روزهای خورشیدی ما

تقویم را که ورق می‌زنی به مناسبت‌هایی می‌رسی که تورا مجبور به مکث می‌کند. روزی که به نامی گره خورده تا یادت باشد که کشورت از چه پیشینه‌ای برخوردار است و چه مفاخری دارد.
کد خبر: ۲۴۵۲۱۹

حافظ ، سعدی، مولانا، فردوسی، خیام، عطار و ... حالا هرکدام یکی از روزهای خورشیدی ما را به خود اختصاص داده‌اند.

این نامگذاری‌ها حداقل تاثیری که می‌توانند داشته باشند یادآوری نام این بزرگانند که نقشی غیرقابل انکار در شکل‌گیری تمدن و فرهنگ ایران زمین دارند.
با این حال اما به نظر می‌رسد فقط نامگذاری یک روز به نام یک شخصیت علمی، ادبی، هنری و فرهنگی کافی نیست.

این نامگذاری‌ها وقتی می‌توانند تاثیری به مراتب بیشتر در جغرافیای فرهنگی ایران داشته باشند که با برنامه‌ریزی‌های دقیق و اجرای برنامه‌هایی هدفمند پیوند بیابند.

این روزها از پی هم می‌آیند و می‌روند، مثل همه روزهایی که می‌گذرند، گاهی در همین مناسبت‌ها مثلا مقبره عطار گلباران می‌شود و نشستی در شهرش نیشابور برگزار می‌شود.

گاهی روز حافظ بهانه برپایی یک کنگره می‌شود و ... اما خوب که در حاشیه و متن این اتفاقات دقیق می‌شوی، درمی‌یابی که هنوز نه‌تنها برای روزهایی که در تقویم خورشیدی، جا خوش کرده‌اند، برنامه‌ریزی خاصی از سوی نهادهای متولی صورت نمی‌گیرد، بلکه خود این شخصیت‌ها هم آن‌گونه که باید و شاید مورد توجه نهادهای سیاستگذار کشور نیستند.

برای شاهد مثال آوردن نیازی به طی کردن راهی دور و دراز نیست تا نشان دهیم که  مثلا آلمانی‌ها هنوز هم چه اندازه به گوته اهمیت می‌دهند و چگونه به آثار و اندیشه‌های او می‌پردازند. در همین همسایگی ما کشور ترکیه از ظرفیت حضور پیکر مولانا در خاک کشورش آنچنان بهره‌برداری کرده و می‌کند که گاهی رشک‌برانگیز است. ترک‌ها نه تنها آثار مولانا را به چندین زبان زنده دنیا ترجمه کرده‌اند، بلکه یکی از هدایای رسمی دولتمردان این کشور به همتایانشان یک جلد از همین آثار است.

حالا بگذریم از این که قونیه به واسطه مولانا چگونه به یکی از مقاصد گردشگری تورهای بین‌المللی تبدیل شده است.

در ایران نه‌تنها از این برنامه‌های هدفمند خبری نیست، بلکه اگر تلاش‌های فردی پژوهشگران و محققان فرهنگ این سرزمین نبود هنوز هم در زمینه تصحیح و انتشار آثار گرانسنگ مفاخر ایران‌زمین کاری صورت نمی‌گرفت.

تا همین چند سال پیش خلا یک تصحیح عالمانه و در خور متن‌هایی که از عطار به یادگار باقیمانده، آنچنان چشمگیر بود که نیازی به توضیح ندارد.

اگر محمدرضا شفیعی‌کدکنی با اشتیاق و میل شخصی‌اش سراغ آثار این شاعر نمی‌رفت و به صورت یک مجموعه ارزشمند این آثار را تصحیح نمی‌کرد، آیا تلاشی از سوی نهادهای متولی برای ارائه نسخه‌ای در خور توجه از متونی گرانبها چون منطق‌الطیر، اسرارنامه، الهی‌نامه و ... صورت می‌گرفت؟  امروز روز عطار است و روزنامه‌نگاران تنها کاری که می‌توانند بکنند یادآوری اهمیت این شاعر است. مابقی کارها انگار باید در جای دیگری سامان یابند.

محمدرضا رستمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها