ناحق بدان معنا که در وزن منفی 75 کیلوگرم، ابراهیم حسنبیگی با پیروزی بر رقیبان خود میرفت تا در این وزن فیکس شود، اما مربیان تیم ملی مایل بودند وی یک دوره انتخابی را هم با سعید فرخی کهنهکار و آسیبدیده داشته باشد تا در صورت پیروزی، بدون حرف پیش، راهی تایلند شود.
در این خصوص علیرضا سلیمانی، سرمربی تیم ملی کاراته میگوید: «ما از ابتدا روی حسنبیگی نظر مساعد داشتیم و مایل بودیم وی در بازیهای هنرهای رزمی آسیا تیم ملی را همراهی کند، حتی بنده به حسنبیگی این اطمینان را دادم که در صورت باخت در مقابل فرخی وی را در یک وزن پایینتر راهی تایلند خواهم کرد» اما حسنبیگی نظر دیگری دارد. او با دلخوری از شرایط پیش آمده این طور از خود دفاع میکند: «من پس از 3 مبارزه که نتیجهای جز مساوی در پی نداشت، برای چهارمین بار به مصاف سعید فرخی رفتم و این بار توانستم با نتیجه 5 بر 2 او را شکست دهم.»
البته این در حالی است که فرخی در مبارزه آخر پس از دریافت ضربه مواشی گری و واگذاری 3 امتیاز، به نشانه اعتراض به رای داور کمربندش را باز کرده و تاتامی را ترک میکند که این عمل طبق قانون داوری کاراته حکم اخراج را در پی دارد، اما سلیمانی و همکارانش در اردوی تیم ملی کاراته که سعی دارند به هر قیمت ممکن فرخی را عازم بازیهای تایلند کنند از کنار این رفتار توهینآمیز فرخی با سعه صدر گذشته و این عمل را با خطای جوانی توجیه میکنند.
به هر حال فرخی علیرغم شکست در مقابل حسنبیگی در وزن منفی 75 فیکس شده و خود را آماده اعزام میکند، حال آنکه با مهرههای کمر آسیبدیده چطور میتواند به مصاف حریفان خارجی برود، پرسشی است که پس از بازیهای تایلند پاسخ خود را پیدا میکند.
در ادامه این جنجالها حسنبیگی با پیشنهاد مبارزه در یک وزن پایینتر مواجه میشود، کادر فنی تیم ملی برای اینکه حسنبیگی خوشآتیه را از کف ندهند با این پیشنهاد ناعادلانه چشم بر پیروزیهای فرهاد غلامی فیکسشده در وزن منفی 67 بسته و حسنبیگی را بار دیگر به اردوی تیم ملی فرا میخوانند که با واکنش قهر آلود وی این غائله خاتمه پیدا میکند؛ اما فرهاد غلامی که تازه ازچنگال یک حذف غیرمنصفانه جان سالم به در برده بود، بار دیگر خود را در مقابل کاراتهکای تازهعلم شده تیم ملی میبیند: مرتضی شفاهی. او خوشاقبالتر از فرخی آمده بود تا در انتخاب سلیقهای مربیانی که براحتی حق را ناحق میکنند در وزن منفی 67 فیکس شود. بله، به همین راحتی شفاهی تازهوارد فیکس شد و فردای آنروز علیرضا سلیمانی بیپرواتر از قبل در حالی که سعی داشت به شعور کسی توهین نکند اعلام کرد که به دلیل مفقود شدن گذرنامه فرهاد غلامی وی از اردوی تیم ملی کنار خواهد رفت.
این در حالی است که نزدیک به یک ماه واندی تا بازیهای تایلند زمان باقی مانده و طبق قانون، اداره گذرنامه میتواند در مواقع اضطراری در کمتر از 48 ساعت پاسپورت جدید صادر کند. سلیمانی در توجیه عملش اینطور از خود دفاع میکند: «پاسپورت غلامی گم شده و ما چارهای جز جایگزین کردن مرتضی شفاهی به جای وی نداریم. در حال حاضر هم با نظر کادر فنی تیم ملی شفاهی در وزن منفی 67 فیکس شده و دیگر جایی برای برگشت غلامی نیست.»
به همین راحتی در یک انتخاب سلیقهای و فرمایشی، فرهاد غلامی از تیم ملی کاراته کنار گذاشته شد تا امروز سلیمانی چهرهای حق بهجانبتر به خود بگیرد و در پاسخ به پرسش شانس مدالآوری فرخی مصدوم و شفاهی تحمیلشده به تیم ملی بگوید: «نمیتوانم قول بدهم و ترجیح میدهم بعد از مسابقات اظهار نظر کنم.»
باید دید سرنوشت تیم ملی بحرانزده کاراته با این کادر فنی و سرمربی که حق و انصاف را تنها برای شاگردانش تعریف میکند به کجا ختم میشود؟
به هر حال این جریانها در فدراسیون کاراته سوالبرانگیز است و باید از مدیریت فدراسیون انتظار داشت که با بررسی موضوع اجازه ندهد حقی از سرمایههای این رشته تضییع شود.
منیره جامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم