اما در این میان گاهی شاعران گمنامی وجود دارند که با هزینههای شخصی خود دست به چاپ آثارشان میزنند که در بعضی موارد اندک آثاری قابل تامل در میان آنها به چشم میخورد که لازم است از سوی منتقدان به آن پرداخته شود. «مادیانهای زیبا» سروده مریم فتحالهی از همین دست مجموعههای جوانی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
شعرهای این شاعر جوان در عین سادگی از ژرفای مناسبی در معنا برخوردارند و مانند اغلب شعرهای جوان سطحی و ساده نیستند که از زور سادگی به تاریکی و نافرجامی درغلتند. نخستین و شاید برترین مشخصه مادیانهای زیبا این است که هر شعر به شیوهای معتدل با بیانی که درخور شاعر است (شاعرانه) بیان شده است. بخصوص گفتهام «بیان شده است» و نگفتهام «به تصویر کشیده شده است.» این مجموعه، نمایش از شعر سپید امروز است بیهیچ تقلیدی از روی دست این و آن و به همین سبب، بسیار صمیمانه! ولی نه آن اندازه صمیمی که از خط شعر خارج شده و به نثر ادبی تبدیل شده باشد! و همین مساله، ناقد را بر میانگیزد تا تاملی در تشخص زبان این شاعر جوان داشته باشد. از سوی دیگر جهشهای سوررئالیستی نیز در برخی شعرهای این مجموعه دیده میشوند: «تنهایی تو/ اینجاست/ روی سینهام/ دراز کشیده/ حرف میزند، آنقدر .../ که باز هم خواب از چشمهایم/ میافتد/ و اشکهایم / چون دانههای درشت انار/ روی سفیدی متکا»/ به این شعر نگاه کنید: «و چشمهایم را به روی هر چه دلتنگی است، میبندم/ بگذار، ملافههای سفید زندگی را هم/ باد ببرد/ و طناب عمر/ پاره شود»
شاعر در این شعر، عنصر فریبنده زبان را کنار میگذارد و به نقد حیات دست مییازد. باید به شاعر این مجموعه، تبریک گفت که خودش هست و نه کسی دیگر و نقش کس دیگری را ایفا نمیکند. اما امروزه شاعران نوظهور (و البته نه همهشان) و برخی شاعران کهنهکار، حکایتشان، حکایت زندگی خودشان نیست. در حالی که در شعر هر شاعری باید ویژگی و خصوصیت زندگی خودش و وابستهها و وابستگیهای اطرافش باشد. شاعران واقعگرا و جامعهگرا در عین پیوستن به جمع، خودشان و زندگی درونی خودشان را هیچ گاه از یاد نمیبرند. چه اندازه تفاوت است میان این خود شاعرانه با خودخواهی امیال دوستانه مردم فرصتطلب و سودجو! و چه اندازه این گفته اوکتاویوپاز شاعر، نویسنده و منتقد سترگ و پرآوازه مکزیکی درباره رفتار و سلوک ذهن و زبان شاعران مصداق عینی و بارز دارد: «همه میخواهیم چیز دیگری باشیم و تنها عده بسیار کمی جرات میکنند آنچه که هستند باشند.» مریم فتحالهی در «مادیانهای زیبا» این جرات و جسارت را دارد که آنچه هست، باشد (نه آن چیزی که مینماید) تاثیر عمیقی که بیشتر شعرهای این مجموعه (و نه همه شعرها) بر روان خواننده بر جای میگذارند، همان چیزی است که از شاعران واقعی انتظار میرود. شعر امروز باید بتواند به توقعات امروز پاسخ بدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم