در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اکنون سیسال از آن روزها میگذرد و ما خاطره بهار پیروزی را در بهمن ماه جشن میگیریم. به همین دلیل ماه بهمن، ماه شادی ما است و تجدید خاطره بهار پیروزی، در فصل سرماست. «بهمن» تنها ماه سال است که در آن ده روز به شادی و جشن اختصاص داده شده است. گروه کودک و نوجوان شبکه 2 هم برای تجدید خاطرهها برنامههای خود را به صورت ویژه در این ایام تهیه کرده است.
ساعت 3 بعدازظهر استودیو 22
تعدادی از کودکان با پرچمهای سه رنگ به سمت استودیو حرکت میکنند. یکی از آنها که لباس قرمزی بر تن دارد زودتر خودش را به داخل استودیو میرساند. کلاه خود را از سر برمیدارد و منتظر دوستانش مینشیند.
این چیه دستت؟
پرچم ایرانه.
پرچم ایران چند رنگه؟
سه رنگ. سبز در بالا سفید در وسط و قرمز هم پائینشه.
میدونی رنگ سبز نشانه چیه؟
نشانه سرسبزیه.
درسته. سرسبزی و آبادانیه و رنگ سفید...
نمیدونم
رنگ سفید هم نشانه صلح و دوستیه.
رنگ قرمز هم حتما نشانه خون است.
درسته. خون پاک و مطهر کسانیست که در راه وطن جان خودشونرو از دست دادهاند. در وسط پرچم، کلمه الله با رنگ قرمز قرار گرفته. علامت مخصوص کشورمان از چهار هلال ماه و یک شمشیر در وسط آنها تشکیل شده است. طرح این علامت یادآور لاله سرخ و به نشانه خون شهیدان وطن است. شعار اللهاکبر به نشانه بیست و دوم بهمن، یازده بار در رنگ سبز و یازده بار در رنگ سرخ یعنی به صورت حاشیه در مرز رنگ سرخ و سبز با رنگ سفید تکرار میشود. راستی نگفتی اسمت چیه؟
اسمم رضاست. 9 سالمه و از منطقه دو اومدم. این هم دوستم «مصطفیپور» 9 ساله است که صدای قشنگی هم دارد و خیلی هم بانمکه. از مصطفیپور میپرسم: رضا راست میگه بانمکی؟ واقعا بانمکی؟ با خنده در جوابم میگه: آره. نمکم زیاده. آخه ما توی تبریز پنیر زیاد میخوریم.
من تبریزی هستم و امروز هم خیلی خوشحالم که با دوستم اومدیم شبکه 2.
به مصطفیپور میگم: شنیدهام صدای قشنگی داری؟ میشه امروز که روز جشنه یک شعر قشنگ برای من و رضا بخونی؟
با خنده درجوابم میگوید: حتما و شعر فرزندان ایران را با صدایی قشنگ و دلنشین میخواند.
ما گلهای خندانیم
فرزندان ایرانیم
ما سرزمین خود را
مانند جان میدانیم
ما باید دانا باشیم
هشیار و بینا باشیم
از بهر حفظ ایران
باید توانا باشیم
آبادباش ای ایران
آزاد باش ای ایران
از ما فرزندان خود
دلشاد باش ای ایران
در استودیو و اتاق فرمان هر کسی مشغولکاری است. مدیر صحنه کلیه فعالیتهای داخل استودیو را هدایت میکند. دستیار تهیه هم دانشآموزان را در جای مناسب و روبهروی دوربینها قرار میدهد. یکی از تصویربرداران گوشی کوچکی را برگوش میگذارد تا بتواند دستورات کارگردان را از اتاق فرمان بشنود. اتاق فرمان جایی است که در آن برنامههای تلویزیونی تولید میشوند. تصاویر ارسالی دوربینهای داخلی استودیو و نوارهای ویدئویی که قبلا ضبط شدهاند با موسیقی، صداهای مورد نیاز، گرافیک و نوشتههای عناوین به صورت هنرمندانهای ترکیب شده و برای پخش آماده میشوند.
در این زمان دانشآموزی که دستهای گل سرخ در دست دارد، وارد استودیو میشود و گلها را بین بچهها تقسیم میکند.
این شاخههای گل رو برای چه به استودیو آوردهای؟
22 شاخه گل آوردم تا به یاد شهدای انقلاب بین دوستانم تقسیم کنم.
تو که روزهای انقلاب رو ندیدی؟
من ندیدم. ولی بابام دیده. بابام میگه: اون روزها خیلی سخت بود. آتش بود و دود و گلوله.
خوش به حال تو که اون روزهای سیاه و شبزده رو ندیدی و خوش به حال من که اون روزها رو دیدم و قدر این روزها رو میدونم.
بابام میگفت: آن روزها، مردم بیشتر از همیشه فداکار و مهربان بودند.
بابات راست میگه: اون روزها، انگار همه چیز فرق داشت. هوا، آسمان، زمین. اون روزها، انگار آفتاب پرشورتر از همیشه به زمین میتابید. راستی برنامههای امسال تلویزیون چطور بود؟
برنامهها بد نبود. ولی ما بچهها انتظار بیشتری داریم. ما تنوع رنگ در برنامهها رو دوست داریم. ما قبل از اون که خوندن و نوشتن و شمردن رو یاد بگیریم «رنگها» رو میشناسیم. استفاده از موسیقی و ترانه هم تاثیر زیادی در موفقیت یک برنامه داره.
یکی دیگر از بچهها که اسمش «محسن» است و عینکی به چشم دارد میگوید: ما بچهها به داستان هم علاقه داریم. به سریال و فیلمهای بلند داستانی هم علاقه داریم. در دهه فجر میتوانستند نمایشهای داستانی با موضوع انقلاب به صورت ساده و در حد و فهم کودکان تهیه کنند. البته امسال کار خوبی که گروه کودک کرد تهیه سرودهایی به صورت انیمیشن بود. یکی از سرودهایی که با تصاویری زیبا پخش شد این بود:
یک بار دیگر زیبا و روشن
تابیده بر ما خورشید بهمن
تا ما همیشه دلشاد باشیم
مثل پرستو آزاد باشیم
بهمن سراسر نور و امید است
زیرا که در آن فرش سفید است
در ماه بهمن شاداب باشید
پاک و صمیمی چون آب باشید
در زمانی که «رضا» شعر را میخواند. تعداد دیگری از بچهها مثل مور و ملخ میریزند توی استودیو. همه خوشحال هستند و لبخند میزنند. من هم از این که بچهها را خندان و شاداب میبینم، خیلی خوشحالم. خدا کند بچهها همیشه بخندند.به قول افشین علا:
بچهها! زیباترین شعری که من
خواندهام، لبخند زیبای شماست
در خیالم بهترین آوازها
بازی و فریاد و غوغای شماست
بچهها وقتی که بازی میکنید
قلب من هم با شما پر میکشد
توی خانه، توی کوچه، در کلاس
هر کجا در جمعتان سر میکشد
آرزویم بچهها، این است، این:
کاش میشد باز کودک میشدم
میدویدم با شما در کوچهها
کاش میشد باز کوچک میشدم
محمد حسین قاسمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: