در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نگرش افراد به ازدواج به عنوان یک واقعیت اجتماعی، تحت تاثیر فرهنگ و نقش و موقعیتی است که فرد در آن زندگی میکند. بنابراین دیدگاه فرد نسبت به ازدواج، تابع فرهنگی است که به آن تعلق دارد.
مسائل، مشکلات و موانع ازدواج از یکسو و آرزوها، ایدهآلها و تصویری که جوانان از آینده زندگی مشترک خود دارند از سوی دیگر، موجب شده است که جوانان به آسانی تن به ازدواج ندهند.
ترس از ازدواج از مسائل عمدهای است که ذهن اغلب جوانها را به خود مشغول کرده و سبب بالا رفتن سن ازدواج شده است.
عمدهترین دلیل برای ترس از ازدواج، ترس از تصمیمگیری و انتخاب شریک زندگی است؛ انتخاب کسی که تا آخر عمر با ماست و میخواهیم بقیه زندگیمان را با وی تقسیم کنیم. آنها میترسند از این که شاید درباره طرف مقابل قضاوت اشتباه کرده باشند و تصمیمی بگیرند که آیندهشان را تباه کنند یا حتی ممکن است انتخابشان احساسی باشد و با گذر زمان متوجه اشتباهشان شوند. اکثرا از این مساله در هراسند که شاید طرف مقابل آن کسی نباشد که میخواهند و یا میترسند خودشان نتوانند به خوبی از پس وظایف همسرداری برآیند.از دیگر دلایل اضطراب و ترس، عدم تحقق وعدههای طرف مقابل میباشد یعنی قول و قرارهایی که ممکن است پس از ازدواج به آنها عمل نشود. وارد زندگی که میشوند قضیه صورت دیگری پیدا میکند و اختلافها به وجود میآید. درواقع ترس از عدم شناخت کامل طرف مقابل احساسی است که به سراغ اغلب افراد میآید و باعث میشود در تصمیمگیری دچار تردید گردند.
بدیهی است که افراط در بها دادن به چنین ترسی میتواند مشکلساز باشد. بخصوص با بالا رفتن سن و دور شدن از هیجانات نوجوانی، فرد بیش از پیش به زندگی و حقایق آن فکر میکند و اگر در این زمینه دچار افراط شود همین تفکر زیاد باعث میشود آن شخص دچار وسواس در انتخاب گردد. اما اگر این ترس کنترل شود میتواند مفید هم باشد. زیرا این احساس سبب میشود در شناخت طرف مقابل بیشتر دقت کرده و تصمیمی سطحی و غیرمنطقی نگیرد. در هر صورت انتخاب سخت است، تصمیمگیری برای ادامه زندگی دلهرهآور است. غلبه بر تردیدها نیز بسیار مشکل میباشد، لیکن تفکر و تحقیق و صحبت کردن و به بحث گذاشتن عادات و اخلاق و سلایق و اعتقادات طرفین و در کنار آن شناخت متقابل خانوادهها باعث میشود تا حد زیادی بتوانیم این تردیدها را در خود از بین برده و به شناختی کاملتر نایل آییم تا در نهایت به تصمیمی درستتر نزدیک شویم.
آیا محدودیت است
در کنار افرادی که از انتخاب واهمه دارند و میترسند وارد زندگی جدید با مسوولیتی جدید شوند برخی نیز ازدواج را محدودیت میدانند و بر این باورند که ازدواج موجب ایجاد محدودیت در بسیاری از خواستهها و نیازهای آنان میشود و از اینرو ترجیح میدهند که به شکل آزاد زندگی کنند. دسته دیگری هم وجود دارند که به محدودیت ازدواج معتقدند اما نه به این معنا که هیچ وقت به آن تن ندهند، بلکه معتقدند باید ازدواج کرد اما حالا نه. باید زمان را به تاخیر انداخت. به عقیده آنان وقت بسیار است. بهتر است فعلا از فرصتها استفاده کنیم، آن وقت زمانی که احساس کردیم نیاز داریم همسری را انتخاب کنیم، ازدواج میکنیم.
دلایل بسیاری برای دوری جستن جوانها از ازدواج وجود دارد علاوه بر عواملی چون ترس و محدودیت که ذکر شد نداشتن ثبات شغلی، عدم امکان تهیه مسکن مناسب و به عبارتی ناتوانی مالی، شروط دست و پاگیر خانوادهها و ناتوانی والدین در راهنمایی مناسب عوامل دیگری هستند که به نوعی جوانان را نسبت به ازدواج و انتخاب همسر دچار شک و تردید ساخته است.
هدف چیست
ازدواج یک سنت اسلامی است و در اسلام تاکید فراوانی نسبت به آن شده است تا جایی که رسول خدا(ص) درباره آن فرمودهاند: ازدواج روش و سنت من است و هر کس از آن رویگردان شود از من نیست.
ازدواج اگرچه به نیازهای جنسی و عاطفی انسان پاسخ میدهد و او را سرشار از احساس و هیجان میکند اما در عین حال به واسطه زمینههای تلاش و فعالیت و تصمیمگیری که برای انسان فراهم میکند وجود او را پختهتر میسازد و او را از مدار خودبینی به دیگربینی ارتقا میدهد و باعث بزرگ شدن روح انسانی او میشود.
پاولا هال رواندرمانگر روابط زناشویی میگوید: چرا با وجود آمار طلاق، ما باز هم ازدواج میکنیم و چگونه میتوان مطمئن بود که انتخاب ما درست بوده است. وی در مورد دلایل ازدواج میافزاید: ما ازدواج میکنیم برای این که عاشق هستیم، با وجود این که عشق نباید تنها دلیل ازدواج باشد اما یکی از عناصر موفق در اکثر ارتباطات زناشویی موفق است. از سوی دیگر ازدواج جزئی لاینفک از فرهنگ و باورهای دینی و یک بخش حیاتی از هسته نظام ارزشی ماست.
ازدواج یک منشور چندپهلو است؛ هر طرف آن بیانگر بعدی از ابعاد زندگی است، یک طرف آن شور و شوق و لذت، یک طرف آن محبت و صمیمیت، یک طرف دیگر تلاش و زحمت، طرف دیگر آرامش. اما وقتی کل مجموعه را با هم میبینیم و همه ابعاد را در نظر میگیریم خواهیم دید که ازدواج یک مجموعه رشددهنده برای شخصیت انسان و یک مجموعه انسانساز است. از این روست که میگویند ازدواج همه ابعاد وجودی انسان را به محک فرا میخواند. تا قبل از ازدواج عواملی که خصوصیات حقیقی افراد را مورد آزمایش قرار دهد کم هستند اما به هنگام ازدواج آنقدر عوامل آزماینده در این مرحله زیاد است که کمتر بعدی از ابعاد وجودی انسان خارج از آزمایش قرار میگیرد.
فراموش نکنیم فرار از قانون طبیعت ممکن نیست و غریزه و فطرت را نیز نمیتوان سرکوب کرد. بهعلاوه میل فطری انسان به زندگی مشترک و داشتن فرزند برای همیشه، قابل سرکوب کردن نیست. جوامع غربی که امروزه با پیری جمعیت و عدم تمایل جوانان به ازدواج مواجهند، از طرق دیگری همچون پذیرش مهاجران خارجی، سعی در جوان نگه داشتن جامعه خود دارند. همچنین در این جوامع زنان و مردان بدون ازدواج از طریق پذیرفتن فرزندخواندهها سعی در تشکیل خانواده دارند. ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتی دانش جدید است. همیشه باید یک دلیل بسیار محکم برای ازدواج کردن خود قائل باشیم؛ دلیلی که از ارضای نیاز عاطفی هم محکمتر باشد، زیرا ازدواج بیشتر از ارضای این دو نیاز، اهداف مهمتری را نیز در خود دارد و همین اهداف است که برخی در اثر ازدواج رشد میکنند و اوج میگیرند و برخی هم کم میآورند و بازی را میبازند.
دیانا رحمتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: