در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرده دوم: پزشک اورژانس بانوان مشغول ویزیت یک بیمار دیگر است. بیماری پوستی دارد. نیمه شب و بیماری پوستی آن هم در اورژانس؟ مرد جوان مادرش را هراسان به نزدیک اتاق پزشک میآورد. دکتر از پذیرش بیمار خودداری میکند. بر سر پیرزن فریاد میآورد که از اتاق من برو بیرون چرا که نوبت را رعایت نکردهای!
به همین سادگی مریض بدحال با داد و فریاد از اتاق پزشک به بیرون رانده میشود... پیرزن حالت طبیعی ندارد. رنگش پریده است. ترسیده هم از فریادی که به دلیل نامعلوم بر سرش کشیدهاند و هم حالتی که از تجویز نادرست دارو در بیمارستانی دیگر بر وی عارض شده است. سر و صدای طرفداران انتخاباتی از بیرون درمانگاه به گوش میرسد. همه طرفداران رنگ به رنگ در یک تعامل فرهنگی! در حال شعار علیه یکدیگر هستند.
پرده سوم: با خواهش و اصرار و عجز و التماس نهایتا پیرزن در اورژانس برادران مورد پذیرش قرار میگیرد. دکتر اورژانس برادران میگوید اگر قدری دیر مورد بستری قرار میگرفت معلوم نبود چه اتفاقی رخ میداد.
ساعت به یک بامداد نزدیک میشود. هیجان خیابانهای انتخاباتی! از بیرون درمانگاه به درون میآید. ذهنها به یکسو میچرخد که راستی کدامیک از نامزدهای محترم ریاست جمهور با این وضع نابسامان بهداشت و درمان و البته دکتر سالاری موجود در مراکز درمانی کشور به فکر تدوین نظام سلامت در کشور هستند. تصور کنید اینجا که قلب ایران است و بر پیشانیاش نوشتهاند پایتخت، بیماران اورژانسی را با تشر از اتاق بیرون میرانند و باور کنید که ترسآور است، در ذهنمان تصور کنیم اگر این اتفاق در چند نقطه دیگر رخ دهد آیا به کلمهای تحت عنوان فاجعه ختم نمیشود؟!
محسن نورایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: