مکث

آموزش تاریخ با دود کردن ماشین‌های دودی

کاخ‌نشین‌ها و کاخ‌نشان‌ها هر دو گروه در تاریخ معاصر ایران نقش داشتند. گروه اول که گذاشتند و رفتند و گروه دوم که گذاشته شدند برای نمایش به مردمان بعدی. آنهایی که در زمان پیشتر نمی‌دانستند، کاخ‌ها چه شکلی هستند. شاه بود و البته برای اثبات شاهی‌اش کاخ می‌ساخت و از آن سو نیز کوخ. کوخ‌ها ساخته شدند تا زمانی دیگر همان کوخ‌نشینان به نظاره بنشینند فروآمدن کاخ‌نشین‌هایی که بنیاد خانه‌هایشان را سست نهاده بودند.
کد خبر: ۲۳۵۵۰۵

 کاخ‌های دوره پهلوی و قاجاری که در تهران واقع شده‌اند، اکنون گوشه‌ای از تاریخ معاصر ایران هستند؛ این یک واقعیت است. نه از آن جهت که بیشتر اتفاقات تاریخ معاصر ایران را آدم‌های درون این کاخ‌ها رقم زده‌اند؛ بلکه این کاخ‌ها حافظه هستند. تاریخ هستند با تمام ستون‌های بتونی‌شان. باید نشان داده شوند.

به این واقعیت دیگر گوش کنید: سالی پیشتر در کاخ نیاوران تهران، جواهری بزرگ که شنیده بود پرنسس پولدار عربستانی به ایران آمده است تا نمایشگاهی نقاشی در آن کاخ برپا کند کوشک احمد شاهی را کرایه کرد تا آنجا را مغازه کند؛ به همین سادگی. در همان زمان همان جواهرفروشی محترم میخ می‌کوبید بر دیوار کوشک احمد شاهی تا جواهر بفروشد و البته آقای مسوول سازمان میراث فرهنگی نیز برای آن که از این ماجرا عقب نماند، مهمان خارجی‌اش را به آن جواهرفروشی رهنمون می‌ساخت.

از برگزاری ارکستر‌های سمفونیک و غیرسمفونیک خوانندگان درجه یک دو سه و چهار در کاخ موزه‌های کشور بگذریم، می‌رسیم به این پرسش که اصولا کارکرد کاخ موزه‌ها در ایجاد حافظه تاریخی برای مردمانی که انقلاب سال 57 جزیی از این حافظه‌شان به شمار می‌رود، کجاست. اصلا تا به حال چقدر به این موضوع فکر کرده‌ایم؟

راه دور نرویم. ورودی کاخ سعدآباد تهران را به یاد بیاورید. دستفروش‌ها، فروشندگان جز صنایع‌دستی و غیردستی که برخی از آنها با آن‌که نشان ساخته شدن در کشور دوست و برادر چین را دارند، بازهم به عنوان صنایع‌دستی ایران به بیچاره مخاطب فروخته می‌شود. نه، این را می‌توان فراموش کرد؛ اما واقعا در یکی از ورودی‌های کاخ اصلی این کاخ، موزه سنگ‌های بدلی و غیربدلی به مخاطب فرهنگی فروخته می‌شود. مگر مردم برای سنگ خریدن به کاخ می‌روند و باید سنگ بخرند تا تاریخ معاصر ایران را به نظاره بنشینند.

سعدآباد اصلا انگار نمونه خوبی برای این امر است. از سویی دیگر این کاخ موزه که این روزها همه چیز از آن تراوش می‌کند و برای خودش شده است یک‌پا یک مرکز خرید بزرگ تجاری. اصلا پیست ماشین‌رانی شده است. ماشین‌های قدیمی را کرایه می‌دهند تا مردم دورتادور کاخ را دور بزنند و دود کنند این ماشین‌ها که گویا دود کردن را بهتر از دانستن تاریخ دانسته‌ایم برای این مردم تاریخ‌ساز.

شاید نبود نگاه مدیریتی آن هم در حوزه مدیریت فرهنگی مهم‌ترین عامل برای این اتفاقات باشد. باید توجه داشته باشیم که مدیریت اماکنی مثل کاخ موزه‌ها که نقش آن در حافظه تاریخی ایران بسیار مهم جلوه می‌کنند بسیار مهمتر از حفاظت و نگهداری فیزیکی این اماکن به شمار رود. در پایان سوالی مطرح می‌شود که کاش جواب دو گروه را همراه می‌داشت. اول مسوولان سازمان میراث فرهنگی و دوم مسوولان سازمان بازرسی کشور.

راستی چند درصد از موزه‌های کشور را مدیرانی اداره می‌کنند که در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری تحصیل کرده‌اند؟

مهدی نورعلیشاهی

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها