چشم اسفندیار جومونگ

پایان یافتن سریال یوسف پیامبر (ع) با همه حاشیه‌هایی که داشت برای من تقریبا همزمان بود با شرکت در مراسمی با عنوان شب درخشان کره که در آن بخشی از فرهنگ کره مانند موسیقی و آداب و رسوم خاص آن کشور به نمایش در آمده بود.
کد خبر: ۲۵۰۰۹۲

در کنار بخش‌های مختلف و حضور چهره‌های برجسته فرهنگی کشورهای کره و ایران، مهمان ویژه‌ای نیز در این مراسم حضور داشت و آن مهمان کسی نبود جزء خانم می‌کیونگ یانگ یا همان بانو هن معروف سریال جواهری در قصر که نقش دایه مهربان یانگوم را ایفا می‌کرد.

آنچه که در این مراسم بیش از هر چیزی مورد توجه قرار می‌گرفت انبوه ایرانیانی بود که به دور این بانو حلقه زده بودند و به بهانه‌های مختلف برای بچه و نوه و... خود تقاضای امضا و عکس یادگاری می‌کردند. آن هم ایرانیانی که به واسطه جایگاه این مراسم و محدودیت حضور افراد مختلف در آن، کمتر به گروه عام و توده مردم که در تحلیل‌های منتقدان جزو مخاطبان اصلی این دست سریال‌ها محسوب می‌شوند تعلق داشتند.

این اتفاق باعث شد با پیش ذهنیتی که درباره پخش سریال یوسف پیامبر (ع) داشتم یکبار دیگر این سوال در ذهنم تداعی شود که چه مولفه‌هایی در سریال‌هایی مانند یانگوم و جومونگ وجود دارد که تا این اندازه مورد استقبال مردم عام و با استدلال به همین مراسم حتی مورد توجه مخاطب خاص هم قرار می‌گیرد؛ همان مخاطب خاصی که حداقل در ظاهر، خودش این موضوع را تکذیب می‌کند.

واقعیت این است که در کنار خرید این دست سریال‌های کره‌ای توسط رسانه ملی، این سازمان در طول سال‌های اخیر چندین سریال تاریخی و مذهبی نیز تولید و از شبکه‌های مختلف سیما پخش کرده است که آخرین آن یوسف پیامبر (ع) و سریال شیخ بهایی بود؛ دو سریالی که بر اساس آمارهای منتشر شده از نظر جذب مخاطب وضعیت کاملا متفاوتی داشتند.

با مقایسه این دو سریال ایرانی و حتی دیگر سریال‌های مشابه که در داخل کشور تولید شده‌اند با سریال‌های کره‌ای یک وجه مشترک وجود دارد و آن وجود روایت و مستندات تاریخی یا مذهبی است.

اما نکته دیگری نیز در این میان وجود دارد که وجه تمایز و مرز سریال‌های کره‌ای و سریال‌های پرمخاطبی مانند یوسف پیامبر(ع) را با دیگر سریال‌های مشابه ساخت داخل مشخص می‌کند و آن چیزی نیست جزء دراماتیزه شدن داستان، به گونه‌ای که کارگردان در پناه و کنار یک رویداد تاریخی، داستان عاشقانه‌ای را هم روایت می‌کند.

این همان نکته‌ای است که حتی در ادبیات نیز مشاهده می‌شود و بسیاری از شعرا معتقدند عشق (چه آسمانی و چه زمینی‌اش) همان چشم اسفندیار یا به قول غربی‌ها پاشنه آشیل مخاطب است که باعث می‌شود او را به اثر پیوند بزند.

به نظر می‌رسد سازندگان سریال‌های تاریخی در ایران می‌توانند در کنار روایت تاریخ ایران و اسلام در دوره‌های مختلف که کاری ارزشمند و ستودنی است نیم نگاهی هم به این چشم اسفندیار مخاطبان داشته باشند آنچه که در ادبیات غنی پارسی نیز به وفور (مثلا در آثار نظامی) دیده می‌شود و می‌تواند تکنیک‌ها و روایت ادبی و شاعرانه به کار رفته در آن آثار، برای بسیاری از کارگردانان و تهیه کنندگان قابل تجربه باشد و موفقیت فراوانی نیز برای جذب مخاطب به همراه داشته باشد.

سینا علی محمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها