در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انسان 24 ساعته در حال حرف زدن و رساندن پیام به اطرافیان است، حتی در خواب هم حرف میزند به دلیل اینکه ذهن ناخوداگاه انسان بیدار است.
ادامه نوشتههای خود را با سوالاتی آغاز میکنم تا ذهن و توجه شما را درگیر موضوع کنم!!!
آیا در طول روز گفتگو میکنیم؟ با چه کسانی صحبت میکنیم؟ با برادر و خواهرمان چطور؟ آیا با پدر و مادر هم صحبت میکنیم؟
موضوع مورد بحث من در مورد سوال آخری است که به گمانم جوابش منفی است. البته منظورم صحبت کردن خارج از محدوده درگیریهای شغلی، محیطی و اجتماعی است؛ صحبت کردن درباره حال و احوال و احساسات و عواطف هیجانات و آرزوها و اهداف یکدیگر، به دور از تعارفات و واژههای قشنگ و تکراری که غیرارادی بر زبانمان جاری میشود.
بیشتر دیالوگهای ما با والدینمان سر سفره غذا رخ میدهد، تازه اگر هم یک سری شرایط دست به دست هم بدهد تا با هم وارد گفتگو شویم. میدانید کدام شرایط و امکانات را میخواهم بگویم، برقها رفته باشند چون دیگر محال است تلویزیون روشن شود، رادیو باتری نداشته باشد چون عدهای زرنگ هستند و به محض عدم دسترسی به تلویزیون به رادیو متوسل میشوند، کلیپها و موسیقی در موبایلها تکراری باشند و چندان میلی به شنیدن آنها نباشد، شارژ باتری لپتاپ هم تمام شده باشد.
1 - وقتیکه در همان یک وعده، دور هم جمع شوند و کسی خواهان صحبت کردن باشد سریع با انتقاد و تفاسیری مختلفی مواجه میشود:
مامان من تو مدرسه نمره علوم رو 14 گرفتم.
دیشب چقدر بهت گفتم درس بخون امتحان داری.
خانوم واسه هفته آینده میخوام مرخصی بگیرم.
بزارش واسه تابستون که میخواهیم بریم سفر.
امروز یک ظرف کریستالی تو بازار دیدم خیلی خوشگل بود.
واسه چی رفتی بازار؟
تو دانشگاه یه پسری به من شماره موبایل...
ای بیچشم و رو، حیا رو خوردی آبرو رو قی کردی؟ (حالا دختر فلکزده میخواست بگه شماره موبایل استاد فیزیک رو بهم داد تا باهاش درباره امتحانی که خراب کردم صحبت کنم.)
2 - و اگر بین دو نفر حرفی رد و بدل شود:
مامان اون پیراهن سفیدم کجاست؟ چرا غذایت را تا آخر نخوردی؟ الان سریال شروع میشه سریع شبکه... رو بگیر. ناهار چی داریم؟ دیدی تو مهمونی دیشب عجب لباس قشنگی پوشیده بود! اکثر صحبتهایمان در همین محدوده است. حواسمون درباره همه چیز هست الا خود و افراد خانواده.
کی و چه موقع و به دور از هر گونه کار و سر و صدایی به حرفهای هم گوش میدهیم؟ (عاری از هرگونه قضاوت و تحلیل ماجرا) کی حال یکدیگر را دقیقا میپرسیم؟ تا حالا شده بگوییم توی زندگی چی میخواهی؟ چه کار میتونم برایت بکنم؟ حرف دلت رو بزن...
مدتی است که حال افراد خانوادهمان را درست نپرسیدهایم. قشنگ و خوشگل حرف نزدهایم. مدتی است که با پدر و مادرمان رو در رو و چشم در چشم حرف نزدهایم.
سر سفره هفتسین هم که مینشینیم و منتظر تحویل سال میشویم، به جای تفکر و تعمق درباره سالی که گذشت و اهداف در آینده، شیفته و مدهوش برنامههای تلویزیونی میشویم.
در سلام و احوالپرسی معمولا از روی عادت و ناآگاهانه چنین کلماتی بر زبانمان جاری میشود: چطوری، خوبی، خوشی، ممنون، متشکرم، خوبم، مرسی، بچهها چطورند، دستبوسند، سلام برسون.
طرف مقابل اگر بدترین حالت جسمی یا احساسی را داشته باشد باز هم از کلمات بالا استفاده میکند.
خلوت و تنهایی در خانوادهها هم وجود ندارد. اگر کسی درون خود فرو رفته باشد سریع تعبیر و تفسیر درباره او شروع میشود: چشه، چرا اینطوریه، حتما...
در روانشناسی امروز علم نوین و جدیدی مطرح شده به نام زبان بدن. بدین معنا که حالات و رفتار و کردار و فیگور شخص مورد نظر بدون هیچ تکلمی، گویای افکار و خواستههای اوست.
درباره زبان بدن کتابهای زیادی چاپ شده و خیلیها را مجذوب خود کرده اما ای کاش به جای این همه انرژی مصرف کردن، نطق بیان افراد باز میشد و بر قدرت تکلم خود میافزودند و دیگر نیازی به این شگردها و ترفندها نبود. اندکی در اولویتهایمان تجدید نظر کنیم.
اگر ادعا میکنیم زبان بدن، علمی، خوب و سودمند و ثمربخش است پس چرا هنگام نصیحت کردن و گوشزد کردن از آن استفاده نمیکنیم؟
یک حقیقت
در جلسه دادگاه طلاق، وقتی زن و شوهر حرفهای خود را به قاضی میزنند هریک از دو طرف از تعجب شاخ درمیآورند و میگویند این حرفها چیه که میزنی، من که نمیدونستم، همانجا به من میگفتی تا متوجه میشدم.
بزرگی میگفت: مواظب دغدغههای ذهنی خود باشید که به مساله تبدیل میشوند و اگر معطل کنید به مشکل، بعد به معضل و سپس به بحران و سرانجام به فاجعه منتهی میشوند.
پس علت بسیاری از اختلافات خانوادگی مطرح نکردن دغدغههای ذهنی است.از این رو تا آنجا که امکان دارد با هم حرف بزنیم. خیلیخیلی حرف بزنیم، باخانواده خود نه با خود یا دیگران.
به قول مرحوم خسرو شکیبایی که هر وقت در سریالی با خانمش دعوا میشد جمله قشنگی میگفت: قهر که هستی، باش، اما حرف که میزنی.
جعفر عذاری اهوازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: