پس از دستگیری این جوان، موضوع به کلانتری 29 مشکینآباد کرج اطلاع داده شد و با حضور ماموران در محل مشخص شد مجتبی همراه همدست فراریاش به بهانه کرایه خودرو، با زور و تهدید راننده را زخمی سپس زن جوان را به عنوان مسافر سوار کرده و قصد زورگیری از وی را داشتهاند.
با انتقال متهم و زن مسافر به اداره آگاهی استان تهران، آنها مورد بازجویی قرار گرفتند. زن مسافر که بشدت گریه میکرد، در اظهاراتش به پلیس گفت: امروز عصر در خیابان صدوقی کرج منتظر تاکسی بودم که خودروی پیکان کرم رنگ که 2 مسافر داشت و یکی از آنها در جلو و دیگری در صندلی عقب نشسته بود، مقابل من توقف کرد. به تصور این که خودرو مسافرکش است، سوار شدم اما زمانی که در چهار راه طالقانی قصد پیاده شدن داشتم، جوانی که در صندلی عقب نشسته بود، بسرعت چاقویی از جیبش در آورد و آن را زیر گلوی من قرار داد.
دادو فریاد راه انداختم که مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند و ربودند و در میانه راه طلا و پولهایم را به سرقت بردند و قصد انتقال مرا به خارج از شهر داشتند که باآنها درگیر شدم و خود را از خودروی در حال حرکت به بیرون پرتاب کردم.
آنها هنگام زورگیری از من گفتند دختران و زنان دیگری را هم ربودهاند و پس از سرقت اموال، آنها را مورد آزار و اذیت قرار دادهاند.
ماموران با اطلاعاتی که از شاکی به دست آوردند، با این احتمال که افراد دیگری هم در دام متهم و همدستانش گرفتار شده باشند، به بررسی از پروندههای مشابه مطرح شده در مراکز پلیس پرداختند و معلوم شد دهها زن و دختر دیگر هم شکایتهای مشابهی ارائه کردهاند.
با مشخص شدن موضوع، ماموران تصاویر رایانهای مردان شرور را مورد بررسی قرار دادند که معلوم شد، تصاویر به مجتبی و دوست فراریاش شباهت دارد.
به این ترتیب، کارآگاهان از شاکیان خواستند که در مواجهه با مجتبی متهم شرور قرار بگیرند که همگی آنها به محض مشاهده وی بیان کردند، او یکی از همان مردان شرور بوده که آنها را به دام انداختهاند.
با فاش شدن راز جرایم سیاه مجتبی معروف به پلنگ و همدستان فراری وی، او مورد بازجویی قرار گرفت و اتهام خود را پذیرفت.
اعتراف مرد شرور
مجتبی در اظهاراتش به پلیس گفت: با یکدستگاه خودروی سواری کرم و شیری رنگ در محلههای مختلف کرج پرسه میزدیم و زنان و دختران را به عنوان مسافرسوار میکردیم و در میانه راه با زور و تهدید چاقو، آنها را کتک میزدیم و اموالشان را به سرقت میبردیم و 4 نفر از افرادی را که در دام من و همدستانم گرفتار شده بودند، مورد آزار و اذیت قرار دادیم بعد جرایم خود را با یک خودروی اجارهای ادامه دادیم و قرار گذاشته بودیم پس از دستگیری همدیگر را لو ندهیم. به دنبال اعتراف متهم، 2 همدست وی هم تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند و چند هفته بعد، دستگیر شدند و در بازجوییهای پلیسی به همکار ی با وی اعتراف کردند.
پرونده متهمان از سوی بازپرس وقت، محسن علی اشرف رئیس شعبه 20 دادسرای جنایی کرج با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد، اما متهمان در روز محاکمه، آزار و اذیت شاکیان را نپذیرفتند و قضات دادگاه آنها را از اتهام سنگین تبرئه کردند و بخش دیگری از پرونده آنها که درخصوص آدمربایی و سرقت مقرون به آزار بود به شعبه124 دادگاه عمومی جزایی کرج ارسال شد و چندی قبل هر کدام از این متهمان به 20 سال زندان، ردمال و شلاق از سوی قاضی معین رئیس شعبه 124 دادگاه عمومی جزایی کرج محکوم شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم