این روزها اگر به سایتها یا حتی خبرگزاریها سر بزنید با حجم زیادی از آمارها مواجه میشوید که گاهی یکدیگر را هم نقض میکنند. این آمارها همه چیز را در بر میگیرند.
در همه حوزهها هم وضع به همین منوال است، آمارهای رشد تورم، رشد اقتصادی، صادرات، واردات، اشتغالزایی، ضریب جینی و... هرکدام به روایتی ارائه میشوند تا کسی که به همه منابع سر میزند دست آخر نفهمد که چه کسی راست میگوید و چه کسی دروغ میگوید.
این رویه اگرچه در فصل انتخابات به سنتی مرسوم تبدیل شده است، اما خودبهخود آسیبهای بسیاری را متوجه جامعه و افکار عمومی میکند.
کسی منکر این نیست که ستادهای انتخاباتی هر کاندیدا باید برای موفقیت کاندیدای خود و نشان دادن برتری او نسبت به سایرین تلاش کنند، اما به چه قیمتی؟
آیا باید با آمارهای موجود تا اندازهای بازی کرد که افکار عمومی حتی رغبت مطالعه آنها را هم نداشته باشد.
از طرف دیگر موسم انتخابات گذراست و بالاخره با پیروزی یک نفر به پایان میرسد، اما رسانههایی که اعتبار خود را صرف چنین موقعیت زودگذری میکنند باید دریابند که جایگاهشان در نزد افکار عمومی لطمه خواهد دید؛ چرا که اطلاعرسانی آنها پس از انتخابات نیز با همان متر و معیاری (جانبداری محض از یک کاندیدا) که حالا با استفاده از آن به تفسیر آمار و ارائه اطلاعات میپردازند، سنجیده خواهد شد.
در سایر کشورها هم جدا از رسانههای حزبی سایر مطبوعات و خبرگزاریها ممکن است طرفدار یک حزب یا برعلیه یک حزب دیگر باشند، اما به گونهای رفتار میکنند که مخاطبان به آنها و اخباری که منتشر میکنند، باور داشته باشند.
البته برخی هم معتقدند که وضعیت ارائه آمارها در کشور ما به گونهای است که هر کس از ظن خود یار آن میشود و به شکلی که خودش دوست دارد میتواند آن را تفسیر کند؛ این هم به هرحال برای خودش حکایتی است.
رضا عظیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم