قاب خوانندگان

گیلعاد، سیاه یا سفید

«گیلعاد» داستان خود را با معرفی شخصیت‌هایی نظیر عمو تراب، جعفر و ... در برابر بن‌حور و فضلی، کاملا از همان ابتدا، خوبی و بدی را به مخاطب دیکته می‌کند و با مواجهه هر یک از آنها به مخاطب، بیننده، کاملا داستان را لو رفته می‌داند. قصه با چنین بسترسازی به روایتی از تاریخ ایران می‌پردازد که پرداخت به آن زیاد صورت نگرفته، مگر در سریال «مدار صفردرجه»، ولی با این وجود پتانسیل محتوایی به قدری است که بیننده را همراه خود می‌کند.
کد خبر: ۲۵۶۶۳۹

شخصیت محوری این سریال یک مرد یهودی است که پس از سال‌ها به ایران بازگشته و با ورود او و نگاه خاصی که در آن سرزمین به او تعلیم داده‌اند، قصد به جاگیری و بروز نمودن برخی از عقاید خاص را دارد و آنچه بیش از پیش در او رخنمون دارد، حرکت‌های خزنده و آرامش است که با یک نرمی در بستر سریال جاری است گرچه این نوع برخوردها ریشه در همان نگاه مذکور دارد لاکن نویسنده با تاکید بر آن این قدرت را یافته تا بیشتر به بیان ابعاد شخصیتی این مدل آدم‌ها بخصوص در آن روزگار بپردازد. کارگردان با همین ابزار به ظاهر ساده قادر می‌گردد تا جبهه مقابل و به عبارت دیگر آدم‌های خوب را به تصویر کشد، یعنی با المان سیاهی، ترکیبی را به نمایش می‌گذارد که هر آن مخاطب، منتظر تاثیر و بازتاب آن سوی گود است. نکته جالب و حائز اهمیت در این سریال آن است که بن حور، گرچه دارای نقش پر رنگی است اما هیچ‌گاه مخاطب مستقیم با او درگیر نمی‌شود. «بن‌حور» در واقع نقطه پایانی و نتیجه‌گیری را دارد. آنچه بیننده با آن روبه‌روست، تاثیرات نگاه بن حور بر مسیر داستان است و کارگردان برای پر نمودن چنین خلا‡یی با استفاده از شخصیتی نظیر «فضلی» یا حتی خود شخصیت عمو تراب، راه و مسیر پر نیرنگ «بن‌حور» را نمایان می‌سازد. در همین مسیر است که سازنده اثر توانسته، پی‌ریزی درامی را شکل دهد. درامی که فضای سنگین چنین داستانی را، آرام و نرم می‌کند و این موفقیتی در «گیلعاد» می‌باشد.

از ویژگی‌های آثار تاریخی، ترسیم فضاسازی ایده‌آل و متناسب است، چنین وضعیتی قادر می‌باشد تا بیننده را به سرعت به داستان نزدیک نماید. المان‌هایی از ایران آن مقطع و بخصوص اوضاع و شرایط خاص شهر، نحوه گفتار، نوع حرکات و حتی برخی از اشیاء کمک شایانی به پیشبرد این داستان کرده. شخصیت‌ها نیز هر یک به جا و به موقع مورد استفاده قرار گرفته‌اند. خیلی سعی نشده به شخصیت‌ها صرفا به جهت پر نمودن فضای داستانی نگاه شود بلکه هر یک باری از داستان را به دوش می‌کشند و نقششان به نوعی تاثیرگذار می‌باشد. این شخصیت‌ها هرچند در بخش‌هایی از اثر هیچ بار تاریخی ندارند، اما توانسته‌اند تا کنه دراماتیک را نمادین‌تر و پررنگ‌تر نمایند، اما نکته‌ای که جای تامل دارد، چنین آثاری به جهت پشتوانه تاریخی و مستندات ویژه این کشش را دارند تا ابعادشان بیشتر باز شود. به هر حال موضوع تاریخی است و صرف‌نظر کردن از برخی وقایع جایز نیست. به نظر می‌رسد، قصه با تمامی ظرایف و حساسیت‌هایی که کارگردان در آن لحاظ کرده در برخی از بخش‌ها شتابان و به سرعت به پیش رفته. بیننده در عین نیاز به بررسی بیشتر درخصوص یک موضوع به ناگهان درگیر موضوع دیگری از داستان می‌شود و کاملا این گذر را حس می‌کند بی‌آن که پاسخ برخی از پرسش‌ها و برخی تعلیق‌هایی که در اثر آمده را دریابد. «گیلعاد» با تمام نکات منفی و مثبتش، اثری قابل توجه است. اثری که روایت تاریخ را بسیار سریع بیان می‌کند، اما توانسته با همین کوتاهی زمانی سریالی جذاب را پدیدار نماید.

فائقه‌السادات خراسانی اصل

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها