گفتگو با دکتر رضا نقشینه ، پایه گذار پاتولوژی دامپزشکی

بای بسم الله : وقتی آمدم ایران ، کسی نبود متوجه باشه این رشته چی هست . دکتر رضا نقشینه یکی از پایه گذاران تخصصی پاتولوژی دامپزشکی در دانشگاه تهران
کد خبر: ۲۵۵۹۳
(1365) می گوید: منتهای هدفم (فارسیش چی می شه ، انگلیسی می شه : achievement) این بوده که بتونم کاری کنم که مملکت را از این نظر خودکفا کنم . حالا خوشحالم که ما به کشورهای خارجی برای تربیت متخصص وابستگی نداریم . وقتی تلفنی با دکتر درباره مصاحبه صحبت کردم ، صدای گرم و صمیمی اش احساساتم را خیلی سریع و وسیع سرشار کرد. دکتر گفت : ایجاد ارتباط صمیمانه با دانشجو باعث می شه درس را بهتر یاد بگیره . راحت ترین راه تدریس از نظر دکتر نقشینه ، تدریس بموقع ، انتقال اطلاعات ، ایجاد ارتباط خوب و عدم حاشیه روی است . کما این که بهترین روش همانا دوستی با دانشجوست . دانشجو هم باید به استاد و سوادش اعتقاد داشته باشد و مطمئن باشد که او همه را به یک چشم می نگرد. ضمن این که همه آنچه را می داند، بیان می کند. معلم موفق چنین کسی است . او چیزی را (از نظر علمی) پنهان نمی دارد. اکنون استادان دانشکده دامپزشکی همان شاگردان دیروز دکتر نقشینه اند. به عقیده این «چهره ماندگار»، دانشجو شخصیت والایی دارد. باید حرفهایش را گوش کرد نباید به زور چیزی را به او قبولاند. دکتر خیلی راحت و رو راست و صادقانه احساساتش را بیان کرده ، بخوانید :

درباره عدد تولدتان (1313)؛
نحسه کلا.
شگون و این مصاحبه؛
خیلی خوشحالم که اومدین .
مسجد سلیمان در ذهن شما؛
بوی مخصوص گاز با آن شعله هاش و تابستان های وحشتناک گرم و خشک .
و... تهران؛
ترافیک.
علت مهاجرت؛
بمباران منطقه در جنگ دوم جهانی .
در راه آمدن به پایتخت؛
لاک پشت های کنار ساحل (کارون) یادم مونده . انگار همین دیروز بود.
ورود به دانشگاه تهران؛
1332.
درباره بورس امریکا؛
راستش تمکن مالی نداشتم .
و آن کشور؛
اصلا فکر نمی کردم یه روزی برم امریکا.
آیا سرنوشت دامها به دست شماست؛
بله به دست دامپزشکا ؛ البته سلامتی دامها.
علم تان چه می گوید (پاتولوژی = آسیب شناسی دامپزشکی)؛
می گه بیماری چیست؛ چگونه به وجود می یاد و چگونه آن را تشخیص می دیم .
ترکیب هستی تان؛
به غیر از خانواده ، بقیه درصد وجودم ، رشته تخصصی ام است .
رابطه قلبیتان با همسر؛
بهترین رابطه ای که می تونه وجود داشته باشه .
ازدواج؛
دخترعموم سال دوم تحصیل آمدند امریکا.
عاشق؛
هنوزم هستیم ، مثل روزهای اول زندگی .
نکوداشت ایشان؛
اگه کاری کرده ام یکی از علل اصلی اش همسرم بوده .
آیا این علاقه ، سرمشق بچه هاتان هست؛
ارد زندگی خصوصی بچه هام نمی شم .
عشقهای خانواده دار این جوری؛
ابدیه ، تا آخر عمریه (یادت باشه که بگم) لحظات زندگی من بدون خانمم امکان نداره که بگذره .
به ظاهر احساساتی شدین؛
واقعا حالت عجیبی به من دست داده که چه شاعرانه ! اینا همش واقعی یه عزیزم دلم می خواست همه (جوونا) همین طوری زندگی کنن.
یادی از روزگاران سختی و خوشی؛
با هم گذراندیم ، اگه باورتون نمی شه
بهترین هدیه جهان؛
اگه منظورت هدیه مادی نباشه ، عشقه .
دیدگاه همیشگی؛
شاکر خدا هستم که همه چیز (مادی و معنوی) به ما داده .
بزرگترین افتخارتان؛
این که استاد دانشگاه تهران بودم ، بعد 40 سال هنوزم هستم.
اگه این سوال ها را ادامه بدیم؛
احساساتی می شم آخه .
خوشا به حال کسی که؛
پدر مادرش ازش راضی باشن .
دوست دارم که؛
مملکت ایران ، مستقل و آباد و همه مردمانش خوشبخت و سعادتمند باشند.
ای وای بر؛
کسی که خدا و وطنش را خدای نکرده فراموش کند.
شما فلسفه هم خوانده اید؛
نه هیچی متاسفم که بلد نیستم .
اگر امکانش بود چی؛
شاید اگر جوان می شدم دو مرتبه ، می خواندم .
فلسفه زندگی؛
زندگی ام توام با تاثیراتی باشه دست کم در رشته خودم بمونه
فلسفه زندگی دامها؛
چون تفکر و اندیشه ای ندارند ، فلسفه ای ندارند.
پزشکی دام ها مهم تر است یا پزشکی انسان؛
هر دوش خیلی مهمه .
اگر پروانه ها بیمار شوند؛
خدا نکنه بیمار بشن .
اگر پر پرستوها بریزد؛
از نظر دامپزشکی برخورد می کنم ، برویم ببینیم علتش چی بوده که ریخته.
اگر تخم کبوترها جوجه نشود؛
کبوترهای به این زیبایی نخواهیم داشت .
در «جایی که عقاب پر بریزد؛»
فکر می کنم یک ترس بسیار شدید
«حضرت سیمرغ» که حافظ می گه؛
نشان می ده هر کسی در محدوده توان و ظرفیت خاصی که دارد می تواند کاری انجام بدهد.
یک نکته گیری از برنامه های «دام و دامپزشکی» TV؛
خیلی کمه در TV ما اصلا محسوس نیست ، مشخص نیست.
اگر زیاد شود؛
خیلی ها به حیوانات و حرفه دامپزشکی علاقه مند می شوند.
کارتون مورد علاقه؛
برمی گرده به پیش از انقلاب ، «عصر حجر» قهرمان اصلیش «بارنی». و همه کارتون های والت دیسنی .
بهترین فیلم درباره دامها؛
فیلم 101سگ خالدار (علاوه بر کارتونش). برای بچه ها هم خیلی خوبه . البته خیلی چیزهای دیگه هم بوده .
توصیه به سازندگان فیلم و کارتون از زبان و جهان حیوانات؛
هر چه بیشتر اینها را تهیه کنند، عشق به حیوانات را در بچه ها پرورش بدهند؛ چون روحشان مهربان ، لطیف و رحیم خواهد شد.
بهترین هدیه برای دامها؛
بهشون آزار نرسانیم . خوب ازشون نگهداری کنیم .
اگر دامها خودشان را به مریضی بزنند؛
کمتر اتفاق می افته . فکر نکنم این قدرت را خدا در وجودشان گذاشته باشه . به همین دلیل می تونیم ازشون استفاده کنیم .
اگر تعطیل کنند و دیگر شیر و...ندهند؛
مگه می شه؛ ما به حیواناتمان اقتصادی نگاه می کنیم ، اگه نداشته باشند، می فرستیمشون برن !
درآمد دامپزشکی بیشتر است یا دامداری؛
معلومه . دامداری بیشتره.
با دم کدام دام می شود گردو شکست؛
من نمی دونم . باید بریم دنبالش ببینیم مثلش کجا گفته شده (کتب امثله و حکم و...)
ترجیحتان بین صدای جانوران؛
اگر پرندگان را جزو جانوران بذاریم ، مسلمه : قناری و بلبل .
چرا قهرمانان کلیله و دمنه ، دد و دامند؛
به این صورت شاید می تونست مطالبش را بهتر بیان کند.
آیا هنوز هم جانوران چنین جایگاهی اساسی در ذهن بشریت دارند؛
فکر نمی کنم ! الان در قرن بیست ویکم .
اگر قصه نویس بودین ، قهرمان داستانتان دام بود یا آدم؛
حتما انسان بود دیگه ، معلومه.
برای دامها اسم هم می گذارید؛
بله .
حیوان خانگی؛
یه گربه داشتیم اسمش را گذاشته بودیم نارنجی !
کدام جانور را از اول به دنیا آمدن بزرگ کرده اید؛
گربه ، جوجه ، فنچ ، مرغ عشق و ...
این چیزهایی که می شه نگه داشت . نژادهای برگزیده گاو؛
در ایران ، هلشتاین و... و نژاد سیستانی .
گوسفند؛
مهمترین حیوانی که مردم ایران نگه می دارند. دام اصلی کشور ما در قدیم.
اسب؛
بهترین نژاد اسب جهان در خونش آمیخته ای از نژاد اسبهای ایران (آرین) را دارد. عربها با فتح ایران اسبها را بردند و سپس به نام اسب عرب استفاده کردند.
از شکوه اسب ایرانی؛
اسب بود که سپاهیان و فتوحات ایران را نگه داشت .
و... اسب ترکمن؛
باهاش زندگی می کنن جزو زندگی آنجاست .
دوست داشتین با اسب ، سرکار حاضر می شدین؛
اگه همه سوار می شدن ،... ولی الان نه !
وقتی خوشحال هستین؛
دوست دارم بخندم واقعا از ته دل .
صدایی که همیشه در دانشکده می پیچد؛
شاید از کریدورهای دانشکده هم صدای خنده مرا بشنوند.
تفریح تان؛
در حال حاضر بروم پیش نوه هام ، باهاشون بازی کنم (پینگ پنگ و...) و... با حاج خانم صبحها برویم پیاده روی ... یا مطالعه در منزل.
تفریحتان در بهشت؛
فکر کنم همش تفریحه ، مسرت و شادی .
راه بهشت؛
راه خوشبختی ، سعادت ، مردم دوستی و خدمت به خلق .
حوری؛
هر چقدر که متعارفه !
در همین رابطه یک آرزوی خانوادگی؛
دلم می خواد بهشت رفتنم با حاج خانمم باشه .
یک نمونه عشق در ادبیات؛
داش آکل هدایت . اگه اشتباه نکنم زمان جوانی خواندم.
شده از دامها بترسین؛
حتما. خیلی زیاد.
از گاومیش های خوزستان چطور؛
خیلی می ترسم . خیلی حیوان های خطرناکی اند.
اسبها یا گاومیش ها چطور وحشی می شن؛
بستگی به رفتار ما داره .
دامها چطور شما را عصبانی می کنن؛
شاید مرا عصبانی نکنن ؛ چون انتظاری ازشان نداریم .
اگر عصبانی شوید ، دامها را چطوری دعوا می کنین؛
سعی می کنم عصبانی نشم انسان نباید در مقابل دامها عصبانی شود.
آیا دامها می خندند یا گریه می کنن؛
به نظر نمی یاد. قیافه ها ممکنه نشون بده
نسبت دادن احساسات انسانی به حیوان ها؛
من چنین تجربه ای ندارم ، ممکنه در کتابها فقط خوانده باشم .
نقش دامها در تمدن سازی آدمی؛
حمل ونقل (اسب یا) می تواند باعث ارتباطات و روابط بین المللی و به تبع آن باشد.
نظرتان درباره صادرات غیرنفتی؛
منظورتون فقط محصولات دامی که نیست . مدتهای مدیدی طول می کشد تا از نظر محصولات دامی خودکفا باشیم ، مخصوصا گوشت .
فلسفه کشک؛
یعنی کسی هیچ چیزی را جدی نگیره . چنین آدمهایی فقط منفی بافن هیچ راه حلی هم ندارن .
شیر گاو؛
خود شیر ، مایه زندگیه .
جست وخیزهای کره اسب؛
بسیار فرح انگیز و نشاط آوره . نشون می ده که بچه ها بازیگوشن و جلوشان را نباید گرفت .
شیطونی بزغاله ها؛
ای بابا! گفتم بهت که بچه ها همیشه بازیگوشن .
علاقه به شطرنج؛
کمکی به عنوان سرگرمی ، چون خودش یه علمه .
اگر اسب شطرنج بلنگد؛
براش نمی تونم کاری کنم . خودش باید خودش را درست کنه . اسب توی شطرنج خیلی مهمه ، سعی کنیم از دستش ندیم .
جوانی کرده اید؛
منظورت چیه؛
از چه چیز پیری می ترسید؛
از ناتوانی و فراموشی اش .
تاثیر رنگ حیوانات بر شما؛
مسلما تاثیر داره . هر چه رنگشان بازتر باشه ، روی ما اثر مثبت داره.
از چه رنگی شان بدتان می آید؛
سیاه ، اصلا دوست ندارم .
حیوان مورد علاقه؛
اسب (با هیجان می گوید) (اگر بپرسم فکر می کنید)
به کدام جانور شباهت دارید؛
یه پرنده البته نه یه پرنده شکاری ، بلکه صلح آمیز.
کتاب مهمی در آسیب شناسی دامپزشکی؛
3جلد کتاب که مربوط به تخصص خودم نوشته ام .
دیدن عکس چاپ شده تان؛
خوشم می یاد خیلی . چرا بدم بیاد.
آخرین عکسی که گرفتید؛
برای «چهره های ماندگار»(پس از صرف چای) ادامه مصاحبه ! خسته نشدم ؛ ولی یک پیرمرد 70ساله
درباره این مصراع بیدل «دو عالم یک در بازست و من جویم کلید ، اینجا»؛
در این در باز باید وارد شوی و تحقیقات کنی ، ما باید تولیدکننده علم بشویم .
چه چیز انسان و دام مشترک است؛
فقط از نظر بیولوژیکی . بعلاوه بیماری های مشترک .
یک شوخی با بیماری های مشترک انسان و دام؛
فکر کنم این بیماری های مشترک شوخی بردار نیست ، مساله خیلی مهمه .
راهی برای گسترش دامهای ایرانی و هلندی؛
این خویشاوندی را داریم (گاوهای سیاه و سفید هلشتاین) واکسینه کردن آدم در برابر آدم شدن ! یعنی چی !
توصیه ای به دامها برای سلامتی بیشتر؛
واکسینیشن دیگه.
یکی از علاقه مندی ها؛
به سرنوشت انسان ، حالا از هر تبار و دین و نژادی که باشه .
رقت قلبتان در همین رابطه؛
نجات دختر بچه الجزایری پس از 36ساعت از زیر آوار نتونستم خودم را نگه دارم گریه و نگرانی از آینده او

علی اکبر مظاهری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها