این انتخاب البته بسته به نوع و سلیقه ببیننده متفاوت است؛ اما شاید سریال مستند تلویزیونی سیاره زمین Earth planet جزو همان انتخابهای خاص باشد.
سریالی که تقریبا 2 سال پیش از سیمای خودمان هم پخش شد و از آن پس گاه و بیگاه در شبکههای سیما پخش مجدد هم به عنوان تک برنامه داشته است. سیاره زمین که از تولیدات بی.بی.سی و بخش مستندسازی آن است اگر چه 11 قسمت داشت؛ اما به قدری خوب و حساب شده ساخته شده بود و این قدر سردیوید آتن بارو گفتار متن را با حس و حال خوانده بود که بسیار بیشتر از سریالهای مستند و خوش ساخت بی.بی.سی (حتی در قسمتهای کلانتر و بیشتر) به چشم میآید و در ذهن بیننده جاخوش کرده است.
حالا پس از سیاره زمین؛ یک فیلم جمع و جور با نام تقریبا مشابهی از 4 اردیبهشت امسال (24 آوریل) به اکران سراسری راه یافته است: فیلم مستند 95 دقیقهای «زمین (Earth)». فیلم که محصول حیاتوحش بی.بی.سی است اگر چه با سیاره زمین تفاوت دارد، اما چارچوبها یکی است و صحنههای کار نشده در سریال تلویزیونی به اضافه آنچه اصلا برای ساخت این فیلم جداگانه فیلمبرداری شده، روی هم تبدیل شده است به فیلم مستند زمین.
آنچه در پی میآید، گفتگویی است با کارگردانان این فیلم؛ آلستر فوترگیل و مارک لینفلد درباره چگونگی ساخت فیلم؛ فیلم مادر یعنی سریال سیاره زمین و بالاخره مخاطرات اکران یک فیلم مستند. بخوانید:
اول از همه درباره نحوه اکران زمین بگویید. چگونه است که فیلمی از سال 2007 تا الان در نوبت اکران باشد؟
فوترگیل: زمین اصلا در نوبت اکران نبود. چرا که پس از اتمام تدوین و آماده شدن کار، اکران سراسری آغاز شد، به نحوی که اکران اروپایی عمدتا اواخر پاییز مدنظر ما بود. کار 10 اکتبر 2007 در فرانسه اکران شد. مدتی بعد در 16 نوامبر همان سال در انگلستان، 7 فوریه در آلمان و همینطور جاهای دیگر تا بالاخره رسیدیم به اکران آمریکای شمالی که برابر شد با آوریل 2009.
اما خب، هرگز توقع جذب پول از راه گیشههای یک فیلم سینمایی پرخرج وجود ندارد، چه برسد به یک مستند سینمایی. آیا گیشه هم برایتان مهم بود؟ یا ساخت کار اثر اولویت داشت؟
فوترگیل: پیام این فیلم و نوع ساخت و کارش به هر حال با کارهای دیگر متفاوت است. حتی منبع مادر این فیلم یعنی سریال تلویزیونی سیاره زمین هم حداقل به لحاظ محتوایی و درصد کمی به لحاظ ساختاری با زمین متفاوت است. توجه کنید که در کنار اکران اروپایی و کشور به کشور که انجام میشد، کنفرانسهای متعددی درباره خطراتی که کره زمین را تهدید میکند یا موضوعات مرتبط با آن هم برگزار میشد. فعالیتهایی که اصلا مربوط به ما نبود، اما پیام فیلم را به هر حال بیشتر و بیشتر به مردم جهان منتقل میکرد. زمین از گیشه هیچ انتظاری نداشت و ندارد.
در فاصله 26 فوریه 2006 تا زمان کنونی (یعنی وقتی برای اولین بار قسمت نخست سریال سیاره زمین روی آنتن رفت) اثرات و تاثیرگذاری این فیلم مستند را چگونه ارزیابی میکنید؟
فوترگیل: این تاثیرگذاریها فوقالعاده است. به یاد دارید که در ورسیون اصلی، دیوید آتنبارو؛ گوینده گفتار متن بود. با آن تیپیکال و مقبولیتی که او دارد و با صدای سراسر احساسش، اما برای پخش سریال در آمریکای شمالی؛ سیگورنی ویور روی این سریال صحبت کرد. شاید برای این که لهجه او برای آمریکایی جماعت مناسبتر بود یا این که به هر حال سیگورنی (ویور) سابقه بازی در فیلمهای شبه مستند را هم دارد (شاید منظور فوترگیل فیلم زندگی میان اورانگوتانها باشد که سیگورنی ویور در سال 1988 بازی کرد) من اعتقاد دارم که این روند اکران (علاوه بر آن که سیاره زمین هم در بیش از 125 کشور جهان پخش تلویزیونی داشت) تاثیرگذاری فراوان و مهمتر از آن تاثیرگذاری بنیادین برای مردم داشته است.
در ساخت و ساز زمین بهعنوان یک کار مستند چقدر نوآوری داشتهاید؟ به هر حال قریب 45 سال است که تلویزیونها فیلمهای مستند میسازند و پخش میکنند.
فوترگیل: بی.بی.سی 60 سال و اندی است که برای مستندهای مختلف، واحدهای جداگانه دارد و کارش تعطیلبردار نیست همچنین حدود 25 سال است که تولیدات مشترک هم صورت میگیرد. طبیعی است که برای جذابیتهای کار باید خلاقانه عمل کرد. پرسنل و عوامل کارکشته و عاشق مستندسازی هم از مهمترین آیتمها برای ساخته شدن یک کار خوب به حساب میآید. برای ساخت زمین فقط 29 فیلمبردار آنلاین وجود داشت و تعداد فیلمبرداران زمینهها و کارهای ترکیبی نزدیک به 15 نفر بود. گروههای نگارش سرصحنه تقریبا گروهی بود که 27 عضو داشت. فیلمبرداری مکانهای خاص نیز گروههای خودش را داشت؛ غواصی زیر آب و کار در قطب همه اینها باعث میشد هر تخصصی سر جای خودش قرار داشته باشد و از امکانات نهایت استفاده برده شود.
آیا تریلر زمین و آنونسهای آن توانسته به طور کلی توضیح مناسبی برای یک کار مستند باشد؟
لینفلد: ببینید، آنونس کار مستند بسیار متفاوت از آنونسهای تبلیغی و فیلمهای سینمایی است. باید در کمترین زمان کل فیلم را بهگونهای معرفی کرد که هم پیام کلی فیلم ارائه شود و هم زیباییهای ساختاریاش. 3 آنونس این کار همگی با این قواعد ساخته شدهاند و زیبایی کار هم در این بود که در کمترین زمان شاید حدود 35 لوکیشن میبینیم. آغاز با نمایش کره زمین؛ بال زدن مرغ بهشتی، بعد قطب، سپس مهاجرت گروهی پرستوها؛ بعد برمیگردیم به آفریقا، دوباره به سراغ نمای کره زمین میرویم، قطع به کوهستان و دوباره به یک لوکیشن دیگر. یادتان باشد که خرسهای قطبی، فیلهای آفریقا و والها بازیگران اصلی (!) فیلم هستند.
بودجه ساخت زمین با این همه وسعت لوکیشن و تعدد آن و عوامل کاری و اجرایی چطور 15 میلیون دلار شده است؟
لینفلد: ... (باخنده) حداقل حیوانات که دستمزد نمیخواهند. بودجه 15 میلیون دلاری اگر چه بودجهای کم نیست برای یک مستند سینمایی، اما همان تعداد لوکیشنها را کافی است در نظر بگیریم. ضمن این که شما برای ساخت یک مستند نمیتوانید برنامهریزی کنید که در قسمت اقیانوس موجهای 4 متری و 8 متری و 20 متری همگی هر وقت شما میخواهید ایجاد بشوند یا حیوانات آنگونه عمل کنند و دیده شوند که شما میخواهید. صبر و حوصله و عشق به کار، اصلیترین دلیل موفقیت سیاره زمین و فیلم زمین است. هر چند بودجه کار نیز بسیار مهم بود.
آیا شما در ساخت سیاره زمین هم دخالت داشتید یا این که تمام تمرکزتان روی این فیلم مستند بود؟
لینفلد: هم من و هم آلستر (فوترگیل) جزو گروه 12 نفری تهیهکنندگان این سریال بودیم. اصلا جرقه ساخت یک فیلم مستند چیزی نبود که بعدا یکباره روشن شود. از قبل هم این تصمیم وجود داشت. اما با موفقیت جهانی سیاره زمین همه عزمشان را بر خوش ساختی هر چه بهتر مستند سینمایی گذاشتند.
از نگاه بینندگان تلویزیونی و منتقدان سینمایی به هر حال هر دو کار، با اقبال مواجه شدهاند؛ شما کدام کار را بیشتر دوست دارید؟
لینفلد: این گفتنی نیست. اگر سیاره زمین تولید نمیشد، مستند سینمایی زمین وجود نداشت. اما باید اذعان کرد موفقیتهای هر چه بیشتر سیاره زمین شگفتآور بود. چهار جایزه اِمی بردن کار سادهای نیست. با این حال زمین هم زیباییهای خودش را دارد. نمیتوان بین آن دو کار یکی را برگزید.
ما در این فیلم به طور مشخص با خرسهای قطبی، فیلهای آفریقایی و والها طرفیم، هر کدام در فصل مهاجرت خود به سمت و سوی خانه اصلیشان در حرکتند. عبور از زمین در محل جغرافیاییشان و در لابهلای این خانوادههای بزرگ حیوانات دیگر را میبینیم. چرا فقط روی این سه سوژه کار کردید؟
فوترگیل: این تمام فیلم زمین است؛ حرکت 3 گونه حیوانی بسیار مهم و بازگشتشان به خانه. جالب اینجاست که تمام آنها مورد تهدید قرار دارند و چون محل جغرافیاییشان با یکدیگر بسیار متفاوت است، گویی تمام زمین و حیواناتشان دیده میشوند.
وقتی سری به آفریقا میزنید تا «فیلها» را ببینید طبیعی است که شیرها، زرافهها و بابونها را هم میبینید. تمرکز روی «خرسهای قطبی» این امتیاز را دارد که به گرم شدن زمین هم بپردازیم.
آلودگی اقیانوسها با همان والهای فیلم ارتباط تنگاتنگ دارد و زندگی فیلها و شکارچیان قاچاقچی که داستانی قدیمی دارد. به هر حال شاید تمرکز روی این سهگونه میتوانست بیشترین تاثیرگذاری را هم داشته باشد. حیوانات به سمت خانههایشان میروند، در حالی که ممکن است خانههایشان برسرشان خراب شود؛ چرا که انسانها به فکر کره خاکی نیستند.
منبع: ورایتی
مهدی تهرانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم