نگاهی ‌به کارنامه سینمایی تهمینه‌ میلانی

دیگه چه خبر؟

در سینمای ایران کارگردانان بسیاری هستند که سوای فیلمسازی برای گذران عمر یا انجام وظیفه به قصد سرگرم کردن تماشاگران، با ساختن آثارشان قصد تاثیرگذاری دارند. این فیلمسازان عموما در محافل خبری زیاد ظاهر می‌شوند و حاشیه‌های زیادی اطرافشان است. فیلم‌هایشان چه خوب و چه بد، مورد توجه منتقدان است و بازتاب‌های مثبت و منفی زیادی دارد. مثلا در یک جشنواره که در آن ده‌ها فیلم از تولیدات سینمای ایران نمایش داده می‌شود، فیلم‌هایی از این فیلمسازان است که بیشترین حجم خبری را دارد و همه درباره‌اش حرف می‌زنند.
کد خبر: ۲۳۷۸۹۷

تهمینه میلانی در سینمای ایران نه‌تنها خبرسازترین کارگردان زن است (حتی بیش از رخشان بنی‌اعتماد که همواره بی‌حاشیه کار می‌کند) بلکه می‌توان او را در زمره مشهورترین کارگردانان جای داد. میان مردم عادی که از سینما رفتن، دنبال قصه‌های خوب و سرگرمی هستند و بازیگران برایشان شناخته‌شده‌ترین صنف سینمایی هستند نیز تهمینه میلانی یک چهره شناخته‌شده است. یعنی تقریبا مشابه همان نقشی که زمانی مسعود کیمیایی و محسن مخملباف میان مردم داشتند. همین‌جا باید این نکته مهم را متذکر شد که این محبوبیت ممکن است هیچ ربطی به کیفیت آثار این فیلمسازان نداشته باشد. در واقع ویژگی مشترک فیلمسازان محبوب مردم، موضوع فیلم‌های آنان است که به آسیب‌های اجتماعی مربوط می‌شود و چون شخصیت‌های این فیلم‌ها نزدیک به نمونه‌های واقعی‌شان هستند، مردم از این فیلم‌ها و قصه‌های‌شان استقبال می‌کنند.

پرفروش‌ترین و موفق‌ترین فیلم دوره اول کارنامه سینمایی تهمینه میلانی، دیگه چه خبر؟ بود. این فیلم در زمانی ساخته شد که خیلی از فیلمسازان ترجیح می‌دادند به جای ساختن فیلمی سرگرم‌کننده و در ارتباط با مردم، آثار عرفانی بسازند و خود را به جریان سینمای اندیشمند نزدیک کنند. دیگه چه خبر؟ طبق همان الگویی ساخته شد که سال‌ها قبلش رخشان بنی‌اعتماد یکی از اولین فیلم‌هایش را با آن روش ساخته بود؛ خارج از محدوده. این دو فیلم ساخته سرشناس‌ترین زنان کارگردان سینمای ایران، از این بابت به هم ارتباط داشتند که در آنها فیلمسازان ضمن رعایت قواعد سینمای تجاری، پیام‌های اجتماعی و اخلاقی خود را نیز صادر می‌کردند. مثلا در دیگه چه خبر؟ با بازی دانیال حکیمی و ماهایا پطروسیان، بحثی مطرح می‌شود که چند سال بعد به مهم‌ترین شاخصه کار کارگردانش بدل شد. دو بازیگر اصلی این فیلم متعلق به تفکر جدید هستند که دل‌شان می‌خواهد بدون تبعیت از والدین‌شان روزگار خود را بگذرانند و سرنوشت‌شان را بسازند. در همین فیلم اما پروین سلیمانی نماینده یک تفکر قشری است که سعی می‌کند با توسل به خرافات و عناد با عقلانیت، مانع پیشرفت این دو جوان شود. فارغ از این پیام صریح فیلم، میلانی با رعایت قواعد سینمای قصه‌گو و با گنجاندن صحنه‌های فانتزی و حتی اکشن، از همان ابتدا علاقه خود را به سینمای تماشاگرپسند نشان داد. در دوره‌ای که هنوز میلانی به کارگردان نام‌آشنایی در سینمای ایران تبدیل نشده بود، او در تجربه‌هایش فیلم‌های گوناگونی را آزمود. مثلا در «افسانه آه» با بازی مهشید افشارزاده، کوشید به همان جریان سینمای عرفانی آن سال‌ها نزدیک شود اما نتیجه کارش چندان موفقیت‌آمیز نبود او با دو تجربه دیگه چه خبر؟ و کاکادو راه خود را در سینمای ایران پیدا کرد و امروز به جایگاهی دست یافته که نمی‌توان از کنار فیلم‌هایش (حتی اگر آنها را دوست نداشته باشیم) بی‌تفاوت گذشت.

دوره دوم فیلمسازی میلانی با دو زن آغاز شد. این فیلم در زمانی ساخته شد که برخی تحولات در حوزه فرهنگ، اجازه طرح موضوعاتی را در فیلم‌ها می‌داد که تا پیش از آن امکان مطرح کردنشان نبود. دو زن ادامه منطقی راهی بود که میلانی با دیگه چه خبر؟ و کاکادو آغاز کرده بود، یعنی گفتن حرف‌های روز برای مخاطب انبوه سینما و نیز حفظ پرستیژ و موقعیت هنری در میان منتقدان و کارشناسان. دو زن در سالی که در جشنواره نمایش داده شد و جایزه بهترین فیلمنامه را گرفت، یک اتفاق مهم در سینمای ایران قلمداد شد. نگاه‌ها پس از دو زن به میلانی تغییر کرد و او که توانسته بود فیلمی اجتماعی و در ارتباط با زنان جامعه ایران بسازد، به ناگاه شهرتی چشمگیر پیدا کرد.

گذشته از مسائل فرامتن (که در شهرت و محبوبیت میلانی اهمیتی یکسان و شاید بیشتر از خود فیلم‌هایش داشته باشند) باید از برخی توانایی‌های این کارگردان باسابقه یاد کرد که به آثارش هویت و منزلتی ویژه می‌دهد. نخست باید از شیوه کار میلانی با بازیگرانش گفت که بسیار متفاوت است با شیوه عادی و مستعمل رایج در سینمای ایران. از زمان ساختن فیلم‌هایی مثل افسانه آه و دیگه چه خبر؟ می‌شد این اعتماد به نفس را هم در کار کارگردان دید و هم در نوع نقش‌آفرینی بازیگران. مهشید افشارزاده که در زمان ساخته شدن فیلم افسانه آه، یکی از ستاره‌های سینمای ایران بود در این فیلم بازی بسیار متفاوتی از خود به نمایش گذاشت و می‌توان افسانه آه را بهترین فیلم او تا امروز به حساب آورد. همچنین بازی روان و باورپذیر پطروسیان در دیگه چه خبر؟ عملا او را تا جایگاه یک ستاره در سینمای ایران بالا برد. این‌ها همه نشانگر هنر میلانی در همکاری با بازیگران مشهور هر دوره‌ای است. اما دو زن همان‌طور که از لحاظ کیفیت کارگردانی، یک تحول اساسی در کارنامه میلانی بود، از این نظر هم چند گام رو به جلو بود که او توانست با سپردن نقشی متفاوت به نیکی کریمی، بار دیگر نام او را بر سر زبان‌ها بیندازد. کریمی تا پیش از دو زن، رفته‌رفته مسیر تبدیل شدن به یک بازیگر معمولی را می‌پیمود اما این فیلم میلانی، باعث شد تا یک بار دیگر نیکی کریمی را در نقشی دشوار ببینیم. موفقیت این نقش و بازی خوب کریمی، برای او نقش‌های مشابه بسیاری را در پی داشت که چون هیچ کدامشان پختگی و سنجیدگی دو زن را نداشتند، برای او اتفاق تازه‌ای را در پی نداشتند. جالب است که طی 10 سالی که از ساخت دو زن می‌گذرد، هنوز فیلم‌هایی با ایده‌های مشابه (تقلیدی) و حتی نام‌های نزدیک به آن فیلم ساخته می‌شوند.

در محافل مطبوعاتی این سال‌ها، بویژه پس از ساخته شدن دو زن و فروش خوب آن، میلانی متهم بود به نگاه یکسویه به آدم‌های جامعه. چون فیلم موفق او روایتگر دردمندی و مشکلات زنان بود، همه تصور می‌کردند که این کارگردان تنها می‌تواند درباره آنها فیلم بسازد. دو زن مقدمه ساخت یک سه‌گانه‌ای شد که پس از مدت کوتاهی با نیمه پنهان و واکنش پنجم کامل گشت. این تریلوژی در کارنامه میلانی، یک سیر و سلوک زنانه است در عمق اجتماع ایران با تاکید بر نقش فرهنگ در زندگی اجتماعی مردمان. دو فیلم بعدی، به اندازه دو زن مورد توجه مردم و منتقدان قرار نگرفت اما هر کاری که میلانی در سینما می‌کرد از سوی مخالفان و موافقانش زیر ذره‌بین بود. پس از این سه‌گانه، فیلم ضعیف «زن زیادی» بهترین بهانه را به مخالفان سنتی میلانی داد تا این بار سوای زیر سوال بردن قضاوت‌های یکسونگرانه کارگردان، از ساختار ضعیف این فیلم نیز ایراد بگیرند. اما «آتش‌بس» و فروش فوق‌العاده آن، آب سردی بود بر تمام این انتقادها و اعتراضات. در آتش‌بس، میلانی بار دیگر ثابت کرد که شیوه کار با ستاره‌های سینما را خوب می‌داند و به همین ترتیب بود که محمدرضا گلزار و مهناز افشار در این فیلم نقش‌آفرینی درخشانی داشتند و بازیشان با استقبال مردم روبه‌رو شد. آتش‌بس اولین فیلم میلیاردی تاریخ سینمای ایران است و تا قبل از اخراجی‌ها، پرفروش‌ترین فیلم ایرانی بود. موفقیت آتش‌بس همه را منتظر کار بعدی این کارگردان گذاشت و او «تسویه‌حساب» را ساخت که تاکنون نمایشی نداشته است و فیلم بعدی‌اش «سوپراستار» امسال در جشنواره شرکت کرد و جزو موفق‌ترین و پر سروصداترین آثار بود. در سوپراستار که دقیقا بر اساس الگوی آتش‌بس ساخته شده، بار دیگر یک ستاره نوظهور سینما (شهاب حسینی) نقشی پرحاشیه و خبرساز را بازی می‌کند. مخالفان فیلم با ربط دادن موضوع این فیلم به وضعیت سینمای ایران، آن را برخلاف منافع و مصالح این سینما می‌دانند اما موافقان سوپراستار، آن را اثری می‌دانند درباره این که انسان‌ها بر پایه ظرفیت‌هایی که دارند می‌توانند با کوچک‌ترین بهانه‌ها نیز رستگاری را جستجو کنند.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها