یادداشت

یک‌سال اومد و رفت

یک سال گذشت. انگار همین دیروز بود که من جلوی آئینه ایستاده بودم و داشتم موهامو شونه می‌کردم، لباس نو پوشیده بودم و منتظر بودم که تلویزیون بگه:‌ آغاز سال 1387...
کد خبر: ۲۴۵۲۸۷

یک‌سال اومد و رفت. شلوار پارسالی یه خورده کوتاه شده، آستین پیراهنم انگاری آب رفته، کفش‌هام هم یه خورده تنگ شده... لباس‌های کهنه پارسالی به دردم نمی‌خورن، باید باهاشون خداحافظی کنم و بذارمشون کنار. راستی یه تقویم کوچک سال 87 هم دارم که دیگه بدردم نمی‌خوره اونم می‌ذارم کنار... دیگه ... دیگه چی به دردم نمی‌خوره... راستی چرا اینارو نندازم دور... عصبانی شدن... غیبت... آره، سال 88 عصبانی شدن ممنوع. بداخلاقی هم به دردم نمی‌‌خوره... دروغ گفتن هم ممنوع... اگه من کارام رو درست انجام بدم... روراست باشم چرا باید دروغ بگم. توی سال 88 یه خورده منظم‌تر بشم بهتره. خوبه برای هر کاری برنامه داشته باشم. درسم‌ رو به موقع بخونم. مشقم رو سر وقت بنویسم. برای دیدن تلویزیون هم برنامه‌ داشته باشم. بازی، تفریح، خلاصه برای هر چیزی نظم و ترتیب خوبه.

خوب چیه از خوب هم خوبتره.

انگار داره حالم خوب می‌شه.

چقدر خوش‌حال شدم من.

نیما مهیار مجیب حق‌قدم - مجری رنگین‌کمان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها