آیا گرافیک ما قبل از انقلاب به سرزندگی آنچه که الان وجود دارد، بود؟
از نظر کمیگرافیک بعد از انقلاب بسیار رشد کرد و به مراتب بیشتر از افزایش جمعیت جامعه رشد کرد. طبیعتا وقتی جمعیت جوان بیشتر میشود، گرایش آنها به علوم گوناگون و بخصوص طراحی گرافیک که ابزار ارتباطی جهانی و جامعه امروز است بیشتر است. من جزء کسانی هستم که گرافیک را صرفا هنر نمیدانم گرافیک را یک طراحی میدانم که یک راهحل با بیان تصویری را ارائه میکند و نمیتواند تنها هنر باشد. گرافیک بعد از انقلاب ما رشد بالای 10 برابر رشد داشته و تولید آثار گرافیکی داشتیم.
از نظر کیفی چطور. آیا همین رشد را داشته است؟
از یک زاویهای بهتر شده و از یک زاویه رکود داشتیم. به خاطر پیشرفت تکنولوژی طراحان گرافیک ما بهتر عمل کردهاند و کارهایشان از لحاظ کیفی در سطح بالایی قرار گرفته است. یکی از ابزارهای طراحی گرافیک تکنولوژی است، بحث لیتوگرافی، چاپخانهها، کیفیت کاغذها، افزایش رسانههای ارتباط جمعی که کاربرد گرافیک را در درون خود دارند و همه و همه باعث رشد کیفی گرافیک بعد از انقلاب شده است. ما قبل از انقلاب روزنامه رنگی نداشتیم. تحول در کار گرافیک با رشد تکنولوژی همراه شد، اما از طرف دیگر این تکنولوژی باعث شد که طراحان ما در فکر کردن تنبل شوند و گرافیک ما از حالت مولف هنرمندانه، خلاقانه و اندیشمندانه دور شد که این هم ربطی به انقلاب ندارد.
البته جهان امروز که با سرعت عجیب و غریب تحولات و کمبود وقت انسانها مواجه است باعث شده که شاید طراح گرافیک نتواند تعمق و تعقل بیشتری اعمال کند یا اصلا این فرصت برای خود گرافیک نیست که به زیباترین صورت پیام خود را سریع برساند.
ما پیش از انقلاب تعداد طراحان گرافیک صاحب نامان به واقع به تعداد انگشتان دو دست هم نمیرسید و براحتی میتوان آنها را اسم برد ولی بعد از انقلاب فوقالعاده تعداد این تیپ طراحان که میتوانند برای خود یک جایگاهی در عرصه گرافیک ایران و جهان باز کنند، زیادتر شده است.
گرافیک قبل از انقلاب ما عمدتا در حوزه اصلی خود یعنی تبلیغات فعالیت میکرد. در دهه 40 به بعد که آرام آرام آژانسهای تبلیغاتی جای خود را در ایران باز میکردند و سندیکادار شدند و به تبع آن طراحان گرافیک جذب آژانسها شدند، گرافیک تبلیغاتی ما هم رشد پیدا کرد.
ما وقتی که به انقلاب میرسیم میبینیم که حجم بسیار زیادی از تبلیغات که کار گرافیکی هستند در مطبوعات برای خود جا باز کردهاند. در تیزرهای تبلیغاتی قبل از انقلاب هم حضور گرافیک را براحتی میشد دید و ملموس بود.
شبکههای تلویزیونی قبل از انقلاب هرکدام یک بخش گرافیک فعال داشتند که اصولا از گرافیستهای هنرمند و خلاق استفاده میکردند. اینها به دلیل رونقگرفتن محصولات خارجی و دیکتهای که از خارج به رژیم گذشته برای مصرفی کردن جامعه ایران میشد، استراتژیهای تبلیغاتی به وجود آوردند که فقط ترجمان تبلیغات خارجیها بود. نزدیک به 50 درصد تبلیغات ما اینگونه بود.
شروع جشنواره فیلم تهران یک پدیده بود که اگر اشتباه نکنم استاد مرحوم مرتضی ممیز از اولین دوره مشاور و طراح هنری جشنواره بود. پوسترهایی که ساخته میشد برای بخشهای مختلف این جشنواره واقعا به یاد ماندنی بود.
تئاترهایی که داشتیم باز هم دارای طراحی گرافیک بسیار خوبی بود. زیباترین کارهای دهه 40 به بعد ابراهیم حقیقی را طراحی برای همین تئاترها بود.
در حوزه انتشارات و کتاب خیلی رشد خوبی نداشتیم ولی در حوزه کار کتابهای کودکان و نوجوانان از زمان پیدایش کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان کارهای خوبی دیده شد. فرشید مثقالی، عباس کیارستمی، ابراهیم حقیقی، مرحوم مرتضی ممیز، احمدرضا احمدی همه افرادی بودند که در این کانون کار میکردند.
اینگونه که پیداست کارهای تبلیغاتی طراحان گرافیک ما پیش از انقلاب زیاد چنگی به دل نمیزد؟
در حوزه تبلیغات قبل از انقلاب هم یکی دو تا جریان با ایدههای نو پدید آمد. یکی از موفقترین آژانسهای تبلیغاتی آن زمان آوانگارد بود که استاد کامران کاتوزیان غالب ایدهپردازیها و طراحیهای تبلیغاتی این آژانس را انجام میداد. این آژانس به نوعی پیشرو بود و یک دوره مستمر 30 ساله کارهای خوبی ارائه داد.
ولی به طور کلی میتوان گفت که سهم طراحی گرافیک در همه حوزهها قبل از انقلاب سهم کمی بود. شاخصترین و انبوه ترین بخش آن در حوزه تبلیغات بود.
میتوان گفت که این مجموعه کارها مخاطب عام نداشت و طبقه بالای جامعه مخاطبان اصلی این گروه بود و به نوعی یک هنر روشنفکرانه بود که تا یک هنر کاربردی عام.
کارهای گرافیکی قبل از انقلاب تا چه حد به هنر نزدیک بود؟
من گرافیک را صرفا هنر نمیدانم بلکه به عقیده من گرافیک علم و منطقی ارتباطی است که هنر آنرا باید زیبا شیرین و دلنشین بکند. من اگر بیایم یک تصویرسازی را که در حال این فرهنگ نیست را انجام بدهم حتی به بهترین شکل هنری، پیام من را مخاطب من نمیگیرد؛ ولی میتوانم بگویم گرافیک قبل از انقلاب متفکرانه بود.
در میان کارهای آن دوره میتوان برخی آثار را دید که گرافیک ناب و محض، پیامرسانی عالی، هنر به بهترین شکل و گرافیک به تعریف گرافیک به بهترین شکل در آنها موج میزند، البته الان در حوزه گرافیک در خدمت کارهای فرهنگی کارهای ناب بسیار زیادتر است.
هنرمندان گرافیست ما با همان تعداد کم در سالهای پیش از انقلاب خیلی فعال بودند و در این شکی نیست. با توجه به اینکه یک طرف هر جریان هنری و فرهنگی رژیم حاکم است، آیا عملکرد رژیم گذشته برای طراحان گرافیک مثبت بود؟
خیر. به اعتقاد من رژیم گذشته برای گرافیک ایران هیچ کاری نکرد. اگر هم فعالیتی صورت گرفت و کاری انجام شد واقعا همت خود هنرمندان به خصوص مرحوم استاد مرتضی ممیز بود. رژیم شاهنشاهی هیچتوجهای به گرافیک نداشت و طراحان گرافیک حتی با مشکلات مالی هم دست و پنجه نرم میکردند.
گرافیک پیش از انقلاب بر روی چه مخاطبی تاثیر میگذاشت و جامعه هدف آن را بیشتر چه قشری تشکیل میداد؟
طراحی گرافیک هنری ما که در حوزههای فرهنگی بیشتر اتفاق میافتاد طبیعتا مخاطبانش مخاطبان جامعه روشنفکر و طبقه بالای جامعه بود و بیشتر از این حد تجاوز نمیکرد. طراحی گرافیکی که قبل از انقلاب برای عامه مردم به کار برده میشد در پایینترین سطح ممکن اتفاق میافتاد این قاعده به بحث تبلیغاتی هم تسری پیدا میکرد و تنها حدود 20 تا 30 درصد کارهای گرافیکی تبلیغات ما که برای عموم مردم بود کارهای خوبی بود وگرنه مابقی کارهای معمولی و مرسوم بود.
رشد کیفی گرافیک در مملکت ما مدیون طراحان گرافیک هنرمند و اندیشمندی است که برای ایجاد و ساخت پل ارتباطی بصری قوی زمین مردم و گرافیک زحمت کشیدند.
بعد از انقلاب بخصوص در این 12 سال اخیر گرافیک ما چه در جامعه خودمان چه خارج از مرزهای ایران خیلی خوب شناخته شده است. توجه گرافیستهای مطرح جهان به ایران جلب شده است در آخرین دوسالانه گرافیک که در ایران برگزار شد 42 کشور شرکت کردند و این شاهد این مدعاست.
آیا با زیاد شدن تعداد طراحان گرافیک بعد از انقلاب جذب بازار کار شدن برای آنها مشکلتر نشده است؟
این گفته درست است منتهی یک طراح خوب گرافیک بیکار نمیماند.
انقلاب اسلامی و گرافیک ایران
مهمترین جریانی که باعث و بانی آن انقلاب است، ورود گرافیک در بطن و متن جامعه بود. دیوار نوشتههای دوران انقلاب کار خود مردم بود نه کار من طراح و یا هیچ هنرمند دیگری که بسیار پرشور و حال بود. این شور و حال در اعماق ذهن آدم جا خوش میکند. به خاطر معرفی انقلاب و جریانهای فکری آن پوسترها و کارهای گرافیکی بسیار زیادی تا پایان سال 57 تولید شد و بعد از آن یک جریان ایدئولوژیک اسلامی در کارهای گرافیک دیده شد تا به دوره بازگشایی دوباره تبلیغات در روزنامهها رسیدیم که اولین کارهای این حوزه را نیز خود من در روزنامه کیهان انجام دادم.
مجید احمدی