در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرسخت و لجوج و به آنچه معتقد است تعصب دارد. نقاط برجسته او، اعتقاد کامل به دیانت، بیتوجهی به مادیات، صحت عمل و درستکاری است. زاهد و متقی است و از این لحاظ، نسبت به دیگر روحانیون ارجحیت دارد. هیچ احترامی برای قوانین قائل نیست و همه را برخلاف دین اسلام میداند و جز قوانین اسلام، به هیچ قانونی پایبند نیست. مخالفانی ندارد که در مقابل او ایستادگی کنند زیرا نقطه ضعفی ندارد.
سیدعبدالحسین دستغیب سال 1292 شمسی در شهر شیراز متولد شد. وی پس از پشت سر گذاشتن دوران کودکی، دروس مقدماتی را نزد پدرش، سیدمحمدتقی دستغیب آموخت.
سیدعبدالحسین 12 ساله بود که پدرش را از دست داد و از همان زمان، سرپرستی مادر، 3 خواهر و 2 برادرش را عهدهدار شد. او پس از به پایان بردن دروس سطح در شیراز، در 18 17 سالگی از طرف مردم محله بازار مرغ به عنوان امام جماعت مسجد باقرخان برگزیده شد.
سال 1314 همزمان با دستور رضاخان برای کشف حجاب زنان و خلعسلاح روحانیت، شهید دستغیب چند بار از سوی ماموران رژیم مورد اخطار قرار گرفت و از منبر رفتن منع شد.
پس از مدتی بیتوجهی به این اخطارها، برای وی مهلت 24 ساعتهای تعیین شد تا لباس روحانیت را از تن درآورد و شهید دستغیب مجبور شد برای اجرا نکردن این حکم، مخفیانه شیراز را به مقصد نجف ترک کند.
وی پس از بهرهمند شدن از درس استادان و بزرگان حاضر در نجف در 24 سالگی از مراجعی چون آقاضیاء عراقی، آیتالله شیخ محمدکاظم شیرازی و آیتالله سیدابوالحسن اصفهانی درجه اجتهاد گرفت.
شهید دستغیب براساس مکاشفهای که برای یکی از عرفای بزرگ نجف روی داد، مکلف به بازگشت به شیراز شد و بر این اساس به زادگاهش مراجعت کرد.
در جریان مبارزات سالهای 42، شهید دستغیب که امام جماعت مسجد جامع عتیق شیراز بود، بارها از سوی ساواک اخطار گرفت و از منبر رفتن و سخنرانی منع شد.
روز 15 خرداد سال 1342 و پس از دستگیری امام خمینی(ره)، شهید دستغیب اعلام کرد بر عموم واجب است برای پشتیبانی و آزادی آیتالله خمینی، روز 16 خرداد بازار و مغازهها را تعطیل و تجمع کنند. همین سخنرانی کافی بود تا دستور بازداشت وی صادر شود و شهید دستغیب را پس از بازداشت به تهران بفرستند.
سیدعبدالحسین پس از 14 روز زندان در پادگان عشرتآباد و 45 روز در قزل قلعه، رفع اتهام و آزاد شد. همین جریان در سال 43 نیز اتفاق افتاد و شهید دستغیب بار دیگر برای مدتی دستگیر شد و به زندان افتاد.
شهید دستغیب در جریان مبارزات خود، آخرین بار در تاریخ 19 شهریور 57 دستگیر و 24 مهر همان سال از زندان آزاد شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سید عبدالحسین دستغیب شیرازی از سوی امام خمینی(ره) به امامت جمعه شیراز و نمایندگی ایشان در استان فارس منصوب شد و از طرف مردم فارس نیز به عنوان نماینده، به مجلس خبرگان قانون اساسی راه یافت.
ظهر روز جمعه 20 آذر 1360 آیتالله دستغیب همراه عدهای از محافظان و همراهانش راهی حرم حضرت احمد بن موسی (ع) شاهچراغ شد تا نماز جمعه را در صحن حرم اقامه کند.
وی ترجیح میدهد مسیر خانه تا حرم را پیاده برود. در راه، دختر جوان 20 19 سالهای سر راه آنان ظاهر میشود و از محافظان میخواهد به او اجازه دهند نامهای را به امام جمعه شیراز بدهد. آیتالله دستغیب نیز از محافظان میخواهد تا مانع او نشوند؛ در حالی که ایشان دست خود را برای گرفتن نامه دراز میکند، بمبی که عامل منافقین در زیر لباس خود جاسازی کرده بود، منفجر و باعث شهادت آیتالله دستغیب و همراهان و محافظان ایشان میشود. امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت آیتالله دستغیب، پیامی صادر کردند و فرمودند که در قسمتی از آن آمده است:
«دست جنایتکار آمریکاییان، یک شخصیت ارزشمند که مربی بزرگ و عالمی عامل که گناهش فقط تعهد به اسلام بود از دست ملت ایران و اهالی محترم فارس گرفت و حوزههای علمیه و اهالی ایران را به سوگ نشاند.»
در بخش دیگری از پیام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آمده است: «حضرت حجتالاسلام والمسلمین شهید حاج سیدعبدالحسین دستغیب را که معلم اخلاق و مهذب نفس و متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی بود، با جمعی از همراهانش به شهادت رساندند و خدمت خود را به ابرقدرت و ابرجنایتکار زمان ایفا کردند.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: