تاکنون نژاد بشری دو تحول عظیم در مسیر تمدن را پشت سر گذاشته است که هرکدام به میزان وسیعی فرهنگها و تمدنهای پیشین را محو کرده و شیوههایی از زندگی را که بر پیشینیان غیرقابل تصور بود، جایگزین ساخته است. تحول اول انقلاب کشاورزی بود که هزاران سال به طول انجامید و آغاز آن را میتوان حدود 8000 سال قبل از میلاد دانست. با توجه به اصل تعادل میان مصارف و منابع، تعادل بین عرصه اجتماعی و اکوسیستم برقرار بود، آن هم به گونهای که هیچگونه تاثیر منفی و توقفساز در پیشبرد تمدن نداشت. تحول دوم با آغاز تمدن صنعتی در قرن هجدهم میلادی همزمان بود. در این دوران که قریب به 300 سال به طول انجامید انفجاری رخ داد که امواج آن سراسر کره خاک را به لرزه درآورد. در این دوران رشد جمعیت و متعاقب آن فزونی مصرف و نیازها، شتابزدگی حیرتآور در مصرف منابع زمین و اختلاف پتانسیل بین جوامع توسعه یافته و توسعه نیافته که حاصل ساختار بدوی تکنولوژیهای بلعنده جرم و انرژی زیاد است، مجموعا روی تعادل در حوزه زندگی اجتماعی و بیولوژیک انسان تاثیر جدی بر جای گذاشت. انقلاب صنعتی نیز رفته رفته دوران خود را پشت سر گذاشت و با طرح عصر اتم، فضا، الکترونیک، سایبرنتیک و ژنتیک تحولی نوین در جامعه بشری پدیدار گشت. در این دوران پیشرفت انسان در پهنه علم و تکنیک آنچنان شتاب گرفته است که بعضا زمان بهرهوری از دانش فنی یک موضوع، از زمان تغییر و تحول اساسی و ابتکارات جدید در آن موضوع عقب میماند.
این پیشرفت موجب گردید، دستساختهای بشری به میزانی وسیع تولید شود و نتیجه این امر تولید ضایعات، پسماندها، پسابها، گازهای آلوده و سایر عواملی است که به طور مستقیم و یا غیرمستقیم اثرات مخرب بر زندگی انسان دارد.
یکی از نتایج عمده وضعیت فوق که روز به روز امکان هرگونه تردید را درباره خود از میان میبرد این است که انسان کاملا از طبیعت جدا شده و در مسیری ناپایدار قرار گرفته که قطعا محیط زیست طبیعی را تخریب نموده و احتمالا به محو اکولوژیک کره زمین منتهی خواهد شد.
این نتیجهگیری تلخ تنها مربوط به یک گروه اقلیت سبز نیست، بلکه از دیدگاههای علمی، سیاسی و اقتصادی نیز توافق کلی درباره آن کاملا وجود دارد، همچنان که گروه بینالدول سازمان ملل در تغییر آب و هوا، گزارش برانت و کنفرانس محیط زیست و توسعه ریو، شورای تجاری توسعه پایدار و انستیتوی منابع جهانی نیز بر آن تایید دارند.
نگرانیهای فوق و وضعیت نسلهای آینده که با کمبود منابع روبهرو خواهند بود و یا در محیطهای آلودهتری زندگی خواهند کرد و ضرورت حفظ حقوق آنان واژه جدیدی را در ادبیات محیط زیست وارد نمود که عبارت بود از توسعه پایدار. توسعه پایدار برای اولین بار توسط برانت لند در سال 1968 ارائه شد و مفهوم گسترده آن بهرهبرداری و استفاده بهینه از تمامی منابع طبیعی، مالی و انسانی برای توسعه کشور با حفظ حقوق نسلهای آینده میباشد.
ابعاد مختلف توسعه پایدار از دیدگاه جهانی در گزارش نهایی کنفرانس زمین در سال 1992 با نام دستور کار 21 بیان گردیده است که شامل تجارت، فقرزدایی، الگوی مصرف، کشاورزی، جمعیت، گونههای زیستی، سلامت انسان، مسکن، اقیانوسها، مدیریت منابع آبی، حفاظت اتمسفر، زباله و مواد خطرناک، جنگلها، کویرزدایی، گروههای اجتماعی، ساختارهای زیستمحیطی و صنعت میباشد.
فصل بیست و یکم دستورکار 21 درخصوص مواد زائد جامد، برنامهها و نحوه مدیریت آن است که هدف از آن اتخاذ تدابیر و استراتژی و اقدامات جامع، به توقف و دگرگونی اثرات نزولی کیفیت زیستمحیطی با عنایت به اقدامات روزافزون ملی و بینالمللی برای پیشبرد توسعه پایدار و صحیح از دیدگاه زیستمحیطی در تمامی کشورهای جهان میباشد.
برهمین اساس بند 4 21 اعلام میدارد: مدیریت صحیح زیست محیطی پسماندهای جامد باید اقداماتی ورای دفع مطمئن پسماندها یا بازیافت آنها انجام دهد، علل بروز مشکلات را در نتیجه تغییر یا دگرگونی الگوی ناپایدار تولید و مصرف جستجو کند و معلوم دارد که این موضوع معلول اعمال روش اجرایی چرخه مدیریتی یکپارچه بوده و بیانکننده فرصتهایی منحصر به فرد برای تلفیق و سازش بین توسعه و حفظ محیط زیست است و در ادامه بند 5 21 توضیح میدهد: از اینرو، چارچوب اقدامات لازمه باید بر مبنای درجهبندی و سلسله مراتب اهداف واقعی پایهگذاری شود، 4 محدوده عمده برنامه برای بررسی پسماندها به ترتیب زیر است:
الف: به حداقل رساندن میزان پسماندها
ب: به حداکثر رساندن میزان بازیافت و استفاده مجدد و صحیح از دیدگاه زیست محیطی
ج: افزایش دفع و تصفیه صحیح پسماندها با دیدگاه زیستمحیطی
د: گسترش دامنه پوشش خدمات پسماندها
در همین راستا و برای دستیابی به توسعه پایدار بیشتر کشورهای جهان اقدام به تدوین خطمشی برای مدیریت پسماندها براساس سلسله مراتب مدیریت مواد زائد جامد نمودهاند.
در این میان سلسله مراتب مدیریت مواد زائد جامد یک چشمانداز روشن برای طراحی مدیریت مواد زائد جامد ایجاد مینماید و سلسله مراتب مدیریت استراتژی و گزینههای متفاوت را به ترتیب اهمیت مشخص میسازد. هدف از این موضوع ایجاد بهترین روش عملی ممکن برای مدیریت مواد زائد جامد است، به ترتیبی که میزان پسماندها به حداقل برسد.
اجتناب، کاهش، استفاده مجدد، بازیافت و استحصال استراتژیهای پیشگیرانه هستند و گزینههای مناسب بوده و بیشترین ارجحیت را دارا میباشند در حالی که تصفیه و دفن در مراکز زباله استراتژیهای کنترلی بوده و گزینههای نامناسب محسوب شده و کمترین ارجحیت را دارند.
اجتناب از تولید زباله: اجتناب از تولید زباله بهترین و بالاترین ارجحیت استراتژیکی یا گزینه انتخابی را دارا بوده و از اینرو در مدیریت مواد زائد جامد رتبه اول را دارد. این روش کمهزینهترین روش محسوب میشود، چرا که عدم وجود زباله به معنی عدم صرف هزینه در مدیریت مواد زائد میباشد. مناسبترین محل اجتناب از تولید زباله، منابع تولید زباله است. منافع تولید زباله شامل تولیدکنندگان و بازرگانان میشود.
تولیدکنندگان میبایست روشهای تولید بدون زباله ()Zero Waste را به کار گیرند. این موضوع شامل اصلاحات یا تغییرات در فرآیند، قبول فناوریهای جدید و یا تعویض مواد اولیه با موادی است که میتوانند از تولید زباله جلوگیری نمایند، میباشد. بازرگانان و تجار نیز میبایست موادی را به کشور وارد کنند که تولید زباله نداشته باشد.
مشتریان نیز میتوانند عادات خرید خود را تغییر دهند به این ترتیب که حتیالامکان خرید خود را به صورت کلی انجام دهند، محصولاتی با عمر مناسب با حداقل بستهبندی را بخرند، از خرید محصولات در ظرف یک بار مصرف پرهیز کنند، کالاهای کمدوام را خریداری نکنند، کالاهای با بستهبندی حجیم و نامرغوب را خریداری ننمایند و از وسایل دستی چند بار مصرف استفاده نمایند.
به سادگی پیداست که با رعایت نکات فوق میتوان تاثیر بسیار چشمگیری در میزان تولید زباله ایجاد نمود.
کاهش تولید زباله: مهمترین گزینه پس از اجتناب از تولید زباله، کاهش تولیدات زباله است، این موضوع شامل طراحی مجدد، بستهبندی با مواد اولیه کمتر، حذف بستهبندیهای غیرضروری، اجرای فرآیندهای جدید جایگزینی محصولاتی با قابلیت استفاده مجدد به جای محصولات یکبار مصرف و استفاده از محصولات با دوام و همچنین لحاظ نمودن چرخه حیات محصول در طراحی اولیه آن به ترتیبی که امکان استفاده مجدد و بازیافت آن وجود داشته باشد.
همچنین مصرفکنندگان نیز با رعایت اصول درست خرید کردن و به اندازه خرید کردن علاوه بر کاهش میزان تولید زباله میتوانند هزینههای تامین مایحتاج زندگی را به میزان قابل ملاحظهای کاهش دهند.
استفاده مجدد: استفاده مجدد عبارت است از استفاده بیش از یک بار از محصولات به شکل اولیه که باعث جلوگیری از مصرف منابع، مواد اولیه، انرژی و همچنین تولید زباله میشود. مثالهای ساده این موضوع استفاده از شیشههای نوشابه قابل پر کردن، پالتهای حمل و نقل، استفاده از لباس، وسایل و اثاثیه بلااستفاده توسط کسانی که میتوانند از آنها استفاده کنند، میباشد.
استفاده مجدد شامل استفاده از محصولات برای هدفهای متفاوت با تولید اولیه نیز میشود. به عنوان مثال استفاده از ظروف پلاستیکی به عنوان نشاکاری، حفظ گیاهان جوان، فعالیتهای هنری، نگهداری مواد غذایی و مواد شیمیایی یا استفاده از دو طرف کاغذ برای یادداشت و طراحی را میتوان نام برد. این فهرست نامحدود است و فقط با تصور شما محدود میشود.
به روشنی میتوان دریافت که بهکارگیری این نکات ساده و استفاده مجدد از برخی کالاها و اجناس قدیمی و فرسوده کمک بسیار قابل ملاحظهای به اقتصاد و صرفهجویی در هزینهها نموده و حجم زیادی از زبالههای دفعی را کاهش میدهد.
بازیافت: وقتی شما نمیتوانید از یک محصول به صورت بلندمدت استفاده مجدد نمایید، بهتر است آن را به چرخه تولید به عنوان ماده اولیه دست دوم وارد کنید تا از آن محصولات جدید تولید شود. معمولا تولید محصولات جدید از مواد بازیافتی به انرژی کمتری نیاز داشته و باعث حفظ محیط زیست و همچنین باعث کاهش استفاده از منابع و مواد اولیه نو میشود.
در خیلی از کشورهای جهان شهرداریها طرح بازیافت کنار جدولی (تفکیک از مبدا) زبالههای خانگی برای موادی مثل کاغذ، مقوا، شیشه، آلومینیوم، قوطیهای نوشابه و ظروف پلاستیکی را اجرا میکنند. این طرح علاوه بر ایجاد مواد اولیه دست دوم برای صنایع بازیافت، باعث خلوص بیشتر زبالههای تر برای کمپوست که یکی دیگر از روشهای بازیافت میباشد، میشود.
علاوه بر این، بازیافت باعث حفظ منابع، سوخت و انرژی شده و کاهش اثرات زیست محیطی و حفظ زمین برای مراکز دفن را به دنبال دارد.
بازیابی (استحصال:) بازیابی انرژی میتواند به عنوان یک گزینه مناسب زیست محیطی بعد از کاهش، استفاده مجدد و بازیافت مورد استفاده قرار گیرد. این گزینه به عنوان آخرین مرحله بهرهبرداری از حداکثر مزایای مواد زائد مطرح میباشد. این موضوع شامل زبالهسوزها و روشهای دیگر استحصال انرژی گرمای نهفته در مواد میباشد. انرژی گرمایی را میتوان به برق تبدیل نموده که یا استفاده مینماییم یا آن را میفروشیم.
در بیشتر کشورها استفاده از زبالهسوزها به دلیل دلواپسی از ایجاد آلایندهها مرسوم نیست. هر چند که استحصال انرژی از زباله راههای مختلفی را شامل میشود، از جمله استخراج گاز متان از مراکز دفن و تولید برق از آن و یا روشهایی مانند پلاسما و پیرولیز.
تصفیه و دفع: این مرحله آخرین و کمارجحیتترین گزینه در سلسله مراتب مدیریت مواد زائد جامد است. ما به هر ترتیبی که عمل کنیم، حتی با رعایت موارد مطرح شده در سلسله مراتب مدیریت مواد زائد جامد، معمولا مقداری زباله خواهیم داشت. زباله باقیمانده باید به رعایت مسائل ایمنی، زیست محیطی، بهداشتی و مشکلات مربوط به حشرات و جوندگان و همچنین مشکلات اجتماعی، تصفیه و دفن گردد.
مشکلات مراکز دفن عمدتا شامل انتشار گازهای دیاکسیدکربن، متان و نشت شیرابه به آبهای زیرزمینی، ایجاد گرد و غبار، پخش زباله، سر و صدا، جانواران موذی و از بین رفتن و کاهش ارزش اراضی اطراف میباشد.
نظراتی برای کاهش مواد زائد
مطالعات انجام شده به وسیله John Schall نشان میدهد که سلسله مراتب مدیریت مواد زائد جامد به درستی تعیین شده و از نظر فنی قابل اجرا بوده و از نظر کارایی مالی و زیست محیطی نیز مورد تایید میباشد. او نشان داد که در صورت کاهش میزان زباله در مبدا میتوان تا 70 درصد هزینه مدیریت مواد زائد جامد را کاهش داده و اثرات مخرب زیست محیطی را نیز به مقدار قابل ملاحظهای کاهش داد.
او همچنین استدلال میکند که هزینه بازیافت و کمپوست حداقل 50 درصد بیشتر از هزینه دفع نخواهد بود. همچنین نتیجهگیری میکند که بهترین گزینه در طرح سلسله مراتب مدیریت مواد زائد جامد بازیابی است که باعث ذخیرهسازی انرژیهای موجود و استفاده از انرژی برای خطوط تولید و جلوگیری از آلودگی محیط زیست میشود. (این نظریه با عنایت به قیمت انرژی در کشورهای غربی تدوین شده است.)
ولی هنوز پژوهشگرانی نیز به این سلسله مراتب انتقاد دارند. David Pearee مدیر مرکز پژوهشهای اقتصادی اجتماعی محیط زیست جهانی در دانشگاه لندن عنوان میکند که سلسله مراتب مدیریت مواد زائد جامد نمیتواند مبنایی برای همه تجزیه و تحلیلها باشد، بلکه یک شرط اعتقادی است. او معتقد است که به نظر میآید دولتها ناگزیر هستند کورکورانه از قوانین زیست محیطی پیروی کنند، هر چند که آنها از این که سلسله مراتب مدیریت مواد زائد جامد نمیتواند نتیجه زیست محیطی را پیشبینی کند، گلهمند میباشند.
اگرچه برخی از مطالعات نشان میدهد که بازیافت بهتر از دفن زباله است ولی در صورتی که اثرات زیست محیطی خارجی و همچنین هزینهها بویژه هزینههای ساخت و انرژی مدنظر قرار بگیرد، زبالهسوز نسبت به بازیافت ارجحیت پیدا میکند.
اگرچه جلسات مراتب مدیریت مواد زائد جامد در بسیاری از کشورها به عنوان خطمشی رسمی دولتها پذیرفته شده است، ولی برخی از راهبردها نیز به آن اضافه شده است.
هماکنون مطالعات جاری برای کاهش زباله به وسیله دولت، صنایع، سازمانها، دانشگاهها و افراد به بشدت روی بازیافت متمرکز شده است در صورتی که بهتر است بر روش کاهش و استفاده مجدد تمرکز یابد. به هر صورت، پیشرفت قابل ملاحظهای درخصوص کاهش تولید زباله و بهینهسازی بستهبندیها و افزایش محصولات بادوام و قابل بازیافت صورت نگرفته است و تاکنون نیز استراتژی و خطمشی برای مواد زائد جامد کشور تدوین نشده است.
حمیده سادات هاشمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم