در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قصه
تاهو و بتو (با بازی گارسیا برنال و لونا) دو برادر هستند که در یک شهر کوچک زندگی میکنند. آنها پدر خود را در کودکی از دست دادهاند و مادرشان آرزوهای زیادی برای آنها و خودش دارد. مهمترین آرزوی مادر این است که خانهای بسازد و تا آخر عمر در کنار فرزندانش در صلح و آرامش زندگی کند. تاهو و بتو اما آرزوی دیگری دارند. آنها یک هفته کار و تلاش را به این امید سپری میکنند که آخر هفته از راه برسد. تعطیلات آخر هفته برای این دو برادر که علاقه خیلی زیادی به هم دارند از معنی و مفهوم خاصی برخوردار است. تعطیلات آخر هفته یعنی شرکت در مسابقات فوتبال محلی. فوتبال برای این دو برادر همه چیز است. هر دوی آنها در خط حمله و فوروارد بازی میکنند و بازی هجومیشان در تیم فوتبال محلی، مورد توجه همگان است. با ورود باتوتا (گیرمو فرانچلا) که یک مربی بسیار مستعد است، اوضاع تغییر میکند. او که متوجه قدرت بازیگری دو برادر شده است، از یکی از آنها دعوت میکند که در تیم فوتبالی که دارد تشکیل میدهد، حضور داشته باشد. تاهو با پذیرش دعوت این مربی، خشم بتو را برمیانگیزد. بتو از سوی اهالی لقب «رودو» را گرفته و بازی محکم اما لطیف او زبانزد مردم شهر است. تاهو دلیل قانعکنندهای برای حضور در تیم رقیب دارد.
او میتواند با پولی که از این بابت میگیرد، یک خانه خوب برای مادرش خریداری کند و او را از زندگی در زاغهها نجات دهد. حالا دو برادر به صورت دو رقیب سرسخت درمیآیند و کل زندگیشان تحتتاثیر این موضوع قرار میگیرد. بحث رقابت به داخل خانه و زندگی شخصی آنها هم کشیده میشود. تصمیمهای تازهای که این دو برادر میگیرند تاثیر قاطعی بر کارنامه کاریشان دارد و چشماندازهای تازه و ناشناختهای را پیشرویشان قرار میدهد.
نقد
اولین نکتهای که در فیلم «رودو و سورسی» متوجه میشویم، این است که کوآروی با قصه جذاب و سرگرمکنندهاش قطعهای واقعی از زندگی مردم مکزیک را در روی پرده سینما به تصویر کشیده است. جنگلهای گرم و آفتابی در کنار ساحلی که در نزدیکی محل زندگی بتو و تاهو وجود دارد، رنگ و بویی واقعگرا به دهکده محل زندگی این دو میزند. این چشمانداز خیلی زود در تضاد با فضای سرد شهری قرار میگیرد. در حقیقت، بزرگراهها، پلها و ساختمانهای شهری در مقایسه با آن طبیعت دلانگیز سرسبز، ناخودآگاه تماشاچی را با این حس روبهرو میکند که این دو برادر در این منطقه غیردلپذیر شهری چه میکنند؟ همزمان با برآورده شدن رویا و آرزوی دو برادر (توپ زدن در یک تیم معروف و کسب شهرت) آنها متوجه پوچ بودن بسیاری از چیزها میشوند، اما در عین حال، به نوعی جذب این دنیای خیالی میشوند. ناهو نهتنها در زمینه فوتبال خواهان شهرت است، بلکه میخواهد خواننده هم بشود. حالا برای او ازدواج با مجری یک برنامه تلویزیونی (که او همیشه عادت داشت مسخرهاش کند) یک آرزوی محال نیست.
بتو سردتر و بداخلاقتر شده و روحیه پرخاشگرایانهاش بیشتر شده است. با این حال، خیلی تلاش دارد که یک همسر نمونه و پدر خوبی برای فرزندش باشد و زندگی مستقل خانوادگی خود را حفظ کند، اما انجام این کار خیلی سخت است، زیرا وی در همه حال بازی فوتبال را به هر چیز دیگری ترجیح میدهد. بیدلیل نیست که او سر از دنیای قمار و حتی مواد مخدر درمیآورد. شهرت و پولدار شدن چیزی نیست که هر آدمی بتواند به راحتی با آن کنار بیاید. هزینهای که برای این جور چیزها پرداخت میشود، همیشه گزاف است.
با آن که بتو و تاهو کاراکترهای اصلی قصه فیلم هستند، اما کاراکتر باتوتا هم تقریبا اهمیتی هموزن این دو دارد. در حقیقت، اوست که مسیر قصه فیلم را تغییر داده و آن را وارد یک وادی جدید و غیرمنتظره میکند. قصه فیلم نگاهی انتقادی به ورزش فوتبال و شهرت ناشی از آن دارد. برای مردم مکزیک، فقط فوتبال مهمترین و مطرحترین ورزش نیست. برای آنها فوتبال تقریبا همه چیز است که زندگی عادیشان را همیشه به سختی تحت تاثیر قرار میدهد. رویاها و آرزوهای (موفقیتها و شکستهای) بسیاری از مردم مکزیک، به واسطه فوتبال شکل میگیرد. کوآروی با فیلمی که ساخته روی یک نکته مهم زندگی و جامعهاش انگشت گذاشته است.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: