در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این مقطع، شاه که از مشاهده پیشروی مردم و محدودشدن دایره نفوذ خود و دربار به تنگ آماده بود، در 25 تیر 1331 با عزل دکتر مصدق از نخستوزیری، کوشید بر اوضاع حاکم شود. قوامالسلطنه این سیاستمدار کهنهکار که حب مقام در آن سن او را خرفت ساخته بود، بدون درک درست از شرایط، پیشنهاد نخستوزیری را پذیرفت؛ غافل از آنکه قبل از خشکشدن جوهر حکمش ،با قیام قهرمانانه ملت به رهبری آیتالله کاشانی در سیام تیر باید مفتضحانه از اریکه صدارت به زیر آید و دوران کوتاه باقیمانده از عمرش را با بدنامی سپری کند.
در این شرایط، استعمار که نمیتوانست دست روی دست بگذارد و از کفدادن ایران، این لقمه چرب را به نظاره بنشیند، تنها راه پیروزی بر ملت را در ایجاد تفرقه در صفوف متحد آنان میجست. لذا با کمک عوامل داخلی خود (همچون مظفر بقاییها) به اختلافافکنی در میان سران نهضت پرداخت. متاسفانه این شگرد موفق از آب درآمد و آنها توانستند کاشانی و مصدق را از هم دور کنند.
بهتدریج، با گسترش کدورتها و نقارها، زمینه برای وقوع کودتای سیاه 28 مرداد به دست سپهبد زاهدی کاملا مهیا شد.
پس از کودتا، مصدق به زندان و تبعید و کاشانی به انزوا دچار شدند و استعمار بار دیگر به صحنه آمد و برای 25 سال چنان تسمهای از گرده ملت ایران کشید که تاریخ کمتر به یاد دارد تا اینکه سرانجام با پیروزی انقلاب اسلامی، دست سلطهگران برای همیشه از این مرز و بوم کوتاه شد و برای نخستینبار، نفت به شکل واقعی خود به تملک ملت درآمد و حقیقتا ملی شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: