در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینها نامهایی است که یک اثر تلویزیونی یا سینمایی معمولا با همکاری آنها شکل میگیرد، اما در پشت این عنوانهای مهم و جذاب، گروهی زحمتکش، فعال و بیادعا به نام «گروه تدارکات» وجود دارد که در کنار گروهی به نام تولید، بخش عمدهای از فعالیتهای مهم را در پروژهای سینمایی یا تلویزیونی انجام میدهد.
چند روز قبل در قالب برنامهای خبری برای بازدید از پشت صحنه سریال مختارنامه با گروهی از خبرنگاران به شهرستان شاهرود رفته بودیم.
مختارنامه که حالا این روزها از آن به عنوان «عظیمترین پروژه تلویزیونی» نام برده میشود، مجموعهای از تخصصهای پیچیده و گسترده در عرصه فیلمسازی را به خدمت گرفته تا بخشی از تاریخ پرفراز و نشیب اسلام را به شکلی باورپذیر ارائه کند.
در این مسیر نیز وظیفه سنگینی به عهده گروه تولید و تدارکات گذاشته شده است. وقتی کارگردان برای صحنهای به 500 هنرور نیاز دارد، وقتی قرار است 60 اسب در صحنهای حضور داشته باشند، وقتی طراح لباس پارچه خاصی میخواهد تا با آن لباس شخصیتی را بدوزد که بافت پارچه در مقابل دوربین لو نرود و در نهایت لباس دوخته شده به عنوان لباس افرادی در 1400 سال قبل باورپذیر باشد، وقتی کارگردان فضایی در دل کویر ایران را برای فیلمبرداری مناسب تشخیص دهد و در تمامی این موقعیتهای سخت و پیچیده، این گروه به میدان میآید تا از جاهایی که مخاطب عادی حتی فکر آن را هم نمیکند هنرور تهیه کند، اسبهای خوب و سالمی را برای فیلمبرداری بخرد، پارچهای با بافت خاص را از دوزندهای محلی بخرد و در نهایت در جایی در دل کویر فضایی را برای اسکان و اقامت طولانیمدت گروهی 300 نفره آماده کند و به عبارت سادهتر هرچه که در تخیل و ذهن کارگردان در سریالی تاریخی شکل بگیرد، از سوی گروه تولید و تدارکات در سریال مختارنامه تهیه میشود و البته همیشه برای چنین کاری زمان زیادی وجود ندارد و همین مساله است که فعالیتی شبانهروزی و پرفشار را بر این گروه تحمیل میکند.
اگر روزی با کارگردانی برخورد کردید که با نارضایتی ساخت فیلم یا سریالی را به پایان رسانده، حتما از او حرفهای زیادی از وضعیت نامناسب گروه تولید و تدارکات و عدم سرویسدهی آنها خواهید شنید. حتی در بخش کوچکی از این فعالیت، دادن چای و آب در میان یک بیابان که قرار است تداعیکننده صحرای کربلا باشد، آنقدر کار سخت و حساسی است که هر نوع بینظمی در انجام آن میتواند اعصاب و روان گروه سازنده را خط خطی و کار را برای مدتی دچار وقفه کند.
روزی که به پشت صحنه مختارنامه در جایی از کویر مرکزی ایران رفته بودم که پیش از این فقط روی نقشه آن را دیده بودیم، در هیچ زمانی خستگی و تشنگی را احساس نکردیم. همیشه جوانهایی با چهرههای آفتاب سوخته در کنار ما بودند که با سینیهای چای و آب خوردن و آبمیوه پذیرایی از ما و بیش از 700 آدم حاضر در سر صحنه را به عهده داشتند.
این وضعیت در همهبخشهای صحنه حاکم بود و همه چیز مهیا شده بود تا صحنه نماز روز عاشورا به تصویر کشیده شود. من در این جمع فقط با تحسین به چهرههای آفتاب سوختهای نگاه میکردم که حتی مواظب لیوانهای یک بار مصرف ما هم بودند تا افتادن آنها در گوشهای از صحنه مزاحمتی برای کار ایجاد نکند. شاید عبارت «تلاشگران خاموش» برای این زحمتکشان سینما و تلویزیون تعبیر درست و کاملی باشد.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: