امروزه کتابخوانی و گرایش جوامع به مطالعه به یکی از مقیاسهای میل اجتماعات انسانی به توسعه و پیشرفت و در نهایت رشد آگاهیها تلقی میشود.
در این زمینه بررسی توصیفی و تحلیل محتوایی آنچه به عنوان کارنامه نشر در 30 ساله زرین انقلاب روی داده خالی از لطف نیست.
1- آگاهی، عنصر نخستین انقلاب اسلامی
پیش از بررسی وضعیت عوامل سخت افزاری و کمیتی نشر کتاب، پس از انقلاب اسلامی ضرورت دارد به مهمترین پیش نیاز توسعه کتابخوانی یعنی عنصر سواد اشارهای داشته باشیم.
باسوادی از طرفی عامل مهم آگاهی و نیاز به کتاب است و توسعه آن باعث رشد نیاز و در نتیجه بالا رفتن نشر کتاب و سایر مطبوعات میشود و از سوی دیگر بالارفتن سطح سواد باعث عمومی شدن گفتمان فرهیختگان و به وجود امکان رشد نبوغ و احتمال پرورش نخبگان و نویسندگان خواهد شد.
آمار نشان میدهد که فقط 45 درصد مردم پیش از انقلاب اسلامی باسواد بودند و در نتیجه طبیعی است میزان مطالعه در حد پایینی قرار داشته باشد و تولید و نشر کتاب نیز بسیار محدود باشد.
براساس آمار در آموزش و پرورش قبل از انقلاب اسلامی بیش از 50 درصد کودکان واجبالتعلیم، به دلایل مختلف و عمدتا اقتصادی در مدارس ثبتنام نمیشدند و بیش از 75 درصد از ادامه تحصیل باز میماندند این در حالی است که هماکنون نزدیک به 99 درصد از کودکان ثبتنام میشوند و امروزه نزدیک به 90 درصد جمعیت کشور از نعمت سواد بهرهمندند.
در حوزه تحصیلات عالی آخرین آمار دانشجویان قبل از انقلاب 170 هزار نفر که حدود 51 صدم درصد جمعیت کشور در آن زمان را تشکیل میدهد.
این در حالی است که براساس آمار هماکنون این تعداد به 5/3 میلیون نفر یعنی 5 درصد کل جمعیت کشور افزایش یافته است.
به لحاظ کیفی نیز تشکیل دورههای عالی کارشناسی ارشد و دکترا و همچنین تحصیل زنان در آموزش عالی کشور به طور کلی با زمان قبل از انقلاب به نسبتهای جمعیتی و زمانی خود قابل مقایسه نیست و رشد چند هزار درصدی را تجربه کرده است.
این آمار خود گویای به وجود آمدن بازار و میل و انگیزههای بسیار برای صنعت نشر و کتاب میباشد.
2- کمیتهای کلی و موضوعی توسعه کتاب در جمهوری اسلامی
یکی از مسائلی که در کشور ما بر تیراژ، نوع کتاب و... بی تاثیر نبوده انقلاب اسلامی و بعد ازآن جنگ تحمیلی است.
اگر به آمارهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی توجه کنیم براساس اطلاعات موجود در سال 1320، تعداد 328 عنوان کتاب در ایران منتشر شده است.
این رقم تا سال 1342 تا 800 عنوان در نوسان بوده است. سال 1343نیز، 1 هزار و 48 عنوان کتاب منتشر شده است.
اگر بخواهیم متوسطی از این آمار ارائه دهیم باید گفت در فاصله بین سالهای 1343 تا 1357 متوسط تولید کتاب 2 هزار و 500 عنوان کتاب در سال بوده است.
گرچه پس از پیروزی انقلاب به دلیل مصائب جنگ تا سال 1361 تعداد عناوین کتب پیشرفت چندانی نداشت اما از سال 1362تا 1364 شاهد افزایش متوسط تولید کتاب تا 6 هزار عنوان هستیم.
در نهایت با توجه به آمارهای موجود خانه کتاب جمهوری اسلامی ایران در سال 84 شاهد چاپ 51 هزار و 510 عنوان کتاب بودیم که البته رشد قابل توجهی داشته است.
این آمار در سال 1385 تعداد عناوین کتاب های منتشر شده 53 هزار و452 و در سال 1386 این رقم به 55 هزارو 848 عنوان رسید. بدیهی است که چاپ این تعداد از عناوین کتب نشانگر توسعه بیش از پیش تعداد انتشارات، تعداد نویسندگان، فروشگاههای کتاب و کتابخانهها نیز میشود.
علاوه بر این که نهادهایی چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و... با طبع متعدد کتب و پخش رایگان و کم هزینه آن گامهای خوبی را برای توسعه فرهنگ کتابخوانی برمیدارند.
گرچه در این مجال منکر معضلات و مشکلات فراوان پیش روی موضوع کتابخوانی در بین صنعت نشر کشور نیستیم، اما بر آنیم که فعالیتهای صورت گرفته نسبت به امکانات موجود، مشکلات و معضلات دائمی ایران پس از انقلاب در مقایسه با قبل آن، جریانی فوق العاده و پیشرفتی شگرف است.
3- جریان شناسی موضوعی انتشار کتاب
بررسی محتوایی کتب منتشر شده در دوران پس از پیروزی انقلاب نیز موضوعی مهم تلقی میگردد.
زیرا توسعه کمی نشرکتب غیر درسی، همزمان به دگرگونیهای محتوایی فراوانی در عرصه کتاب و کتابخوانی منجر شده است.
مثلا اسدالله شعبانی، نویسنده معتقد است که رشد ادبیات کودک و نوجوان در دوران پس از انقلاب بیشتر و پررنگتر از سایر گروههای کتاب است و اصطلاحا یک رشد انفجاری داشته است و به بیان جواد محقق عضو انجمن قلم ایران، انقلاب در پیکره سانتیمانتال ادبیات کودک، روح شجاعت دمید.
در سایه همین تحول کمی و کیفی است که میتوان پیشاپیش درباره به وجود آمدن نسلی شجاع، جستجو گر و فعال در دل اجتماع پس از انقلاب اسلامی فکر نمود.
در سالهای پس از انقلاب اسلامی به لحاظ محتوا و کیفی ماهیت کتب مورد مطالعه ارتقا و تحول یافته است.
گرچه قضاوت و دستهبندی دقیق درباره جریانهای قالب کتاب در دهه قبلی نیازمند دقتی تخصصی و مستند است اما روند این تحولاتبر اساس آمار و اطلاعات موجود در سه دهه به شکل ذیل میتوان توصیف نمود:
الف) دهه آغازین انقلاب( از سال 1357 تا 1367)
با برداشته شدن سانسورهای رژیم گذشته و همچنین نیاز به تبیین دیدگاههای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی اسلام به عنوان هدف حکومت جدید میتوان انتظار داشت که اولین حرکت جریان کتاب در عصر آزادیهای ناشی از انقلاب توجه به انتشار کتب متعدد با محتوای اسلامی و انقلابی باشد.
روند تند تحولات پس از انقلاب اسلامی جنگ را پیش روی قرار میدهد که خود تاثیری شگرف در موضوعات مرتبط با بحث کتاب دارد.
مباحث عمدتا تئوریک آغاز انقلاب جای خود را به ادبیات جنگ و مباحث عملی و عقیدتی متناسب با آن میدهد.
در این دوران همچنین گروههای سیاسی منحرف که دارای پیاده نظام فرهنگی نیز بوده اند،کم کم رویاروی نظام قرار گرفته که همچون جبهه سیاسیشان، پیاده نظام فرهنگی شان نیز دچار انزوا و بحران مقبولیت میگردد.
ب) دهه دوم انقلاب (از 1367 تا 1377)
آغاز دهه دوم انقلاب همزمان با پایان جنگ و نمود تلخکامیهای ناشی ازآن است.
تلخکامیهایی که اوج آن رحلت امام امت است و دغدغه اصلی آن فراموشی ارزشهای نخستین انقلاب اسلامی.
آغاز این دهه به حق آغاز استیلای داستان و رمان در صحنه کتاب است. در این میان هم کتابهای مرتبط با دفاع مقدس پیشرفت کمی وکیفی بسیاری دارند همچنین رمانهای عامه پسند به نحو بسیاری برای نخستین بار پس از انقلاب رویش مینماید.
پایان این دهه مقارن با تحولات شگرف سیاسی و اجتماعی است و جریان کتاب آبستن یک رشد کمی و تحول کیفی.
ترجمه آثار مهم سیاسی، فلسفی و اندیشهای در اواسط دهه دوم انقلاب اسلامی، تحول سیاسی منبعث از دوم خرداد 76 و سیاستگزاریهای انجام شده قبل و بعد آن زنجیرهای است که گرایش عمده به کتابهای این دوره را به وجود میآورد.
بازار کتاب در پایان این دوره،مکانی جذاب، پرهیجان و سرشار از اتفاقات مهم است.
ج) دهه سوم انقلاب ( از 1377 تا 1387)
دهه سوم انقلاب بازار کتاب پر شور آغاز شده و مردم علاقه بسیار شدیدی به موضوعات سیاسی اجتماعی دارند.
در اواسط این دهه با فروکش کردن التهابات سیاسی، وضعیت موضوعی کتاب به حالت قبل باز میگردد، بدین معنا که قالبهای مهم و مسلط بازار نشر باز داستانی است.
تفاوت این دوره با اواسط دهه دوم انقلاب، کیفیت قابل دفاع تولیدات فرهنگی هنری است.
در واقع اگر در دورههای پیش ترجمه و گرتهبرداری و بازنویسی به عنوان قالب رایج کتابهای موجود در بازار کتاب تلقی میشود این دوران سرشار از تجلی نبوغ سرشار نویسندگان عمدتا جوان ایرانی است.
به بیان عبدالعلی دستغیب، منتقد باسابقه ادبیات این تحول پس از ظهور نویسندگانی چون آلاحمد، بزرگ علوی، هدایت و دولتآبادی اتفاقی شگرف و امیدوارکننده است.
آثار متعدد داستانی که در نیمه دوم دهه سوم انقلاب روئیدهاند حتی قلمرو مرزها را درنوردیده و در آن سوی مرزها ترجمه و منتشر شدهاند.
در زمینه تصویرسازی و انتشارات ادبیات کودک نیز، این پیشرفتها به دستیابی نویسندگان و تصویرسازان کتاب کودک در جشنوارههای جهانی منجر شده است.
به گفته دکتر فریده خلعت بری، برخی از این کتب به صورت کتاب درسی و کمک درسی در کشورهای مختلف به ویژه در ناحیه شرق آسیا منتشر شدهاند.
ایران در این سالها در روند تولید کتب و مقاله در زمینههای علمی و پژوهشی نیز یکه تاز خاورمیانه و جزو پیشتازان عرصههای بینالمللی به شمار میرود.
تحولی محتوایی که در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کتابهای داستانی و غیرداستانی رخ داده البته تنها منحصر به عرصههای تخصصی نیست.
برای توصیف این شرایط شاید تعبیر رضا امیرخانی، نویسنده شایستهتر باشد که میگوید: «به دلیل شکست و بی آبرویی گفتمان کمونیسم و لیبرالیسم در دهههای اخیر ایران،به قاطعیت میتوان ادعا نمود، تنها گفتمان پویا و زنده ادبیات امروز، ادبیات انقلاب اسلامی است.»
محمد صادق دهنادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم