آموزش مدرسه ای ، کم هزینه ترین راه پیشگیری از اعتیاد

اشاره: آمارهای رسمی حکایت از اعتیاد 600هزار دانش آموز به استعمال دخانیات در کشور دارد.از سوی دیگر وجود 2میلیون معتاد در جامعه به طور غیرمستقیم تعدادکثیری از دانش آموزان را درگیر مساله اعتیاد کرده است .
کد خبر: ۲۳۹۲۰
این آمار و ارقام افزون بر این که نگرانی های زیادی در بین خانواده ها ایجاد کرده ، کارشناسان مسائل تعلیم و تربیت را نیز به ارائه راهکارهای پیشگیری از اعتیاد در مدارس واداشته است ؛ چرا که در دسترس بودن مواد مخدر و انواع سیگار برای دانش آموزان که در پاره ای از مواقع از سوی شرکتهای تولیدکننده سیگار برای استعمال آن تبلیغ هم می شود، نگرانی ها را دوچندان می کند. آنچه در پی می آید، حاصل پژوهشی است که رویکردهای پیشگیری از شیوع اعتیاد را درمدارس بررسی کرده است . این مساله که مدارس موثرترین شیوه آموزشی را برای اکثریت کودکان و نوجوانان فراهم می آورد، حقیقت مسلم و پذیرفته شده ای است . افزون بر آن که ، بسیاری از آموزگاران بتدریج دریافتند که مسائلی چون مصرف مواد مخدرمانع اصلی در نیل به اهداف آموزشی است . هزینه مداخلات پیشگیری که از طریق ساختار مدرسه تحقق می پذیرند، نسبتا کمتر است . همراهی مدرسه در برنامه های جامع اجتماعی موجب می شود تا پیامها، ارزشها و نگرشهای واحدی به نوجوانان منتقل شود. هنگامی که از مدرسه به عنوان محلی برای اجرای برنامه های پیشگیری استفاده می شود، تمام افراد چه آنهایی که بیشتر و چه آنهایی که کمتر در معرض خطر مواد مخدر هستند، تحت پوشش قرار می گیرند. بیش از دو دهه گذشته ، رویکردهای مختلف پیشگیری در مدارس اجرا شده است . برخی از این رویکردها فقط به صورت تئوری ارائه شده اند، با این حال بیشتر آنها به این صورت نبوده اند. این رویکردها را می توان به چهار استراتژی کلی در زمینه پیشگیری تقسیم کرد :
الف - اطلاع رسانی
ب - آموزش عاطفی ج -آموزش مقاومت اجتماعی
د - آموزش مهارت های فردی و اجتماعی به طور معمول ، این رویکردها شامل فعالیت های کلاسی است که به صورت مجرد یا به صورت ترکیب با سایر فعالیت های مدرسه ای نظیر مسابقات نقاشی و برنامه های گروهی اجرا می شوند.

اطلاع رسانی

div align="right"> متداول ترین رویکرد پیشگیری که در مدارس مورد استفاده قرار می گیرد، مبتنی بر آموزش و ارائه اطلاعات واقعی و درست درباره مواد مخدر و سوء مصرف این مواد به دانش آموزان است . دانش آموزان به طور معمول مطالبی را درباره مضرات بهداشتی ، اجتماعی و قانونی مواد مخدر آموخته اند. این برنامه های اطلاع رسانی الگوهای متنوعی از مصرف مواد ، شناخت مواد و فرآیند چگونگی وابسته شدن به مواد مخدر را برای دانش آموزان ارائه می کنند. در بعضی از این برنامه ها ، افسران پلیس به کلاسهای درس می آیند و درباره موضوعات قانونی نظیر اعمال جرم و مجازات برای خرید یا نگهداری مواد غیرقانونی صحبت می کنند. برنامه های دیگری هم هستند که در آن از پزشکان و یا سایر متخصصان در زمینه بهداشت و سلامتی دعوت می شود تا درباره اثرات مضر مصرف مواد بر سلامت دانش آموزان صحبت کنند. همچنین در برنامه هایی ، از افرادی که سابقه اعتیاد به مواد مخدر داشته اند، دعوت می شود تا درباره مسائل و مشکلاتی که در نتیجه سوء مصرف مواد مخدر با آن مواجه شده اند، برای دانش آموزان صحبت کنند. برنامه هایی که فقط بر آشنا کردن دانش آموزان با ماهیت مواد مخدر و واقعیت های مصرف این گونه مواد تاکید دارند، بر الگوی شناختی مصرف و سوء مصرف مواد بنیان نهاده شده اند. به رغم استفاده گسترده و توسعه این نوع رویکرد پیشگیری ، ارزیابی نتایج تحقیقات انجام شده نشان می دهد که این رویکردها در کل چندان موثر نیستند، با این حال ارزیابی مطالعات انجام شده در این زمینه بیانگر پیشگیر بودن این برنامه است و تعدادی از مطالعات نیز تاثیر زیاد این روش را نشان داده اند. در هر حال این مطالعات به طور یکنواخت نشان داده اند که رویکردهای شناختی نمی توانند خیلی بر رفتار افراد تاثیر بگذارند و یا آن را تغییر دهند. این رویکردها نمی توانند از میزان استعمال سیگار، یا مواد مخدر بکاهند و یا از آنها پیشگیری کنند.

رویکرد آموزش عاطفی

div align="right"> رویکرد متداول دیگری که برای پیشگیری از سوء مصرف مواد به کار می رود ، رویکرد آموزش عاطفی است . این استراتژی پیشگیری بر پایه باور و اعتقاد به مضرات مصرف مواد استوار شده است و از طریق برنامه هایی که برای ارتقای رشد عاطفی طراحی کرده ، می تواند از سوء مصرف مواد مخدر بکاهد. این رویکرد بر پایه مفروضاتی متفاوت از مفروضات رویکرد اطلاع رسانی بنا شده و دارای جهت یابی شناختی است . برای آموزش نحوه بیان عواطف به شکل سازنده به کودک می توان از روش حل مساله بهره جست تا دانش آموز با موقعیت های دشوار ایفای نقش ، پاسخهای گوناگون و نتایج آن آشنا شود و انواع افکار و احساسات همراه مساله را بررسی کند. به طور کلی هدف رویکرد آموزش عاطفی ، رشد آن دسته از نظامهای اعتقادی منطقی است که احساساتی را که جنبه مثبت بیشتری دارند ، پرورش دهد و از این رو رفتارهای انطباق پذیرتری را به دنبال آورد.

رویکرد آموزش مهارت های مقاومت اجتماعی

این رویکرد به طرز رفتار و ارتباطات متاثر اجتماعی از همسالان و رسانه ها در مصرف مواد تاکید می کند. اصطلاح مهارت های مقاومت دو جنبه متفاوت از این رویکردهای پیشگیری را بخوبی در بر می گیرد :
الف ) تمرکز و تاکید بر بالا بودن مقاومت دانش آموزان در برابر تاثیرات منفی عوامل اجتماعی که آنها را به مصرف مواد تشویق می کنند.
ب ) تاکید بر آموزش این گونه مهارت ها.
در این رویکرد دانش آموزان می آموزند که چگونه موقعیت هایی را که در آن احتمال دارد ، برای مصرف سیگار و یا سایر مواد از طرف همسالانشان تحت فشار قرار بگیرند ، شناسایی کنند و چگونه به طرز ماهرانه در برابر این گونه فشارها مقاومت کنند.

مهارت های اجتماعی

پیش از شروع آموزش مهارت های اجتماعی ، باید این امر روشن شود که چه مهارت هایی برای آموزش به دانش آموزان برای پیشگیری از مصرف مواد مخدر حایز اهمیت است . در تعیین این مهارت ها باید چند نکته را مشخص کرد، ازجمله مرحله رشد کودک که در سرعت بخشیدن یا به تاخیر انداختن آموزش و کسب مهارت موثر است ، بافت فرهنگی و موقعیتی و نیز دیدگاه کسانی که در محیط پیرامون کودک هستند و این احتمال که مهارت های اجتماعی آموخته شده بعد از پایان آموزش مورد احترام و تشویق دیگران قرار می گیرند. آموزش موفق مهارت های اجتماعی به عوامل مختلف بستگی دارد که عبارتند از : نیازها و علایق یادگیرنده ، نگرش ها و مهارت های کارآموز و شرایط آموزش . علاقه و مشارکت یادگیرنده از طریق مفهوم ، تقویت یا تفننی کردن آموزش برانگیخته می شود. روشهایی که یا بارتقویتی فعالیت های آموزشی را افزایش می دهند یا به شرکت و توجه کودک به برنامه پاداش می دهند، ابزارهای دیگری برای ازدیاد و علاقه و دلبستگی دانش آموز محسوب می شوند. برای ساده کردن یادگیری می توان آموزش مهارت های اجتماعی را به شکل جاذب و خلاق ارائه کرد و در صورت لزوم ، محرک های قویتری را به صورت پاداش به کار گرفت تا موجب دوام حضور ذهن و افزایش میزان عملکرد شود. استفاده از بازی به عنوان ابزار آموزشی ، بویژه در ایجاد انگیزه و آشنایی با آموزش مهارت های اجتماعی در شرایطی دور از تهدید و ارعاب ، مفید به نظر می رسد. مدرسه می تواند هم ابزاری برای جلوگیری و هم جبران مشکلات ساده و معمول مهارت های اجتماعی باشد. تربیت و حمایت معلم دو عامل بسیار مهم آموزش موثر مهارت های اجتماعی به شمار می آیند. عامل مهم دیگر، سهولت در اعمال روشها و پرهیز از شیوه هایی است که بیش از حد وقت و مهارت معلم را می گیرد. نحوه کارایی آموزش مهارت های اجتماعی باید از طریق ارزیابی مناسب تعیین شود. در عین حال ، محیط آموزشی با مشکلات ارزیابی خاص همراه است ، از این رو برای اطمینان از روشهای موثر و معتبر به مقیاس های بیشتری نیاز است.

رویکرد آموزش مهارت های فردی واجتماعی

رویکردهای مصون سازی روانی و آموزش مهارت های مقاومت هر دو مبتنی بر این فرضیه است که نوجوانان و جوانان تمایلی به مصرف سیگار ، الکل و مواد ندارند. چارچوب نظری موجود برای این رویکردها این است که بزرگسالان یا به خاطر تسلیم شدن و از پا درآمدن در برابر پیامهای وادارکننده که آنها را مورد هدف قرار داده و یا به خاطر نداشتن مهارت های لازم برای مقابله با تاثیرات اجتماعی ، مصرف سیگار ، الکل یا مواد را شروع می کنند. در هر صورت پیشینه پژوهشی نشان می دهد که مصرف سوء مصرف مواد سبب شناسی پیچیده ای دارد ، حتی برخی از نوجوانان ممکن است واقعا طالب مصرف مواد باشند. به عبارت بهتر ، بیشتر از این که بخواهند نسبت به مصرف مواد تعارف شده «نه» بگویند ، ممکن است واقعا دوست داشته باشند که نسبت به مصرف مواد تعارف شده «بله» بگویند. از نظر بعضی از بزرگسالان ، مصرف مواد به معنای تسلیم شدن در برابر فشارهای گروهی نیست ، بلکه مصرف مواد ارزش ابزاری برای آنها دارد و این عمل ممکن است آنها را در مواجهه با اضطراب ، عزت نفس پایین یا ناراحتی و تنش در موقعیت های اجتماعی کمک کند. مطالعات به عمل آمده درباره سبب شناسی مصرف سیگار ، الکل و مواد نشان می دهد که عوامل مختلف شناختی ، عاطفی ، اجتماعی ، شخصیتی ، داروشناختی و رشدی ، مصرف مواد را ترویج و به تداوم آن کمک می کند. از این رو چیزی که منطقی به نظر می رسد، این است که موثرترین استراتژی پیشگیری که استنتاج می کنیم باید جامعیت داشته باشد و تعداد زیادی از عوامل تعیین کننده سبب شناختی را تحت پوشش قرار دهد. رویکرد آموزش مهارت های فردی و اجتماعی جامعتر از رویکرد سنتی شناختی / عاطفی یا رویکرد آموزش مهارت های مقاومت است . بعلاوه بر خلاف رویکرد آموزش عاطفی که بر فعالیت های علمی در کلاس تاکید دارد، این رویکردها بر به کارگیری روشهای آموزش مهارت های رفتاری - شناختی تاکید می کنند. سوءمصرف مواد به عنوان رفتاری که به طور اجتماعی آموخته شده و معلول تعامل بین عوامل اجتماعی و عوامل فردی است ، در نظر گرفته می شود. مصرف مواد رفتاری است که از طریق فرآیند الگوسازی تقلید و تاثیرپذیری از شناخت ها، عواطف و باورهای بزرگسالان آموخته می شود. هرچند که رویکردهای آموزش مهارت های فردی و اجتماعی در بسیاری از خصوصیات با رویکردهای آموزش مهارت های مقاومت مشترک هستند، ولی خصوصیت متمایز آنها در نحوه تاکیدشان بر آموزش مهارت های مدیریت خود شخصی و مهارت های اجتماعی است . این مهارت ها می توانند با به کارگیری ترکیبی از آموزش و نمایش ، بازخورد ، تقویت نمایش رفتاری (تمرین در کلاس) و بسط و توسعه این تمرینات (در خارج از کلاس) از طریق ارائه تکالیف رفتاری در منزل آموزش داده شوند.

یعقوب نیازی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها