در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انتشارات سروش سابقه طولانی در عرصه چاپ و نشر کشور دارد. شما جایگاه این شرکت بزرگ انتشاراتی را در کل سامانه نشر کشور چگونه میبینید؟
جایگاه یک مجموعه انتشاراتی را با چند شاخص اصلی میتوان تعریف و معرفی کرد:
نخست، توانمندی حرفهای آن در شناخت موضوعات فاخر و مقولات مورد نیاز جامعه و دستیابی به سرچشمههای ناب اندیشههای مدون بشری که رسالت اصلی و اساسی نشر اطلاعات است. پدیده نشر نوشتاری، در نهایت یک واسطه بین تولیدکنندگان اندیشه و نظر از یکسو و جامعه از دیگر سو است.
شاخص دیگر، توانمندی در مدیریت چرخه نشر (از بررسی متن و طرح تا آمادهسازی و چاپ و توزیع و تبلیغ) است و هرچه این چرخه، فرآیند مناسبتری داشته باشد، بیتردید توانمندی بیشتری حاصل خواهد آمد.
شاخص سوم به باور من، قدرت ناشر در جذب صاحبنظران و صاحبان اندیشه از یکسو و توان همکاری با ویراستاران و هنرمندان و فنکاران حرفهای است که نتایج کار را با درستی و زیبایی و تناسب، نزدیک میکند.
و دست آخر این که ناشر واقعبین، افزون بر میل مخاطبان و اقتصاد نشر، ضروری است از ارزشهای مورد عنایت نظام و جامعه آگاهی داشته باشد.
در تطابق با شاخصهای چهارگانه، شرکت سروش توانسه است جایگاه مناسب را در حوزه نشر به دست آورد اگرچه نمیتوان گفت در این مقیاسها به حداکثر رسیده، اما نگاهی به سیاهه انتشارات گذشته و در دست اقدام و مولفان و مصنفان و مترجمان و ویراستاران و هنرمندان همکارمان، نشان میدهد انتشارات سروش همواره به قله نگاه کرده و هرگز نخواسته ارزشهای خود را به سود سایر عوامل فراموش کند.
از انتشارات سروش به عنوان بازوی فرهنگی مکتوب در کنار رسانه ملی یاد میشود. از این نظر چه جایگاه، رسالت و ماموریتهایی را میتوان برای سروش ترسیم کرد؟
پدیده رسانه سوم، یک ضرورت و باید رسانهای در جهان و بخشی از نظام اطلاعرسانی رسانههای عمومی است (منظومه رسانههای دیداری و شنیداری و نوشتاری). مفهوم آن این است که هزینه و فرصتهایی که برای تولید و پخش برنامههای رادیویی و تلویزیونی صرف میشود و عمدتا شامل تولید اطلاعات فراوان است، کمتر در اذهان مخاطبان باقی میماند. در واقع هدف هر رسانه جدی در مرحله نهایی این است که مخاطبان، علاوه بر پذیرش عقلی و عاطفی اطلاعات، بر مبنای آن «رفتار» کنند. این موضوع بویژه در عرصه برنامههای آموزشی و تربیتی و فرهنگی و تبلیغی، روشن و آشکار است.
رسانه سوم یا مکتوب، برنامهها را در اندیشه مخاطبان ماندگار میکند. علاوه بر این، یکی از وظایف مهم رسانه مکتوب، معرفی برنامهها و چگونگی تولید و زمان پخش آنهاست (که عمده سازمانهای رسانهای جهان، از آن بهره میبرند). به همراه این وظایف بویژه در کشور ما، نقش دیگری برای رسانه سوم قابل تصور است و آن آشنا کردن مخاطبان با رسالت و نقش و وجوه علمی و کارکردی رسانهای جمعی و دانش ارتباطات است.
این قابل تصور است که بسیاری از مطبوعات کشور، از جذابیتهای رسانه با منظور جذب مخاطبان بهره میبرند، اما انتشارات سروش، هم در قالب چاپ کتاب و هم در چارچوب انتشار مطبوعات، سابقه بسیار ارزندهای در پرداختن به دانش ارتباطات، دانش فنی رسانهها، هنرهای رسانهای و معرفی کارکرد رسانه ملی دارد و از این نظر منحصر به فرد است. سعادتمندانه، بیشتر دانشگاههای مهم کشور، رشتهها و گرایشهای رسانهای را ایجاد کرده و هم اینک استادان و دانشجویان بسیاری در این زمینهها تحصیل میکنند. سروش میتواند مراجع و منابع خوبی برای این عزیزان فراهم کند و این مقدور نیست مگر در همکناری و همکاری با رسانه ملی به عنوان وجه نوشتاری صداوسیما.
اگر بخشی از رسالت شرکت انتشارات سروش را حمایت از ثبت و مکتوب کردن محتوای برخی از برنامههای شاخص صداوسیما بدانیم، زمینهها و ظرفیتهای بالقوه تقویت تعاملات بین سروش و رسانه ملی را چگونه میبینید؟ اگر پاسختان متمرکز بر حوزه برنامهها باشد، بهتر است.
همچنان که در پاسخ به سوال دوم عرض کردم، یکی از مهمترین رسالتهای سروش به عنوان رسانه سوم، ماندگار کردن اطلاعات تولید شده در رسانه و انتشار آن از طریق تولید نوشتاری است. با وجود پرشمار شبکههای برنامهساز رادیویی و تلویزیونی ملی و مرکزی و محلی و برون مرزی، شمار برنامههایی که میتوانند وجه مکتوب به خود بگیرند، گسترده و اگر به گذشته نیز رجوع کنیم، تقریبا غیرقابل محاسبه است. این گنجینه عظیم تولید اطلاعات وجود دارد. متن بسیاری از برنامههای نمایشی، از سریالها و مجموعهها گرفته تا تلهتئاترها و تلهفیلمها و متن بسیاری از گفتارها و مصاحبهها در موضوعات گوناگون و جذاب و حتی سلسله برنامههای اطلاعاتی در حوزه علوم و فنون و هنرهای منسوب به خانه و محیط زندگی و نیز گفتگو با شخصیتهای مختلف، با ویرایش خاص و جایگزینی تصاویر برنامهها و پیوستهای مناسب و تکمیلی، میتواند مکان مناسبی در خانه مردم و کتابخانهها و مراکز علمی و... بیابد و مورد استقبال قرار گیرد. حتی بسیاری از برنامههای خارجی را که مورد توجه عموم بوده است میتوان به متن نوشتاری تبدیل کرد.
طبعا گفتگوها و تبادل نظر گستردهای نیز با معاونتهای محترم سازمان و مدیران شبکهها برای تفاهم و توافق در این زمینه انجام شده است. بحث «شبکه مجازی کتاب» با توجه به رسالت سازمان به منظور ارتقای کمی و کیفی مطالعه و کتابخوانی در کشور، با تعهد سروش به تهیه و تولید برنامهها و پیامها، به مراحل عملیاتی نزدیک است.
مدیریت سروش در چند ماه اخیر، طرحهایی در زمینههای گفته شده به سازمان ارائه کرده و نیز سازوکار و ساختار لازم را برای آغاز و اداره این کار در سروش به وجود آورده و بنابراین آمادگی کامل دارد در صورت حمایت سازمان، اجرای این فعالیت را بسرعت پیگیری کند.
علاوه بر حوزه برنامهها، آیا برای مستندسازی و مکتوب کردن تحقیقاتی که از سوی حوزههای پژوهشی یا انتشاراتی وابسته به حوزههای رسانه ملی انجام میشود نیز همکاری و مشارکتی از سوی سروش وجود دارد؟ اگر این گونه است چه سازوکارها و رویکردهایی میتواند این فرآیند را تقویت کند؟
یکی از مهمترین وظایف سروش، مکتوب کردن تولیدات پژوهشی سازمان است که در حکم ریاست محترم سازمان هم بدان اشاره شده است. سازمان به دلیل نیاز خود، در سالهای اخیر بر شمار واحدهای تحقیقاتی خود افزوده است. منطق حکم میکند نتایج تحقیقات در یک مجموعه فرهنگی وابسته و با استعانت از همکاران ورزیده و فرهیخته، ویرایش شود و به چاپ رسد. سروش همواره آمادگی خود را برای برآورده کردن این خواسته به مراجع ذیربط در سازمان اعلام و حتی به دستورها و بخشنامههایی که در این زمینه، رسما صادر شده استناد کرده است. این اختیار و نفوذ برای سروش از نظر اداری وجود ندارد که اجبارا این نتایج را جذب کند و بنابراین با این که خواص فرهنگی و اقتصادی و اداری آن روشن است، انتظار داریم حوزههای مختلف، خود به این نتیجه برسند این چراغ به خانه رواست.
طی یکی دو سالی که مدیریت انتشارات سروش را به عهده گرفتهاید، چه اقداماتی برای بهینهسازی زیرساختها و زمینهسازی برای کاهش مشکلات و تنگناها انجام گرفته است؟
پس از بررسی اولیه آشکار شد سروش موجود با یک شرکت چابک و کارآمد فاصله فراوان دارد. بدون ورود به جزییات باید گفت وضعیت مدیریت منابع اعم از انسانی و مالی، سازماندهی، وجود تعلق در مجموعه، وضعیت داراییها، شمار تولیدات اعم از کتاب و مطبوعات، ارتباط با جامعه مولف و مصنف و دیگر اقشاری که با سروش همکاری میکردند، زمان انتظار و کیفیت پاسخگویی، ارتباط با سازمان و... با آنچه انتظار میرفت، فاصله داشت و شکاف با مطلوب، قابل توجه مینمود.
در این طریق ابتدا جذب صاحبنظران مدیریت و فرهنگ و دستاندرکاران مراکز انتشاراتی در اولویت کار قرار گرفت و چند کمیته (کمیته تحول، کمیته طرح و برنامه، شورای کتاب و...) از یاران صاحبنظر تشکیل شد.
بر پایه همکاری و نظر این یاران و از طریق جذب دوستانی که توانایی درک موقعیت سروش و رسالتهای آن و نیز شناخت و تحلیل تحول و راهکارهای آن را داشتند، سلسله فعالیتهایی انجام شد از جمله:
- مهندسی مجدد ساختار سروش و ترسیم رویکردهای قابل اهمیت در آینده (برونسپاری، کوچک کردن و چابک کردن ساختار و....)
- بازسازی معاونت فرهنگی و زیرمجموعههای آن و تلاش برای جبران تاخیرها و توقف در روند پاسخگویی و سفارش کار و بررسیها.
- تشکیل منظم جلسات هیات مدیره و ترمیم سیستم تصمیمگیری.
- تدوین و ارائه راهکارهایی برای ارتباط بیشتر و گسترهتر با سازمان.
- رسیدگی به وضعیت داراییهای شرکت و تعیین تکلیف برای سینما پلازا (که بهزعم دستور ریاست سازمان صداوسیما، هنوز به انجام نرسیده است.)
- بازنگری در سیستمهای کاربردی موجود و سرمایهگذاری برای سیستمهای مورد نیاز و فرآیندها.
- بازنگری در کمیت و کیفیت منابع انسانی و ساماندهی به این امر.
- تشکیل گروه تدوین استراتژی به منظور تعیین چشمانداز و راههای آینده سروش.
- ساماندهی مدیریت و تجهیزات و روند تامین مواد چاپخانه سروش.
- تدوین سیاستهای حوزههای مختلف (فرهنگی، بازرگانی و تولید و آمادهسازی) و تدوین و ارائه طرحهای گوناگون در ارتباط با سازمان صداوسیما به منظور بهرهگیری از منابع تولیدی غنی آن.
- تدوین و پیگیری اجرای پروژههای فرهنگی در حوزههای مختلف.
- بررسی مستمر برای ایجاد شیوههای کاهش هزینهها و افزایش درآمدها.
این فعالیت هماینک نیز بهجد دنبال میشود و امیدواریم تا پایان سال، استراتژی و بیانیه چشمانداز نهایی شود و پیادهسازی کامل ساختار و تنظیم فرآیندها و نیز اقداماتی که میتواند دست سروش را از نظر قانونی برای توسعه و بهبود کارها گشاده کند، سامانه لازم برای تحرک بیشتر و توسعه و بالندگی شرکت حاصل شود.
فراتر از این وظایف، سروش چه کارهای دیگری میتواند انجام دهد که در حوزه فرهنگی تاثیر بیشتری داشته باشد؟
ما در طول این گفتگو بیشتر به سروش پرداختیم که شاید هدف هم همین بود؛ اما من میل دارم در این فرصت واپسین، این نکته را یادآور شوم که ناشران کتاب و مطبوعات، امروز وظایف خطیری را به عهده دارند. در برابر گستره فناوری رسانههای الکترونیک، رسانههای کتبی باید از چنان محتوا، تنوع و جذابیتی برخوردار باشند تا این زیباترین ودیعه الهی (قلم) از ذهنیت جامعه ما دور نشود و مهجور نیفتد.
گنجینهای گرانبها از فکر و اندیشه ایرانی و اسلامی وجود دارد و هنوز هم استادان والااندیشی در کنار ما زندگی میکنند که تولید فکر و توان پژوهیدن و گفتن در ایشان سیلان و جریان دارد. چندی است نوزادان سیاسی و اقتصادی، هجوم بیرحمانه خود را برای ربودن و به نام خود ثبت کردن و یغمای اندیشههایی که شناسنامه ایرانی دارند، آغاز کردهاند. فروتنانه از اهل نشر و ناشران و همکاران ارجمندم میخواهم از طریق هماندیشی و مشارکت در منابع، به آنچه در محیطمان میگذرد، توجه ویژه و شتابنده داشته باشند تا در برابر نسلهای آینده، سرافکنده نباشیم. امیدوارم مراجع ذیربط با پشتیبانی و ارائه امکانات و تسهیلات، جاده باریک نشر را به بزرگراه روشن نشر و حفظ اندیشهها تبدیل کنند. سروش به سهم خود آماده هرگونه همراهی، همکاری و مشارکت برای بالنده کردن روند نشر اندیشههاست. امید که دیگران نیز دست یاری به سوی یکدیگر دراز کنند.
بامداد محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: