حاشیه خبر

پیرمرد لنگ‌فروش

آوید طالبیان: دوست مومنی می‌گفت از خدا بخواه که هر روز یک روزی متفاوت نصیبت کند، می‌گفت روزی معنی‌اش فقط پول نیست، یک حس خوب، یک کار خیر کوچک، یک احوالپرسی از دوستی قدیمی، یک گپ کوتاه... امروز روزی من همین آخری بود. گپی کوتاه با پیرمرد لنگ‌فروش.
کد خبر: ۲۳۵۵۰۸

توی شلوغی و ترافیک خیابانی که به یکی از خیابان‌های به اصطلاح بالای شهر منتهی می‌شود، همه حواس و نگاهم متوجه خانه‌ای شده که بسیار مجلل است. تمام حواسم به این عمارت بزرگ است که پیرمرد به شیشه ماشین می‌زند و لنگ‌هایش را نشانم می‌دهد.

شیشه را می‌آورم پایین، به هوای این‌که خریدارم می‌گوید: 500 تومانی داریم و 2000 تومانی.

می‌گویم: لنگ نمی‌خوام، می‌دونین این خونه مال کیه؟

پیرمرد نگاه عاقلانه می‌کند و لبخند می‌زند: مال یه بنده خدا.

منم لبخند می‌زنم که می‌دانم که بالاخره مال یک بنده خدایی هست، اما اسم بنده خدا؟

همین سوال و جواب باعث می‌شود بی‌خیال عجله و کار شوم و ماشین را کنار عمارت مجلل پارک کنم و با پیرمرد 10 دقیقه‌ای گپ بزنم و همه حرف‌هایش روزی من شود.

پیرمرد از زندگی‌اش می‌گوید که اهل آذربایجان است و آنجا خانه و زندگی دارد و به خاطر پسرش که اینجا سرباز است، آمده‌اند تهران. 3 دختر و 2 پسر دیگرش ازدواج کرده‌اند و اینجا به قول خودش لنگ می‌فروشد که کار عار نیست و پول لنگ‌فروشی حلال است.

اینها را در جواب این سوال من که می‌پرسم دوست ندارد این خانه مال او باشد، می‌گوید و ادامه می‌دهد: نه دوست ندارم، مگر این‌که خدا این خانه را با همین اخلاق و منش فعلی زندگی‌ام به من بدهد، مگر این‌که این خانه، مرا عوض نکند.

می‌گوید چند شب پیش، رفته بوده خانه برادرش که اتفاقا 4 تا آپارتمان دارد و مال و منال. وسط حرف‌ها پسر برادرش با پدرش بحث می‌کند و می‌گوید: تو اصلا نمی‌فهمی.

می‌گوید گوشم را گرفتم و از خانه برادرم آمدم بیرون. به برادرم گفتم ببین چه نانی سر سفره می‌آوری که بچه‌هایت، حرمتت را نگه نمی‌دارند.

حرف‌هایش که تمام می‌شود، وقت رفتن می‌گویم یک لنگ هم به من بفروشید. پیرمرد ناراحت می‌شود که نکند من فکر کرده‌ام این حرف‌ها را زده تا ازش لنگ بخرم.

مطمئنش می‌کنم که لنگ را برای خودم می‌خواهم و نه به خاطر حرف‌هایش. اتفاقا لنگ را به یادگار می‌خرم، دلم می‌خواهد حرف‌هایش، اعتقادش و روزی امروزم همیشه یادم بماند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها