در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هواداران 14 حزب مخالف دولت با حضور لوان گاچچیلادزه، رهبر اتحاد احزاب مخالف در محل میدان روستاولی در مقابل پارلمان گرجستان حضور یافتند و درخواست خود مبنی بر کنارهگیری ساآکاشویلی را مطرح کردند.
نینو بورجانادزه، رئیس سابق مجلس ملی گرجستان نیز که تظاهرات اعتراضآمیز احزاب مخالف دولت را در چارچوب قانون اساسی و منافع ملی کشور خوانده است، با ادامه بحران، به ساآکاشویلی توصیه کرد تا دیره نشده از سمتش کنارهگیری کند.
بیکفایتی در پایان دادن به اشغال بخشی از خاک گرجستان توسط ارتش روسیه و آغاز جنگی بیثمر با روسها با تهاجم 8 اوت سال گذشته ارتش گرجستان به دو جمهوری حداییطلب اوستیایجنوبی و آبخازیا به علاوه بدتر شدن وضعیت معیشتی مردم در چند سال اخیر از دلایل مخالفان برای طرح این درخواست است.
به نظر میرسد ساآکاشویلی که زمانی با پیروزی بر اصلان آباشیدزه، رهبر آجاریا و متحد کردن این جمهوری خودمختار، به یمن حمایتهای بیدریغ آمریکا و همکاری سیاسی کرملین محبوبترین مرد گرجی بود این روزها در مسیر قهقرا قرار گرفته است.
اختلافات بهحدی بالا گرفته که پیتر سمبنی، نماینده ویژه امور قفقاز اتحادیهاروپایی برای میانجیگیری بین دولت و نیروهای مخالف اعلام آمادگی کرده است. ساآکاشویلی که خود با انقلابی رنگی قدرت را در گرجستان به دست گرفت اکنون در برابر تحرکاتی مشابه قرار گرفته است.
ایراد اتهام تقلب در انتخابات پارلمانی به ادوارد شواردنادزه، رئیسجمهور پیشین نقطه شروع انقلاب مخملی بود. ساآکاشویلی، وزیر مستعفی دادگستری دولت شواردنادزه با شروع اعتراضات به میدان آمد و رهبری انقلاب مخملی را به دست گرفت و مصرانه خواستار کنارهگیری شواردنازده از قدرت شد اما رئیسجمهور گرجستان در برابر خواستههای انقلابیون جوان مقاومت کرد.
وی برای ارائه توضیحاتی درباره شرایط سیاسی کشور به پارلمان رفت اما هنگام سخنرانی ناگهان با ساکاشویلی روبرو شد که با در دست داشتن شاخه گل سرخی همراه هوادارانش وارد پارلمان شد. التهاب سراسر گرجستان را فرا گرفت و به سقوط دولت منجر شد.
وعدههای عمل نشده
ساآکاشویلی در روزهای انقلاب مخملی گفته بود «گرجستان به کسانی روی آورده که خواهان دموکراسی، آزادی و شکوفایی اقتصاد گرجستان هستند» اما در عمل چنین نشد. او با وعده یکپارچه کردن گرجستان و بهبود وضع معیشتی مردم به ریاستجمهوری رسید، وعدههایی که هیچگاه عملی نشدند.ساآکاشویلی گام به گام به آمریکا نزدیکتر شد و به همان نسبت که فاصلهاش با واشنگتن کم میشد از مسکو فاصله میگرفت. رویای الحاق به ناتو آنچنان او را به خود مشغول کرده بود که حتی از توجه به وضعیت اقتصادی این کشور هم غافل ماند.
اکنون گرجستان با مشکلات عدیده اقتصادی، سیاسی و امنیتی ناشی از مناقشات قومی، درگیر است. بالا گرفتن بحران آجارستان، اولین مناقشه بر سر راه دولت محسوب میشود. آباشیدزه با بلوکهکردن درآمدهای گمرکی بندر مهم باتومی و تکرار نافرمانی از دولت مرکزی، حاکمان تفلیس را به چالش کشیده است. پیش از آن هم تلاشهای شواردنادزه برای تحت نظارت قرار دادن آجاریا همانند آبخازیا و اوستیایجنوبی با دخالت مستقیم و غیرمستقیم روسیه ناکام مانده بود.
تعیین تکلیف دو جمهوری خودمختار ناسازگار با حکومت مرکزی یعنی آبخازیا و اوستیایجنوبی در غیاب حل و فصل موضوع آجارستان که قول و قرارهایی مبنی بر تمدید مدت حضور پایگاههای نظامی روسیه در مناطق باتومی و آخالکالاکی با مسکو گذاشته است، ممکن نیست.
روسها خواستار همکاری تفلیس در مهار شبهنظامیان چچن و عدم استفاده از خاک گرجستان توسط آنها است و تنها در صورت تعهد تفلیس در این زمینه رفع مشکلات آجارستان، آبخازیا و اوستیایجنوبی امکانپذیر است.
نقش روسیه
جامعه مشترکالمنافع اگرچه در حال حاضر تشکلی از کشورها و جوامع متفرق با منافع حتی متضاد است که تفاوت بین آنها بسیار پدیدارتر از تفاهم است، روسیه نقش برتر خود را در این جامعه از دست داده است و دیگر مرکزیت اقتصادی و ژئوپولتیک را در اختیار ندارد اما مسکو به هر حال دنبال تثبیت منافع خود در قفقاز و آسیایمیانه است.
در فضای پس از شوروی جدالی بین ایالاتمتحده آمریکا، اتحادیهاروپایی و چین برای بازتعریف حوزه نفوذ و قلمرو سیاسی- اقتصادیشان در این منطقه در جریان است. تلاش چندین ساله روسها برای تسلط بر سرزمینهای همسایه روسیه اکنون شفافتر شده است.
وقتی روسها اوت سال گذشته میلادی در واکنش به حمله ارتش گرجستان به آبخازیا و اوستیایجنوبی وارد خاک این کشور شد ساآکاشویلی انتظار داشت غربیها در دفاع از او به میدان بیایند اما چنین نشد. بیتفاوتی غرب به گرجستان خلف وعده نبود چرا که تفلیس هنوز به عضویت ناتو در نیامده بود تا از حمایتهای سیاسی و امنیتی برخوردار شود.
مشی راهبردی ایالاتمتحده و غرب در مقابل گرجستان و دیگر جمهوریهای حاصل از فروپاشی شوروی افزایش تمایل تکثرگرایی جغرافیایی سیاسی بین کشورهای تازه استقلال است تا این کشورها به سمت روسیه کشیده نشوند و جاهطلبی امپریالیستی روسیه کنترل شود.
غرب و ایالاتمتحده، کشورهای اوکراین، جمهوری آذربایجان، ازبکستان و گرجستان را به عنوان نقاط شروع و نفوذ انتخاب کردند. از طریق نفوذ اقتصادی با تمام قدرت در آسیایمرکزی و منطقه دریایخزر سرمایهگذاری کردند تا استقلال کشورهای تازه استقلال یافته را به مخاطره بیندازند.
ایالاتمتحده و غرب علاوه بر آن از طریق «برنامه مشارکت برای صلح» ناتو، کشورهای تازه استقلال یافته را با ادوات نظامی تجهیز میکنند، ارتشهای آنها را آموزش میدهند ، تمرینات نظامی مشترک اجرا میکنند و به طور کلی همکاریهای نظامی را ارتقا میبخشند. اهمیت این موضوع از آنجاست که ظهور چندین واحد سیاسی به جای یک کلیت یکپارچه یعنی شوروی، نقشه ژئوپلیتیک منطقه را دگرگون کرده است.
خیرگرد رستمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: