در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حزب رستاخیز که به سرعت به تیول سودجویان، فرصتطلبان و بدکاران سیاسی و فاسدان درآمد، شکاف میان حکومت با مردم را عمیقتر ساخت و خود به عاملی مهم در زوال رژیم پهلوی مبدل شد و به زودی نفرت از این حزب و گردانندگانش، چنان گسترش یافت که از بهار سال 1357 رژیم به تدریج درصدد کمرنگتر ساختن نقش و جایگاه آن در عرصه سیاسی و اجتماعی کشور برآمد و نهایتا در مهر 1357 آن را منحل ساخت تا شاید از دامنه انقلاب مردم ایران بکاهد. در طول فعالیت حزب رستاخیز (اسفند 1353 مهر 1357) به ترتیب امیرعباس هویدا، جمشید آموزگار، محمد باهری و جواد سعید دبیرکل آن شدند و سرمایههای هنگفتی صرف پیشبرد اهداف و مقاصد نامشروع آن شد.
شاه که عمدتا در راستای ارضای تمایلات خودکامانه خود به تاسیس حزب رستاخیز اقدام کرده بود، با مخالفت مردمی مواجه شد که از آن حزب با عنوان «رسواخیز» یاد میکردند.
خود شاه نیز پس از سقوط از سلطنت اعتراف کرد که تاسیس «حزب رستاخیز» از اشتباهات بزرگ دوران حکومتش بوده است.
مظفر شاهدی، حزب رستاخیز؛ اشتباه بزرگ، 2 جلد، چاپ دوم، تهران، موسسه مطالعات و پژوهش سیاسی، 1386.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: