تحصیلکردهاید یا بیسواد؟ از جامعهشناسی چیزی میدانید؟ شاید هم دچار گرایشات عمیق سیاسی باشید! اقتصاد چطور؟ آیا سررشتهای در اقتصاد و حساب و کتابهای کلان اجتماعی دارید؟ ممکن است نگاهی فرهنگی دارید و شاید هم ورزشی باشید با هر نوع تفکر و هر نوع نگاهی به این کلونی جمعیتی وسوسه میشود. بویژه وقتی میبینیم اکثریت چنین جمعیتی را نسل جوان تشکیل دادهاند.
این واقعیترین مقدمهای است که میتوان بر یک سال زندگی پرسپولیس و حتی استقلال نوشت. تیمی که فروردین، از 4 بازی فقط 4 امتیاز گرفت و روز 10 فروردین سال خود را با شکست 2 بر صفر در اصفهان استارت زد و البته 2 هفته بعد شکست تحقیرآمیز 4 بر یک را در اهواز تجربه کرد، ناگهان و در اوج ناباوری به قهرمانی رسید! اما سال نکوی پرسپولیس، از بهارش پیدا بود...
28 اردیبهشت 87، حوالی ساعت 5 بعدازظهر، دقیقه 5 + 90 هرگز از یاد هیچ هوادار پرسپولیس نخواهد رفت. روزی که کابوس 6 فصل ناکامی پرسپولیسیها در آخرین لحظه مسابقه به پایان رسید تا سپهر حیدری با ضربه سری که اصلا روی سرش ننشست، گل قهرمانی فصل را به ثمر برساند. آیا همان روز، میان ولوله و هلهله بیش از یکصدهزار تماشاگر که از ساعت 11 صبح ظرفیت آزادی را تکمیل کرده بودند، کسی را مییافتید که این قهرمانی را باور داشته باشد؟!
خواب است... انگار همه چیز در خواب است! اگر منطقی وجود داشت که یکماه بعد مدیرعامل تیم قهرمان استعفا نمیکرد و روز 31 خرداد، درست در شب جشن قهرمانی، مهر تایید رئیس سازمان تربیت بدنی روی برگ استعفای اجباری کاشانی نمیخورد! پرسپولیس، قهرمان لیگ ناگهان تغییراتی باور نکردنی را پذیرفت. شاید این کلونی 30 میلیونی و خانه محبوب پرسپولیسیها بهترین فضا بود برای عرض اندام چهرههایی که امروز اعضای هیات مدیره باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس را تشکیل میدهند.
داریوش مصطفوی، سیاسی نبود ولی آنقدر سیاست داشت که به اتاق مدیریت باشگاهی که به آن تعلق خاطری نمیورزید برسد. او را از سالها پیش در ورزشگاهها متعلق به باشگاه رقیب میدانستند 2 روز بعد، یعنی هفتم تیرماه، حسین هدایتی عضو جدید هیات مدیره شد. آیا او را میشناسید؟
متمولی که با اهداف مشخص اقتصادی وارد فوتبال شد شکستی تاریخی را با استیل آذین همراه با پروین و تمامی ستارگانش رقم زد و هدیهای نامتعارف را از مهندس علیآبادی دریافت کرد. حضور حسین هدایتی با اهداف کاملا اقتصادی و پولرسانی به باشگاه انجام شد. سازمان که میدید تغییرات در گروه مدیریتی و کادر فنی به نارضایتی هواداران انجامیده به هدایتی ماموریت داد تا قطبی را با هر رقمی به تهران برگرداند. حسین هدایتی این ماموریت را به لطف قراردادی ترکمانچایگونه انجام داد تا درتاریخ 15 شهریور 87 رئیسهیات مدیره باشگاه پرسپولیس شود. چه کسی این انتخاب را مقبول میدانست؟! صرف تمول یک مرد برای ریاست بر باشگاهی با 30 میلیون هوادار کفایت میکرد؟
عزل و نصبها بسان یک خواب میماند. سیر نزول و سقوط آغاز میشود. از نخستین روز آغاز لیگ تا پایان سال 87 خورشیدی، پرسپولیس (مدافع عنوان قهرمانی) حتی یکبار نتوانست به صدر جدول برسد. هر چند در اتاق مدیریت باشگاه این تصور وجودداشت که میتوان با ارقام نجومی به همه چیز رسید. حسین هدایتی در شهریور 87 شومن اول باشگاه شد. جایی که اعلام کرد رقم 350 هزار دلار و حقوق ماهیانه 73 میلیون تومانی را برای جذب کریمی کنار گذاشته است. او پرسپولیس را بلندگویی برای اعلام موجودیت و رسیدن به اهداف نهاییاش میدید. در عین حال ابزار خوبی برای سازمان تربیتبدنی بود تا از صرف هزینههای گزاف برای پرسپولیس رهایی یابد.
مهرماه این ادعای هدایتی که از این پس برای بازیهای پرسپولیس داور خارجی خواهد آورد، در فوتبال ایران جنجالی برپا کرد. او اواخر همین ماه مدعی شد داستان اختلافش با داریوش مصطفوی، زاده تخیلات رسانههای نوشتاری است. تصور شما چیست؟ آیا با مردی که تا یک سال پیش نام او را هم نشنیده بودید، موافق هستید؟ آبان 87 حسین هدایتی نشان داد در رفتار مدیریتی صرفا از دستورالعملهای خود پیروی میکند. او بیتوجه به این واقعیت که پرسپولیس درون دروازه، دفاع چپ و خط حمله مشکل دارد، رحمان رضایی را به باشگاه اضافه کرد. در حالی که دیکارمو و افشین قطبی در همین ماه از پرسپولیس رفته بودند! آبان ماه، خواب و رویا ادامه داشت... چه کسی تصور میکرد قطبی از تیم جدا شود؟ هدایتی در همین اوضاع نابسامان در گفتگو با ایسنا خبر از درخواست برای خرید پرسپولیس را داد.
اگر جام قهرمانی بالای سر کریم نمیرقصید، مینوشتیم 87 برای پرسپولیس نحستر از 13 بود! حبیب کاشانی، استیلی و قطبی شکست خوردههای قهرمانی پرسپولیس شدند و پیروانی و عابدزاده بازیچهای برای دست مدیران! مدیرانی که مدعی بودند هر گونه اختلافی در هیات مدیره دروغ و ساختگی است، اما در آذرماه برای استعفای هدایتی تشکیل جلسه دادند. مدیرانی که برادری و برابری را اصل اول و قانون هیات خود میدانستند، اما دی ماه با خروج داریوش مصطفوی موافقت کردند. مصطفوی به ایسنا چنین گفت: «میروم تا هدایتی مدیر محبوبش را بیاورد...» روز 23 دی ماه عباس انصاریفرد پس از دیدار مشترک با مهندس علیآبادی و حسین هدایتی، مدیرعامل پرسپولیس شد. هدایتی یک روز بعد چنین گفت: «با تغییر مصطفوی وارد عرصه جدیدی میشویم....»
او دقیقا وسط خال زد... امتیاز کامل گرفت از این جمله نغز! عباس انصاریفرد بازی تازه تغییر مربی را به راه انداخت و درست در روزهایی که پرسپولیس میبرد، افشین را از سرمربیگری خلع کرد. بهمن 87 پرسپولیس سومین مربی را هم شناخت. نلو وینگادا آمد تا بحرانی را جمع کند که از روز قهرمانی پرسپولیس بر پیکر این تیم افتاده بود. آیا آنچه میبینید خواب نیست؟!
این است سرنوشت تیمی با محبوبیت 30 میلیون ایرانی مقیم کشور! شکی نیست که چهره بشاش پرسپولیس در 3 ماهه اول سال هرگز در نیمه دوم تکرار نشد. نیمه دوم، چهرهای زرد و رنگپریده را دیدیم! پرسپولیسی هستی؟ بلند شو... 87 به پایان رسیده است. همه آن قهرمانی را باور کن، همه این نزول و سقوط را!
همحضور قابل قبول در لیگ حرفهای آسیا را ببین و هم شرایط بحرانی در لیگ حرفهای ایران.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم