیلمها و سریالهای پلیسی را به دقت نگاه میکرد و از همین فیلمها بود که یاد گرفت برای این که اثر انگشتش به جا نماند باید از دستکش استفاده کند و پس از آن همیشه دستکش سفیدرنگ به دست میکرد. با توجه به این اعترافات توجه رسانهها به این نکته کاملا ضروری است که در فیلمها و گزارشهای خود از بیان جزئیات و لحظه به لحظه قتلها بپرهیزند و سعی کنند آنچه ارائه میدهند برای مجرمان جنبه آموزشی نداشته باشد.»
مراحل تحقیق
نکته قابل توجه دیگر در این پرونده مراحل تحقیقات صورت گرفته است. در سال 85 مهین مرتکب قتل شد اما توانست خودش را از مجازات برهاند. دادستان قزوین در این باره توضیح میدهد: «آن زمان مهین دستگیر شد و چندین جلسه تحت بازجویی قرار گرفت اما با هوش بالایی که دارد توانست از زیر بار سوالات فرار کند به گونهای که هیچ مورد مشکوکی علیه وی به دست نیامد و او به خاطر کافی نبودن مدارک آزاد شد. باید قبول کرد تخلیه اطلاعاتی زنی با این میزان هوش کار سادهای نیست.»
صرفنظر از قتل مرد صاحبخانه، دستگاههای مربوطه در کشف راز جنایتهای سریالی عملکردی مثبت داشتند. سردار هدایتی میگوید: «ما از همان ابتدا به سرنخهای خوبی رسیدیم که البته برای این که قاتل متوجه نشود به او نزدیک شدهایم، اطلاعات متناقضی ارائه دادیم به عنوان مثال در حالی که میدانستیم قاتل رنوی کرم رنگ دارد اعلام کردیم متهم با خودروی شاسی بلند طعمههایش را شکار میکند. ما در ایران 27 هزار رنوی کرمرنگ را شناسایی کردیم و با تحقیق درباره آنها فهمیدیم یکی از این اتومبیلها به تازگی در منطقه وقوع قتلها جریمه شده است به این ترتیب نشانی صاحب خودرو را شناسایی کردیم و او را زیر نظر گرفتیم تا این که قاتل دستگیر شد.»
قاضی الفت نیز میگوید: «در همان قتل اول یک شاهد، قاتل و مقتول را سوار رنو کنار یک جاده در حال انجام رفتار غیرمتعارف دیده بود و ما با همان سرنخ و اطلاعات دیگری که به دست آوردیم توانستیم متهم را دستگیر کنیم. ضمن این که مقتولان با اعتماد به قاتل سوار خودروی او میشدند و هیچ مقاومتی نشان نمیدادند که همین نشان میداد متهم یک زن است.» یکی از دلایلی که باعث شد تحقیقات در این پرونده در مسیر صحیح و با سرعت پیش برود همکاری همه سازمانهای مسوول بود. سرپرست تیم تحقیق میگوید: «نتیجهای که به دست آمد حاصل همکاری دستگاه قضایی، پلیس، اداره اطلاعات، مخابرات، پزشکی قانونی و سپاه بود.»
شایعه
یکی از مشکلاتی که در هنگام تحقیقات پلیسی ــ قضایی؛ مسوولان شهر قزوین با آن دست به گریبان بودند شایعهسازی در شهر بود و عدهای با انتشار اخبار بیاساس بر ترس و وحشت شهروندان دامن میزدند. طبیعتا هرگاه چنین وقایعی رخ میدهد گروهی نادانسته اسیر خبرهای نادرست میشوند و آنها را انتقال میدهند و برخی دیگر نیز آگاهانه سعی میکنند به شایعات باطل دامن بزنند. در این بین اطلاعرسانی از طریق منابع رسمی یکی از راهکارهایی است که میتواند از به وجود آمدن چنین فضایی جلوگیری کند. چنانچه مسوولان اخبار موثق را به گونهای که در تحقیقات خللی ایجاد نشود از طریق رسانهها به مردم اطلاع بدهند بیشک هم بازار شایعهها از رونق میافتد و هم افراد احتیاط و دقت بیشتری به خرج خواهند داد و اگر با موضوع مشکوکی متناسب با پرونده روبهرو شدند همکاری بهتری با دستگاههای ذیربط خواهند داشت.
به هر روی مهین اکنون در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات از او برای افشای ابعاد دیگر پرونده ادامه دارد و این بار نیز بر همگان ثابت شد هر مجرمی هر چقدر هم که زیرک و باهوش باشد سرانجام دستگیر میشود و به سزای عملش میرسد، اما نکتهای که نباید از آن غافل ماند توجه به ریشههای این قتلها و تلاش برای محو علل و عوامل رخ دادن آنهاست. به همین خاطر است که دستگاه قضایی و انتقامی بررسیهای خاصی روی این پرونده انجام میدهند و قرار است رسیدگی به پرونده این متهم در آینده به صورت ویژه صورت بگیرد.
علیرضا رحیمی نژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم