در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مثلا در یکی از جادههای روستایی گیلان داری رانندگی میکنی تا به مقصدت برسی، اما زبالههای کنار جاده بیش از مناظر اطراف جاده چشم تو را میگیرد و حالت را دگرگون میکند.
این وضعیت در اکثر مراکزی که به عنوان جاذبههای طبیعی ایران از آنها یاد میشود به چشم میآید.
در وهله اول انگشت اتهام قطعا به سمت ما مسافران نشانه میرود که بدون توجه به طبیعت، زبالههایمان را در طول مسیر میریزیم و هر جا که اتراق میکنیم، موقع رفتن زبالههایمان را جا میگذاریم، تا بمانند یادگار.
این مساله کاملا درست است و تا دلتان بخواهد ما مقصریم و مقصریم و مقصر. اما اینجا هم حکایت یک سکه با 2 رو مصداق دارد؛ یک روی سکه تصویر اتهام مسافران نقشبسته و روی دیگر سکه جای خالی محلهایی برای ریختن زباله.
در مسیرهای پرتردد و پرگردشگر که هیچ، حتی در بسیاری از اتراقگاههای بینراهی که معمولا مسافران صبحانهای، ناهاری یا شامی میل میکنند، جایی برای ریختن زباله نیست.
البته ما که نمیدانیم از دست زبان چه کسی برمیآید تا از عهده انجام چنین کاری برآید، اما تصویر جای خالی سطلهای زباله را وقتی میگذاریم کنار بیشمار بطریهای پلاستیکی که در مسیرها و مراکز گردشگری طبیعی ریخته شدهاند، به این نتیجه میرسیم که جدا از ما کسان دیگری هم مقصرند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: