نگاهی به چالشها و مشکلات پیش روی امریکا پس از اشغال عراق

اشاره : بسیاری از تحلیل گران مسائل سیاسی در نظام بین الملل معتقدند که پس از سرنگونی صدام و رژیم بعث عراق ، مهمترین چالش بر سر راه ایالات متحده ، شیعیان عراق هستند.این افراد پتانسیل نهفته شیعی را که منجر به سقوط
کد خبر: ۲۳۶۲۵
نظام سلطنتی پهلوی در ایران و پیروزی حزب الله لبنان بررژیم غاصب وکاملامسلح رژیم صهیونیستی شد،اصلی ترین خطر برای دیکتاتوری وجولان دادن امریکا در منطقه خاورمیانه و در حال حاضر، کشور عراق ، می دانند. نویسنده مقاله پیش رو که خود شخصی غربی است ، بر این باور است که ایالات متحده نخواهد توانست تا مدت زمان زیادی در عراق باقی بماند زیرا شیعیان درصدد روی کار آوردن دولتی مردمی و شیعی در عراق هستند که منتخب خود مردم باشد و اگر اوضاع به همین منوال پیش رود امریکایی ها مجددا همان اشتباهی را که انگلیسی ها پس از جنگ جهانی اول مرتکب شدند تکرار خواهند کرد، فلذا بزودی باید منتظر ظهور انقلابی شیعی با الگوپذیری از انقلاب اسلامی ایران باشند که ریشه در تاریخ تشیع دارد. خخخ چنین به نظر می رسد که نبرد قریب الوقوع میان ایالات متحده و شیعیان عراق برای به دست گیری قدرت ، امری گریزناپذیر است . علت این نبرد آن است که شیعیان - که حدودا 60درصد جمعیت عراق را تشکیل می دهند - تنها نیروی اصلی می باشند که به گونه ای طبیعی توانایی آن را دارند که حضور نظامی ایالات متحده را به چالش بکشند و از سوی دیگر، ارتش امریکا تنها نیرویی است که می تواند از ربودن قدرت توسط شیعیان ، جلوگیری به عمل آورد. میلیون ها نفر از شیعیان سینه زن و زنجیرزن ، فریادکنان و معترض ، برای بزرگداشت اربعین امامشان در شهر مقدس کربلا، در انفجاری بی سابقه از شور و احساساتی مردمی ، گردهم آمدند. تمام کسانی که شاهد جوش و خروش و شوریده حالی موجود در این صحنه خارق العاده و استثنایی بودند و حتی کسانی که فقط آن را بر صحنه تلویزیون مشاهده کردند، نتوانستند جلوی تعجب و حیرت خود را بگیرند. شیعیان ، اخلاص قلبی و محبت خود را که مدتها تحت جو خفقان و فشار ، پنهان نگاه داشته شده بود، به امام حسین که در سال 680میلادی شهید شد ، ابراز می کردند. اگرچه باید گفت که آنها همچنین آزادی خود را از استبداد صدام حسین ، عطش خود را برای انتقام از رنجها و دردهای گذشته و عزم و قاطعیت خود را برای به دست گرفتن سرنوشت خویش ، جشن می گرفتند. بر روی بعضی از اعلامیه هایی که به امضای حوزه (تشکیلات روحانیون شیعه در نجف) رسیده ، نوشته شده بود: «ما خواهان دولتی هستیم که نماینده تمام مردم عراق باشد، دولتی با اراده مستقل»؛ با این حال تظاهرات عظیم مردم در کربلا، روی هم رفته ، یک حادثه آشکار سیاسی ، حداقل در این مقطع زمانی نبود. این تظاهرات در حقیقت بیان کننده هویت مذهبی جامعه بود. سوال کلیدی در عراق امروز این است که آیا این بیان شور و اشتیاق شیعه ، ترجمان آغاز نهضت سیاسی سازمان یافته ای خواهد شد که خواستار پایان حضور نظامی امریکا خواهد بود؛ اگر چنین واقعه ای تحقق بپذیرد، امریکایی ها خود را در مخمصه ای واقعی گرفتار خواهند یافت ؛ به عبارت دیگر روح شیعی ممکن است ازانزوا بیرون آمده باشد. ایالات متحده بر سر یک دوراهی واقعی قرار گرفته است ، اگر اجازه دهد تا نظامیگری شیعیان از کنترل خارج شده و شکوفا شود، در حقیقت قدرت را در زمان مناسب خود، تقدیم یک انقلاب شیعی براساس الگوی ایرانیان کرده است . از سویی دیگر چنانچه ایالات متحده در پی کنترل استبدادی شیعیان از طریق حکومت نظامی به صورت مستقیم باشد، ممکن است خود را در برابر شورشهای مردمی ، آن هم در ابعادی گسترده و با نتایج و تبعاتی غیرقابل کنترل یابد. چنین انقلاب شیعی می تواند مشکلی اساسی را برای ایالات متحده به وجود آورد. افراط گرایان با شعارهای اسلامی و ملی ، خیابان ها را به جنب و جوش درآورده و مردم را بسیج خواهند نمود؛ شورشیان می توانند غیرقابل کنترل بودن خود را به اثبات برسانند و هرگونه تلاشی برای توقف آنان ممکن است به خونریزی از هر دو طرف منجر شده و بدون شک خروج امریکایی ها را تسریع کند. میلیون ها شیعه ای که در جنوب عراق و در مناطق پراکنده اطراف بغداد زندگی می کنند، مردمان ابتدایی و خامی نیستند که بدون ساختار و یا رهبری باشند. در جنوب ، نفوذ قومی غالب است و در اکثر شهرهای شیعی مانند کربلا، کاظمین (شهری در حومه بغداد)، نجف و بصره ، کمیته ها و انواع و اقسام شبکه های نظامی و محلی در حال روییدن هستند. یکپارچگی عظیم توده های مردم در هفته های اخیر در کربلا، قدرت روحانیون را برای به حرکت درآوردن آنها در خیابان به نمایش گذاشت . این همان دو راهی ای بود که انگلیسی ها پس از اشغال در عراق ، بعد از جنگ اول جهانی با آن روبه رو شدند. در ابتدا شیعیان جنوب عراق از انگلیسی ها به عنوان منجی و آزادکننده شیعیان از یوغ ظلم و ستم ترکهای سنی ، استقبال کردند، اما هنگامی که معلوم شد انگلیسی ها قصد ماندن دارند، شروع به مخالفت با حاکمیت انگلیسی ها نموده و در سال 1920 ، تمامی شیعیان جنوب دست به یک سری شورش های قهرآمیز و خشونت بار زدند که نیروهای انگلیسی با زحمت فراوان موفق به سرکوب چند شورش اولیه شدند. امروزه نیز به نظر می رسد که شیعیان خواستار قدرت سیاسی در عراق هستند و اگر قدرت را منحصرا برای خودشان نخواهند، حداقل خواهان دولتی خواهند بود که اکثریت آن را شیعیان تشکیل داده و سنی ها و کردها نقشهای فرعی در آن داشته باشند. اگر ایالات متحده این آرمان و آرزوی شیعیان را تشخیص داده و مبتکرانه با رهبران جامعه به گفتگو بنشیند، شیعیان خواهان دمکراسی واقعی براساس هر نفر یک رای (one man,one vote) خواهند شد چرا که چنین نظامی به دلیل وزنه جمعیتی شان ، تضمین کننده انحصار قدرت برای آنان خواهد شد. بنابراین خواه شورش های مردمی ، خواه پیشرفت صلح آمیز به سوی دمکراسی به وقوع بپیوندد ، بسیاری از شیعیان بر این باورند که آنان در موقعیتی قرار دارند که در هر صورت برنده اند. البته ایران به دقت تحولات و پیشرفت اوضاع را زیرنظر دارد. درباره علاقه ایران نسبت به سرنوشت شیعیان عراق که قرنها با آنان روابط تاریخی نزدیکی داشته اند و یا درباره اهمیت اماکن مقدس عراق برای شیعیان ایرانی ، مبالغه نمودن عملا غیرممکن است . با این اوصاف ، نفوذ ایرانیان احتمالا غیرمستقیم خواهد بود تا مستقیم . ایران به دنبال تشویق نیروهای افراطی شیعه به حضور در صحنه نخواهد بود و از طرفی تهران از قبل ، به دلیل حمایتش از حزب الله لبنان ، در لیست اهداف امریکا قرار گرفته است . ایران ظهور عراقی دمکراتیک که در آن شیعیان به طرز گریزناپذیری غالب خواهند بود را ترجیح می دهد؛ همان گونه که وزیر امور خارجه ایران ، کمال خرازی ، به روزنامه فرانسوی لوموند در یازدهم آوریل اظهار داشت : «واضح است که ما یک دولت دمکراتیک در عراق را می پسندیم». به گفته او سوال بر سر «مشروعیت تغییر دولت از خارج» است ،او ادامه داد: «من بر این اعتقادم که امریکایی ها با روی کار آوردن یک دولت امریکایی در عراق ، هر چند موقت هم باشد، مرتکب اشتباهی استراتژیک می شوند. عراقی ها به این دولت امریکایی به دیده تحقیر خواهند نگریست . آنها کاملا توانایی این را دارند که خودشان دولت انتخاب کنند». هر سه سازمان اصلی شیعه که با صدام حسین مخالفت می کردند، از سوی ایران حمایت می شوند؛ اگر چه آنها لزوما از دیدگاهی کاملا یکسان برخوردار نیستند اما احتمالا برای بیرون راندن امریکا از عراق و به دست گرفتن کنترل کشور، آرمانی مشترک را دنبال خواهند نمود. آنها جماعت العلما هستند (اجتماعی از روحانیون طرفدار ایران که پایگاه آنها در قم است) و ریاست مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق که تشکیلات آن در تهران قرار دارد بر عهده آیت الله محمد باقرالحکیم و حزب «دعوه» می باشد. از سه سازمان فوق الذکر، دعوه ، پرصلابت ترین آنهاست چراکه شاخه نظامی آن ، تجربه ای طولانی از زنده ماندن ، فعالیت های زیرزمینی و مخفیکاری در عراق در مخالفت با صدام حسین را داراست . ایالات متحده در خرد کردن میلیشای مسلح مجلس اعلا، بریگاد بدر، مشکل چندانی نخواهد داشت اما در برابر حزب دعوه ، با شبکه پیچیده عوامل اطلاعاتی و مبارزان تربیت شده اش ، با مشکل زیادی روبه رو خواهد بود. گفته می شود که دعوه دارای سه شعبه در لندن ، تهران و دمشق است که از یکدیگر مستقل می باشند. از این سه شعبه ، رهبری شعبه تهران فعالترین آنان است . از آغاز تاسیس کشور عراق مدرن پس از جنگ جهانی اول ، هنگامی که انگلیسی ها امیرفیصل را بر تخت پادشاهی نشاندند، اعراب سنی با تسلط بر نهادهای دولتی و نیروهای نظامی ، دولت عراق را تحت حاکمیت خود داشته اند و امروز به آنها به عنوان «طرف مجرم» نگریسته می شود چرا که آنها بودند که هسته اصلی رژیم صدام را تشکیل می دادند. با این حال احتمال نمی رود که این کشور از هم پاشیده شده بتواند بدون کمک نخبگان سنی بازسازی شده و روی پای خود بایستد. در حقیقت به نظر می رسد که بتوان پیش بینی کرد ایالات متحده بزودی برای جذب جامعه اعراب سنی به تکاپو پرداخته و بدنبال اعضای بلندپایه آنها باشد تا از این طریق ، تعادل لازم را در برابر، سنگینی وزنه شیعیان به وجود آورده و بتواند در برابر هرگونه چالشی از سوی آنان ایستادگی کند؛ اما همانگونه که شخصیت های شیعه ای که پس از سالها زندگی در تبعید، تحت حمایت امریکا وارد کشور می شوند، در عراق از هم گسیخته امروز از اعتبار چندانی برخوردار نیستند، سنی های این چنینی نیز باید در عراق شناخته شده و از حمایت بومی های محلی برخوردار باشند. نوع رهبران سنی ای که ایالات متحده به آنان نیاز دارد احتمالا مردانی خواهند بود که از پایه های قدرت موجود در کشور برخوردار بوده و توانایی جلب حمایت ریشه ای را داشته باشند و حتی شاید یک ژنرال سابق ارتش که قدرت جمع آوری افسران ارتش را به پشتیبانی از رژیم جدید داشته باشد، کاندیدای مناسبی باشد. تاکنون پنتاگون نمایش را در عراق به اجرا در آورده است . گفته می شود ژنرال بازنشسته امریکایی ، جی گارنر که شغل «مشاور حرفه ای» را عهده دار شده ، انتخاب شخصی وزیر دفاع امریکا دونالد رامسفلد است اما بعضی از ناظرین بر این باورند که چنانچه شیعیان قیام نموده و نظامیان امریکایی قادر به رویارویی و حفظ موقعیت امنیتی نباشند، پنتاگون ممکن است مجبور به ترک صحنه شده و اجازه یک نقش بالاتر به وزارت کشور و سازمان سیا را بدهد. ایالات متحده در ابتدای جاده دردها و مشکلاتش در عراق قرار دارد. این کشور نیاز دارد تا خدمات اولیه در عراق را به حالت اول بازگرداند ، مردم را مشغول به کار کرده و نفت را به جریان اندازد ؛ لازم است این کشور در نظام بانکی اصلاحات ایجاد کرده و واحد پول کشور عراق را ثبات بخشد؛ لازم است تا در زمان مناسب خود ، مشکل حساس سیاسی عراق یعنی بدهی عظیم خارجی این کشور عراق را حل نماید. در عین حال ایالات متحده باید به دنبال مصون نمودن عراق از دخالت از خارج ، تحت فشار قرار دادن مخالفان ، ریشه کن کردن دشمنان که بدون شک تلاش خواهند نمود تا کار او را مشکل و پیچیده کنند ، نظارت بر بازسازی ساختارهای سیاسی و نهادها و همچنین زیربنای غیرنظامی باشد. جای شک و تردید است که جنگ طلبان واشنگتن که با شور و اشتیاقی عمیق برای «تغییر رژیم» در بغداد عزم خود را جزم کرده بودند، واقعا فهمیده باشند که کشور خود را درگیر چه مسوولیت های عظیمی کرده اند. اما انگلیسی ها در زمان خود دریافتند که از پس شیعیان برآمدن ، ممکن است سخت ترین کار باشد.

نویسنده : پاتریک سیل
مترجم : علی اکبر جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها