در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فکر میکنم 8 سالم بود که نقش دختر یک سرهنگ را در تئاتر بازی کردم. آن زمان آمدند توی مدرسه و از بین بچهها من را انتخاب کردند. آن زمان خیلی بد میدانستند که دخترها و دختربچهها هنرپیشه بشوند، اما پدر بازاری بود و روشنفکر.
میگفت: تئاتر هنر مقدسی است و به همین دلیل هم اجازه داد من تئاتر را ادامه بدهم. من هم رفتم و در کلاسهای جامعه باربد ثبتنام کردم. خدا رحمت کند استاد مرحوم مهرتاش را که من همیشه به او مدیونم. چهارشنبه به چهارشنبه برای ما کلاس بیان و حرکت میگذاشت. دور تا دور اتاق صندلی میچید و ما همه به او نگاه میکردیم و یاد میگرفتیم. من بچهها را دوست دارم. آن زمانها اگر یک بچه میآمد و نظری درباره بازی ما میداد و مثلا میگفت که خانم مهرنیا اگر شما این قسمت را این طوری بازی میکردید، بهتر بود من کلی خوشحال میشدم و از آن بچه تشکر میکردم. اما امروزیها اگر یک بچه به سراغشان برود و حرفی بزند، میگویند این فضولیها به تو نیامده و به همین دلیل زیاد ماندگار نمیشوند. اول تواضع، دوم مردمداری، اگر این 2 اصل را رعایت کنند، ماندگار میشوند.
هنرمندان هرجا که میروند نگویند ما هنرمندیم، بگویند ما خدمتگزار مردم هستیم.
زنده یاد مهری مهرنیا
بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: