آغداشلو سپس به دو نوع کلی از نقاشی مذهبی اشاره کرد و گفت: بخش عمدهای از تصویرگری مذهبی براساس «قصهها» است. در تمام نمونههای متنوع این بخش دیده میشود که هنرمند با تکیه بر تورات، انجیل، قرآن و ... دست به تصویرسازی قصهها میزند.
او ادامه داد: از آنجا که مردم در آن دوران نمیتوانستند به صورت مستقیم کتابهای دینی را بخوانند، پس تصویرگری حوادث، عمدهترین وظیفه تصویرگر مذهبی است و هنرمند به عنوان بخش اساسی الگوبرداری خود از ادبیات بهره میگیرد.