در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تاکنون انواع سیاستگذاریها و آییننامهها که بعضا به نوعی محدودیت یا ممنوعیت تعبیر میشد، تا حدی قابل توجیه و توضیح بود اما این یکی خلاف آشکار قانون و حقوق شهروندی است؛ برای روشنتر شدن موضوع میتوانیم با تعمیم این رویه مثلا بگوییم پزشکان فقط 2 روز در هفته میتوانند طبابت کنند و خیاطان در ماه نمیتوانند بیش از یک دست لباس بدوزند وقس علیهذا...
با غریب به نظر رسیدن این شنیده ها که بیشتر به طنز و مطایبه شبیه است تا واقعیت، برآن شدیم تا ماجرا را از زبان دکتر خبری، مدیرکل جدید دفتر موسیقی که خود از پژوهشگران وسابقون هنر نمایشی است، بپرسیم؛ ایشان در مکالمه بسیار کوتاه تلفنی این نکته را تایید فرمودند و البته چنین تکمیل کردند که ما براساس رویه سابق چنین میکنیم.
در این باره اشاره به چند نکته لازم است چرا که به نظر میرسد این دستورالعمل و این رویه با هرهدف و برنامهای مطرح و اعمال شده باشد، قطعا آینده روشنی را ترسیم نمیکند.
1- نخستین پرسشی که به ذهن هر شهروندی میرسد، این است که ملاک و معیار چنین تصمیمی چه بوده است و چرا مسوولان به روشنی دلیل این ممنوعیت را که به نظر میرسد هیچ محمل قانونی ندارد، توضیح نمیدهند؟
2- بر اساس قانون و روال چند دهه گذشته، وظیفه و رسالت وزارت ارشاد نظارت بر کیفیت و ممیزی آثار تولید شده بر اساس ضوابط مشخص فرهنگی است لذا یا یک اثر هنری واجد ویژگیهای تعریف شده و عرف پذیرفته شده هست، یا نیست و اگر اثری قابلیت اجرا برای یک شب را دارد و مجوز رسمی را از ارشاد دریافت کرده، بدیهی است دیگرتعداد دفعات تکرار آن از حیطه تصمیمگیری و اعمال نظر ارشاد، خارج است.
3- فعالیت در حوزههای فرهنگی به طور عام و تولیدات هنری بویژه در زمینه هنر موسیقی به طور خاص اغلب توجیه اقتصادی ندارند و ضرورت مبرم حمایت دولت از هنرمندان و قشر فرهنگی بر کسی پوشیده نیست و از این بعد نیز تصمیمگیری در باره تعداد اجرای کنسرتها مستقیما اثر سوء و مخربی بر فعالیتهای صحنهای هنرمندان (به لحاظ اقتصادی) میگذارد، چرا که با جمع هزینههای متعدد که بیشتر آنها از دید مسوولان پوشیده میماند، برگزاری کنسرتهای بزرگ (با فرض استقبال مردمی) از شب سوم به بعد سودده میشوند و در نتیجه اتخاذ چنین تصمیمی، شائبه مخالفت ارشاد با برگزاری هر نوع کنسرت بزرگ را در پی دارد.
4- در صورت قبول احتمال ضعیف مطرح شده در بند سوم باید پیامدهای منفی و تبعات این اعمال نظر غیرکارشناسی را به مسوولان یادآوری کرد؛ هرهنرمندیا گروهی که مخاطبان آنان بیش از بیست، سی هزار نفر هستند، با 2 اجرا در بزرگترین سالن و با حد اکثر 6000 بلیت چگونه میتوانند پاسخگوی نیاز و طلب مخاطبان خود باشند؟ آیا این وضعیت موجب بروز چالش جدی و بحران عرضه و تقاضا نمیشود وآیا این روند، مسائل عدیدهای را که ممکن است غیرقابل کنترل باشد، پدید نمیآورد؟ آیا ما با این رویه رسما به ایجاد بازارسیاه دامن نمیزنیم؟
5- در پایان نیز باید جهت مزید اطلاع دکتر خبری که زمان بسیار کوتاهی ازمدیریت ایشان میگذرد، بگوییم که چنین روالی به هیچ وجه وجود نداشته است؛ نیازی هم به تاکید و توضیح بیشتر نیست چرا که پرونده و سابقه فعالیت گروهها در سالهای گذشته چه در ارشاد و چه در مطبوعات وجود دارد ضمن اینکه برفرض که درگذشته چنین روالی وجود داشته باشد، پس نقش مدیران خبره و کارآزموده در این گونه موارد چیست؟ آیا مدیر کل هنری ارشاد باید مجری تمام و کمال و فرمانبر بیچون و چرای تصمیمات غلط و درست گذشتگان بوده و مصداق این شعر مولانا باشد که: «هرچه گویی من تو را فرمان برم/ دربد و نیک آمد آن ننگرم.»
حمیدرضا عاطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: