در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین احمد مبلغی

بازاندیشی تحول فقه سیاسی پس از انقلا‌ب اسلا‌می

در یک تقسیم‌ بندی کلی می‌توان گفت فقه به شاخه‌‌هایی همچون فقه عبادات، فقه‌ معاملات و فقه سیاسی تقسیم می‌شود؛ همچنین بر اساس تعاریفی که از مفهوم فقه سیاسی ارائه شده است، فقه سیاسی به مجموعه‌ای از احکام شرعی ناظر بر زندگی اجتماعی و سیاسی در هر جامعه اطلاق می‌شود.
کد خبر: ۲۴۶۵۳۱
با این توجه می‌توان گفت انقلاب اسلامی ایران توانسته است تحولی را در جایگاه مرحله‌ای فقه سیاسی ایجاد کند. فقه سیاسی هر چند به لحاظ معرفت شناختی به عنوان یک دانش اسلامی به کار می‌رود، ولی همچنان می‌تواند به عنوان یک دانش سیاسی اسلامی نیز تلقی شود. این نوشتار که حاصل گفتگوی ما با حجت‌الاسلام‌والمسلمین احمد مبلغی، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی است، متکفل بحث از این موضوع است.

نقش انقلاب اسلامی را در تحول فقه سیاسی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

فقه سیاسی، مرهون انقلاب اسلامی نیست، بلکه محصول تجربه فقهی قرن‌ها پیش است و منابع فقه سیاسی، در قرآن و سیره و اقوال اهل بیت متبلور است و منابع آن را قرآن، سنت، اجماع و عقل شکل می‌دهد و اصولا فقه سیاسی، همواره در فقه ما حضور داشته و بخش‌هایی از احکام ما را فقه سیاسی شکل می‌داده است. تحولی که انقلاب اسلامی ایجاد کرد، این بود که فقه سیاسی را از منجمد بودن به عنوان غیر ایجابی آن و نه ایجابی آن که در لابه‌لا و اثنای فقه عمومی گم بود، به حرکت درآورد و این حرکت بتدریج موجب می‌شود تا فقه سیاسی به عنوان یک فصل مستقل مطرح شود. این نقش اول انقلاب اسلامی در تحول فقه سیاسی بود.

اما نقش دوم، ایجاد توجه به فقه سیاسی است؛ چرا که توجه به فقه سیاسی در حاشیه بود، ولی انقلاب اسلامی، عامل برانگیخته شدن توجه‌ها به فقه سیاسی شد. در سایه ایجاد این توجه و در سایه پررنگ کردن فقه سیاسی، راه جدا شدن آن را گشوده است که تا حدودی، مقدمات آن به عنوان مبدل شدن به عنوان یک باب مستقل فراهم شده است و هر زمان که جلوتر رفته، این فقه سیاسی به عنوان یک فقه سیاسی مستقل مطرح شده است.

کارکرد سوم، این بود که اجزایی را بر فقه سیاسی افزوده است. این فقه سیاسی در شرایط قبل از انقلاب، حاوی مسائل خاصی بود، ولی با وقوع انقلاب اسلامی ایران، به فقه سیاسی، پاره‌ای از مسائل جدید افزوده شد. با توجه به ایجاد حکومت و مواجه شدن دولت با مسائل مهم، این مسائل به فقه سیاسی ارجاع شده تا به آن پاسخ داده شود ؛ بنابراین ایجاد حوزه‌های جدید در فقه سیاسی از تحولات بعد از انقلاب بوده است.

کارکرد بعدی انقلاب اسلامی در قبال فقه سیاسی، این بود که پاره‌ای از زوایای فقه سیاسی را که ناشناخته بود به عرصه شناخت آورد و تفسیر و محتوای واقعی و خودآگاهی نسبت به بخشی که در فقه سیاسی بود و کمرنگ بود، رخ داد؛ بنابراین، علاوه بر مسائل جدید، نگاه و تفسیر جدید هم در فقه سیاسی ایجاد شد. در این نگاه، ابعاد و انسجام جدیدی در آن رخ داد.

کارکرد پنجم که محصول آن 4 کارکرد پیشین محسوب می‌شود، این بود که فقه سیاسی برای نخستین بار به سوی تعریف شدن رفته و تعریف‌های گوناگونی پیدا کرده و مسائل بیرونی گوناگون فلسفی وابسته به فقه سیاسی شکل گرفته است.

از جمله کارکردهای فقه سیاسی، این است که فقه سیاسی در حقیقت، به محک زده شده و همزمان با تولید شدن یا حتی گاهی بیش از تولید شدن در صحنه عمل و سیاست، بروز یافته است؛ یعنی اندیشه در حوزه سیاسی بروز یافته، می‌شود فقه سیاسی؛ بنابراین گاهی تحولات، جلوتر از بحث‌های آکادمیک خود است.

یکی از مهم‌ترین تحولات فقه سیاسی این است که فقه سیاسی شیعه با انقلاب اسلامی، وارد یک مبحث تطبیقی با فقه سیاسی اهل سنت شده است. شاید آنها به فقه سیاسی ما توجهی نداشتند، اما با وقوع انقلاب اسلامی، این توجه وارد فضای تطبیقی شده است.

فقه سیاسی، مرهون انقلاب اسلامی نیست، بلکه محصول تجربه فقهی قرن‌ها پیش است تحولی که انقلاب اسلامی ایجاد کرد، این بود که فقه سیاسی را به حرکت درآورد

از تحولات مهم دیگر، این که محوریت فقه سیاسی با انقلاب اسلامی و ولایت فقیه رقم خورده و فقه سیاسی، یک محوریتی پیدا کرده که با آن توجیه می‌پذیرد و ابعاد آن، شکل می‌گیرد و به پیش می‌رود و این برای فقه سیاسی، مهم است؛ البته فقه سیاسی در یک تقسیم‌بندی به فقه ماقبل حکومت و فقه سیاسی پس از تشکیل حکومت تقسیم می‌شود. پیش از انقلاب، فقه مبارزاتی و فقه غیرحکومتی تحقق داشت، اما بعد از انقلاب شکوه مند اسلامی ایران، فقه سیاسی با محوریت و مرکزیت حکومت شکل می‌گیرد و ابعاد آن برجسته می‌شود.

نقش حضرت امام(ره) را در تحول فقه سیاسی چگونه می‌بینید؟

حضرت امام، یک فقیه توانمند بود و نظرشان این بود که سیاست و دیانت در هم آمیخته است و حتی در عرصه فقه و فقاهت به صورت گسترده به فقه سیاست پرداختند. از آنجا که در آن موقع، باب خاص سیاسی وجود نداشت، حضرت امام به طرح مباحثی مثل امر به معروف و نهی از منکر و امثالهم پرداخت تا ابواب برخوردار از مسائل فقه سیاسی یا قابل مطرح شدن در فقه سیاسی را مطرح کند و مسائلی ذیل آن ابعاد طرح کرد و طبعاً ولایت فقیه هم به عنوان یک مساله ویژه مورد توجه ایشان قرار گرفت و ایشان این مساله را به صورت گسترده‌ای مطرح کردند.

فعالیت دوم ایشان این بود که فراتر از ابواب جاری و عادی در فقه که حاوی مسائل فقه سیاسی است، فراتر از این اهتمام، ایشان، ولایت فقیه را به صورت مستقل تدریس کردند. فقه سیاسی را با تمرکز بر ولایت فقیه پیش بردند. ایشان فتاوایی صادر کردند که این فتاوا سیاسی بود. برای اولین بار، فتاوای سیاسی از دل افکار امام بیرون آمد. فقه سیاسی با صدور این فتاوای گسترده، 2 تحول ایجاد کرد. یکی این که حوزویان را که فتاوا برایشان مهم بود، وارد صحنه کرد و شروع بازگشت به فقه سیاسی یا طرح گسترده فقه سیاسی از آنجا کلید خورد. دوم، این که مردم و عموم جامعه را با یک عرصه جدید و الزام فقهی مواجه کرد و این نه از سنخ الزامات ابواب عادی بود، بلکه یک الزام جدیدی بود و فضای جدیدی را برای فقه سیاسی ایجاد کرد. بعد از پیروزی انقلاب، فقه سیاسی امام وارد فضای جدیدی شد و در فتاوای ایشان تبلور یافت و پس از انقلاب، طرح پاره‌ای از موضوعات از قبیل ملت، امت، رهبری و امثالهم، فقه سیاسی را جهت می‌داد یا بستر گسترش فقه سیاسی را فراهم آورد.

آیا می‌توان ادعا کرد که انقلاب اسلامی از دل فقه سیاسی امام بیرون آمده است؟

مبارزه که یک فعل است و فعل همیشه موضوع فقه است خواه این فعل برای فرد باشد یا جمع. از این جهت که امام، یک فقیه بود و آشنا به موضوعات سیاسی و انقلاب را اداره می‌کرد، انگیزه عمل به وظیفه برای مردم، انگیزه قوی‌ای بود. بسیاری از افراد این رو که وظیفه شرعی‌شان انقلاب است، بسیاری از خطرات را نادیده می‌گرفتند؛ البته تجربه‌های انقلاب هم تأثیرگذار بود. از این رو، انقلاب اسلامی را می‌توان انقلابی دانست که قرار گرفته بر ریلی است که فقه، آن را تعریف کرده بود.

دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه پژوهش، بویژه در حوزه فقه سیاسی را چگونه می‌بینید؟

انقلاب اسلامی از یک طرف، فضا را برای پژوهش فراهم آورده و یکی ازشعارهای انقلاب، تقویت پژوهش به ویژه فقه سیاسی بوده است. این باعث قوت گرفتن پژوهش شده و این از نقش‌های انقلاب اسلامی ایران است که پژوهش را تحت تأثیر خودش قرار داده و انقلاب، آگاهی بخش بوده و این آگاهی، انسان تشنه را به پژوهش وا می‌دارد. انقلاب از 3 جهت، حوزه پژوهش را تقویت کرده است، البته ابعاد ناپیموده پژوهش هنوز زیاد است. فقه سیاسی نیز در سایه انقلاب اسلامی، وارد فضای جدیدی شده است.

سیدجواد میرخلیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها