خدا رو شکر هزار بار خوش اومدین به اینجا
شما خوبین خالهجون
وقتی که با شماهام به کلی خوب خوبم
محبت شماها میره تا عمق جونم
ستارهها
بعله
من امشب از شماها میشه یه سوال بپرسم
بعله
ما آدما با حیوونا چکار کنیم؟
یعنی چی؟
در رو براشون باز کنیم؟
بعله
با حیوونا بازی کنیم؟
بعله
اونارو بگیریم؟
نه نه
توی قفس بذاریم
وایوای نهنه
حیوونارو تو خونهمون راه بدیم
بابا میگه بعله مامان میگه نخیر
پس بالاخره چکار کنیم؟
خاله خاله جون، قصه میخوایم، میگی برامون
بعله.
جونم براتون بگه قصهای از راه دور آوردم من براتون
قصهای با یک پسر پسر نگو گل پسر
یکی بود یکی نبود بجز خدا هیچکس نبود
و....
«آدمی قصه را دوست دارد. با قصه زیسته و میزید و خواهد زیست. قصه مانند خواب دیدن است. با زندگی پیوستگی دارد؛ اما خود زندگی نیست؛ تلخیهای آن را هم ندارد. قصه را جاذبهای است که در همه دورههای عمر، از کودکی تا پیری، آدمی را به سوی خود میکشد.»
و این مقدمهای بود از کتاب «قصههای ایرانی» جلد اول، تالیف ابوالقاسم انجوی شیرازی. بشر پیوسته با قصه سروکار دارد و آن را کلید گنجینه رازها و رمزهای کهن میداند.
آدمیزاد همانطور که نمیتواند از سایه خود جدا شود، از شنیدن قصه هم نمیتواند چشم بپوشد.
شبکه کودک و نوجوان مدتی است تولید برنامهای را تحت عنوان شببخیر بچهها آغاز کرده. این برنامه هر شب ساعت 45/20 برای مخاطبان 3 تا 6 ساله تهیه و تولید میشود. هدف از تولید این برنامه این است که برای خردسالان خوابی آرام و دلنشین تدارک دیده شود. سوال این است، با توجه به تغییرات ساعات شبانه روز در ماههای اولیه سال آیا واقعا کودکان ساعت 45/20 دقیقه شب به رختخواب میروند و با لالایی تلویزیون میخوابند؟
برای کودک امروز که به جای نشستن پای قصههای مادربزرگ، سگا بازی میکند و در کارتونها و فیلمهای تلویزیون با موجودات عجیب و غریب فضایی و ماقبل تاریخ دست و پنجه نرم میکند چگونه میتوان از قصههای قورقوری و خانم لاکپشت و آهوخانم و آقاگوزنه لذت ببرند.
پاسخ این سوال در شبهای آینده مشخص خواهد شد. البته این اولین بار نیست که صداوسیما تولید قصه و قصهگویی را برای کودکان مورد توجه قرار داده است.
در سال 1369 برنامه رادیویی شببخیر کوچولو توانست مونس و همدم بسیاری از کودکان و حتی بزرگسالان باشد. قصه و قصهگویی براساس ریشه عمیقی که در فرهنگ ما دارد وقتی در قالب شببخیر کوچولو وارد خانهها شد آن تاثیری را که انتظار میرفت بر جای گذاشت و تا حدود زیادی به اهداف خود رسید.
بدون اغراق شاید نیمی از محبوبیت شببخیر کوچولو مدیون آهنگ دلنشین لالایی بود که به لحاظ ساختاری، در آن نکات زیبا و ظریفی یافت میشد که نشان از کار عمیق و کارشناسانهای است که برای خلق این اثر انجام شد.
محمود منتظم صدیق، فارغالتحصیل فرهنگستان هنر و موسیقی، آهنگساز با ذوق این اثر میگوید: زمانی که من سفارش این آهنگ را گرفتم، 6 آهنگساز دیگر هم سفارش همین کار را گرفته بودند که البته شعرهای هر کدام با هم متفاوت بود و قرار بر این بود که از بین این کارها بهترین آنها برای پخش انتخاب شود. من حدود دو سه هفته روی این آهنگ کار کردم، اما هر چه تلاش میکردم، به ملودی دلخواهم نمیرسیدم.
ولی ناگهان در عرض یک ساعت این طوری به ذهنم آمد و آهنگ این کار را ساختم. من اصرار داشتم این کار را یک بچه بخواند، اما آن زمان میگفتند کار را باید به گروه کر بدهیم. سرانجام من موفق شدم مدیر تولید این کار را راضی کنم تا شعر را یک بچه به همراهی گروه کر بخواند. آن موقع پرشات پیروزکار 8 ساله بود و من پیشنهاد این کار را به او دادم و پرشات هم پذیرفت.
«پرشات پیروزکار» خواننده لالایی میگوید: آهنگ لالایی اولین کارم بود. اولین بار، آقای منتظم صدیق به من پیشنهاد دادند این کار را بخوانم و بعد از مدت کمی که برای این کار تمرین کردیم برای ضبط به استودیو رفتیم و چون کار اولم بود فکر نمیکردم کار خوبی از آب درآید و قبول شود.
ولی خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفت. خبرها حاکی از آن است که سری جدید شببخیر کوچولو بزودی با اجرای مریم نشیبا آغاز خواهد شد. امید آنکه در این دوره نیز با توجه مخاطبین مواجه شود اما برنامه شببخیر بچهها که از 23 فروردین کار خودش را آغاز کرد در حال حاضر 3 قصهگو دارد؛ مریم وطنپور، ملیکا زارعی و سارا روستاپور.
مریم وطنپور، متولد تهران و مجری برنامه قاصدک است. او میگوید: من از کودکی به بازیگری و گویندگی علاقهمند بودم. قبل از گویندگی و اجرا حدود 6 سال در پشت صحنه «تدوین» میکردم. بعد چند قسمت برنامه برای پخش برون مرزی در شبکه جامجم اجرا کردم و بعدش مجری برنامه قاصدک شدم. من هم مثل هر کس دیگری که در حرفه خودش مشغول کار است آرزو دارم روزی یکی از بهترینها شوم.
او میگوید: یک مجری خوب باید از دانش، مهارت و تجربه کافی برخوردار باشد. بتواند خوب با مخاطبانش ارتباط برقرار کند و در خاطره بماند.
ملیکا زارعی یا همان خاله شادونه یکی دیگر از مجریان برنامه تلویزیونی شب بخیر بچههاست. او به خاطر صدای کودکانهاش و صداقتی که در کلامش وجود دارد، خیلی زود در دل بچهها جا باز کرد. او عاشق بچههاست و به نظرش بچهها پاکترین موجوداتی هستند که خداوند آفریده.
خودش میگوید: وقتی بچه بودم، خیلی اهل شیطنت نبودم و بچه حرف گوشکن و آرامی بودم. خیلی خوب بلد بودم که سرم را گرم کنم و بهتنهایی بازی کنم. بیشتر وقتم را با عروسکهایم پر میکردم. محبوبترین بازی کودکیام هم خالهبازی بود. خیلی از بچهها براشون سوال بود که من چطور در تنهایی بازی میکنم و حوصلهام سر نمیرود، هرچند که من و مریلا (خواهر بزرگتر ملیکا) به خاطر اختلاف سنیمون همبازی هم نبودیم ولی اون به عنوان خواهر بزرگتر همیشه هوای منو داشت.
سارا روستاپور یکی دیگر از مجریان این برنامه است. او در دی ماه 1360 متولد شد. او رابطه خوبی با بچهها دارد. خودش میگوید: من بشدت بچهها را دوست دارم، آنها با صداقت کامل در مقابلت حضور پیدا کرده و هر انرژی را که بگیرند همان را تحویل میدهند. پس اگر برایشان انرژی زیادی بگذاری همان مقدار انرژی را از آنها دریافت خواهی کرد. در این برنامه علاوه بر تنوع در مجریان، باید به دکور و فضای زیبا و دلانگیز شببخیر بچهها نیز اشاره کرد. از نقاط مثبت دیگر برنامه استفاده از ترانه و لالایی در شببخیر بچههاست. «لالایی» یکی از شایعترین و در عین حال دیرپاترین بخش ترانههای کودکان در فرهنگ عامه است. قدمت این «نخستین آوازی که به گوش بچه میخورد» به زمانهای بسیار دور میرسد و به قول یکی از نویسندگان «نه مسالهای تاریخی، بل معمای باستانشناختی دارد.»
از این نغمه خواب کردن کودک در فرهنگهای ملل گوناگون با عناوینی همچون: لالایی، لای لای، لالا لولو، لالبی، نینا، نانا، بوبو، دودو و ... یاد شده است.
لالایی
اومده خواب توی چشات
لالایی مثل قند شیرین حرفات
لالایی ببین رنگیترین رویا رو امشب
ببین آبیترین دریا رو امشب
ببین اسبهایی رو که توی صحراست
ببین دشت گلای سرخ چه زیباست
ببین رویای یک لحظه خوبو
ببین پرندههای تو غروبو
لالا لالایی چشمات بسته میشه
که از لالایی گفتن خسته میشه
شببخیر بچهها هر شب به مدت 15 دقیقه ساعت 45/20 روی آنتن شبکه 2 میرود. این برنامه به نویسندگی مژگان شیخی، تهیهکنندگی اکرم معصومی و کارگردانی احمد علیپور تهیه میشود.
محمدحسین قاسمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم