در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تعداد زیاد دفعات تغییر مربیان تیمها، سندی روشن در این خصوص است و شاید کمتر در فوتبال دنیا اتفاق افتاده باشد که یک تیم در طول فصل حداقل 4 بار مربی عوض کند و چون هنوز 8 هفته از رقابتها مانده است، تغییرات دیگری را نیز در بافت و سیستم خود نوید دهد. این وصف پیام خراسان بوده است که حالا مربیانش میدانند باید حداکثر ظرف دو، سه هفته بروند و خداداد عزیزی آنقدر از این تیم قهر کرده و برگشته است که مردم حوصلهشان از دست او هم سررفته و معلوم نیست اگر او محروم است و به مدت یک سال حق همراهی هیچ تیمی را ندارد، چگونه این روزها از بازگشت وی به جمع پیامیها سخن گفته میشود.
آنچه روشن است، این که پس از کنار گذاشته شدن ظاهری خداداد از پیام، هر دو سه هفته یک بار یکی از دستیاران سابق و کنونی او، تیم را ظاهرا در دست گرفتهاند و جدیدترین آنها، حسینیپور است که او هم اوایل فصل که عزیزی سرمربی بود، از دستیاران وی به شمار میرفت.
همهجا خداداد!
دستیاران قبلی و بعدی خداداد در ابومسلم هم در حال رفت و آمد بودهاند و شمار عوض شدن سرمربی این تیم، کمتر از پیام نبوده است. وقتی علیحنطه 4 برد پیاپی برای سیاهجامگان به ارمغان آورد، تصور میشد که وی ماندنی است و هنوز هم عدهای این باور را دارند، اما با اولین شکست او، شرایط وی نیز عوض شد و تصور ابقایش مثل این میماند که تصور کنیم تا پایان فصل هیچ نگرانی و دردسری برای داماش و برق شیراز هم خلق نخواهد شد.
زندگی در عین دغدغه، حرف حاکم و روال غالب در دو نماینده استان خراسان در بالاترین سطح لیگ فوتبال ایران بوده است و اگر ابتدای فصل گفته میشد که چقدر خوب است خراسان دو تیمی شده است، امروز ناظران میپرسند چگونه بدون مطالعه در این زمینه اقدام شده و چرا سازمان لیگ برتر از آنها تضمینهای لازم مالی و اجرایی را پیش از شروع فصل نگرفته است، زیرا اگر گرفته بود، شاید خراسان این گونه خود را در معرض انتقادات بحق دیگران قرار نمیداد و دو تیم لرزان را راهی میدان نمیکرد.
البته هر دو تیم برخی بازیکنان موفق را به فصل جاری فوتبال ایران ارزانی داشتهاند. میثم بائو از ابومسلم نه تنها با 10 گل زده به ردههای بالای جدول گلزنان راه یافته است، بلکه اخیرا به تیم ملی هم دعوت شده و چند بازی بالنسبه خوب هم برای این تیم انجام داده است. در تیم پیام نیز اشپیتیم ارفی آلمانی نیمی از کل گلهای زده تیمش را به نام خود نوشته و او هم از بهترین مهاجمان فصل جاری جلوه کرده است. با این حال هنوز مشخص نیست چرا ابومسلم به گونهای پیش رفت و عمل کرد که هادی برگیزر مجبور به رفتن از این تیم شد و به چه سبب پیام نتوانسته است توازنی را در کارش به وجود آورد که لااقل یکی از مربیان مجرب کشورمان اشتیاق کار در آنجا را از خود بروز دهد. آنچه در فوتبال خراسان میگذرد، محصول ضعف شدید در کار تشکیلاتی و رها کردن دو تیم فاقد استراتژیهای استوار و درازمدت در دل مسابقاتی سخت است.
در دوران خصوصیسازی
در عصر و زمانه باشگاهداری خصوصی و تاکید AFCبرتیمداری مستقل، هیچکس نمیتواند حتی هیات فوتبال خراسان را بابت مشکلات بزرگ دو تیم فوق مقصر انگارد. زیرا قرار است باشگاهها روی پای خود بایستند اما شکی نیست که سازمان لیگ وظایفش را در قبال پیام بدرستی انجام نداده و به جای این که از این تیم تضمینهای مالی لازم را بگیرد، به آن اجازه حضور در صحنهای را داده است که اینک مخارج تیمداری در آن چند میلیاردی و کمرشکن است و پیامیها از تامین آن کاملا عاجزند. سازمان لیگ مقصر است زیرا هنوز که هنوز است به رغم جریان داشتن دوره هشتم لیگ، الزام این مسابقات را به تیمهای حاضر و منجمله ابومسلم تکلیف و القا نمیکند و تعریف مشخصی از باشگاههای حرفهای به دست نداده است و در نتیجه تیمها این آزادی را داشتهاند که خود هر چه را که مترادف با واژه حرفهای میشناسند برای خود فراهم بیاورند (و بهتر بگوییم نیاورند)! و بر نابسامانیها بیفزایند.
آیا در فوتبال سایر کشورها هم سر کمیته انضباطی این همه شلوغ و این کمیته محل رسیدگی به شکایات متعدد افراد و بازیکنانی است که تعهدات باشگاههای فاقد بنیه مالی را در قبال خود برآورده نشده میبینند و لاجرم دست به شکایت میزنند؟ امسال سرآمد این رویکردها و اتفاقات، تیمهای خراسانی لیگ هستند، راستی آنجا چه میگذرد؟
وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: