نقطه اوج و مشخصه یک جشنواره تئاتر خوب و ملی ایجاد زمینههای مناسب تئوری، اندیشهورزی و تکنیک است و همین نقطه در صورت عدم توجه میتواند به چشم اسفندیار این جشنواره و بدنه تئاتر اصلی کشور بدل شود.
این مساله که برگزاری جشنواره تئاتر فجر بر روند حرکتی، پویایی و جریانسازی تئاتر کشور چه تاثیری داشته است و نقاط قوت و ضعف تئاتر کشور که تجلیگاه آن جشنواره تئاتر فجر است در چه مسائلی قابل پیگیری و بازشناخت است بهانهای شد تا با دکتر اردشیر صالحپور، پژوهشگر و استاد تئاتر، رئیس دفتر طرح و برنامه مرکز هنرهای نمایشی و مسوول و دستاندرکار جشنواره تئاتر فجر در سالهای پیشین و داور بخش خیابانی جشنواره بیستوهفتم تئاتر فجر به گفتگو نشستیم.
تاثیرگذاری جشنواره تئاتر فجر را بر جریان تئاتر کشور چگونه ارزیابی میکنید؟
درست به خاطر دارم که در سال 1360، در خوزستان و پیش از آنکه تهران به صرافت برپایی جشنواره تئاتر فجر بیفتد، ما در این استان به این مساله فکر کردیم. در آن زمان خوزستان به عنوان یکی از قطبهای تئاتر کشور به شمار میآمد و برای اینکه نخستین استارت و آغاز تئاتر در کشور را بزنیم، نخستین جشنواره تئاتر انقلاب اسلامی را در شهرستان مسجدسلیمان استان خوزستان برگزار کردیم و در سال آینده تهران به فکر برگزاری جشنواره تئاتر با موضوع انقلاب و حماسه فجر افتاد که من و اعضای گروه ما از جمله گروههایی بودیم که از همان ابتدا در جشنواره تئاتر فجر شرکت کردیم.
شاید من بتوانم بگویم از جمله معدود افرادی هستم که در طی برگزاری 27 دوره جشنواره تئاتر فجر به طور مستقیم، 20 سال به عنوان مسوول و پنج، شش سال را به عنوان دستاندرکار در جریان برگزاری این جشنواره و سایر جشنوارههای کشور بودهام. آنچه مسلم است به این نکته بازمیگردد که جشنوارهها در روند پیشرفت و پیشبرد تئاتر کشور بسیار موثر بودهاند و حیات تئاتر کشور از همان ابتدای پس از انقلاب برای شکلگیری و انسجام دوبارهاش مدیون و مرهون برگزاری جشنوارههای تئاتر بوده است و طبیعتا این روند مثل هر پدیده دیگری یک دوره آغاز و یک دوره رشد داشته است و به هر حال به دورهای میرسد که از آن تاثیر حقیقی و واقعی خودش فارغ میشود. هماکنون در همین دوره هستیم و احساس میکنم جشنوارهها تاثیرشان را در پیشرفت تئاتر کشور تا آن حد که میباید گذاشتهاند.
به عبارت دیگر، باید گفتههای خود را اینگونه تکمیل کنم که تئاتر کشور جشنوارهای شده است و حتی در همین تهران نیز این جشنوارهها سبب رکود تئاتر شدهاند. اما بر این اصل اعتقاد دارم که مانند هر جای جهان که جشنواره ها میتوانند و باید همه ساله در یک ایام معینی آخرین تولیدات و آخرین دستاوردهای ذوقی و نمایشی هنرمندان تئاتر را برای مخاطبان خویش به منصه ظهور برسانند تا بتوانند آنها را در یک اتفاق و جشن آیینی شرکت دهند و متوجه شوند هنرشان در چه سطحی قرار دارد ما نیز باید این عملکرد را در مورد هنر تئاترمان داشته باشیم.
اما به منزله اینکه بتوانیم و بخواهیم همه چیز را در صرف برگزاری یک جشنواره خلاصه کنیم، کار درست و کارشناسانهای را انجام ندادهایم؛ چرا که با این تفکر اگر پیش رویم، دچار دوران فترت میشویم و به تبع آن مشکلات دیگر گریبانگیرمان میشود. امروزه حتی اگر هیچ جشنوارهای برگزار نشود ما به تئاتر مستمر، تئاتر دائمی و تئاتری فعال چه در تهران و چه در شهرستانها نیاز داریم.
با توجه به مبحث جشنواره تئاتر فجر و اینکه این جشنواره تئاتری درصدد انتقال مبانی و مولفههای انقلاب اسلامی ماست یا بهتر است بگوییم جهت آن اهداف برنامهریزی و اجرایی شد، این سوال مطرح است که در حال حاضر این جشنواره با قدمت 27 ساله تا چه حدی به مفاهیم انقلاب و اصولی که به خاطر آن به وجود آمد، پایبند است یا امروزه تنها نام فجر را یدک میکشد؟
انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود و معجزه دین ما هم یک معجزه فرهنگی است، معجزه دینمان کتابی است به نام قرآن کریم. انقلاب بنا ندارد که همه حواس خود را خلاصه و معطوف وقایع و حوادث خود کند بلکه مفاهیم جوهری و مفاهیم هستیشناسی انقلاب که برآمده از فرهنگ اسلامی و ایرانی است و برآیند فرهنگ گذشته و شکوفایی در عصر حاضر است چنانچه در مضامین نمایشهای شرکتکننده در جشنواره قرار گیرد در نهایت و غایت در رکاب مفاهیم انقلاب خواهند بود.
به هر حال، این جشنواره به نام انقلاب و همزمان با جشنهای انقلاب برگزار میشود و تجلی معانی انقلاب در تک تک آثار آن میتواند متعین باشد، اما حقیقتا به نظر من خود برگزاری جشنواره یک حرکت فرهنگی است و انقلاب ما یکی از ارکانش بر جوهره فرهنگ استوار است. پس در نتیجه این مضامین بر آن منطبق هستند.
اعتقاد من این است که به هر حال باید مضامین تئاتر ملی کشور، مضامین فرهنگی کشور، دغدغههای مردم و جریاناتی که در این 30 ساله طی کردهاند، حتما در مضمون آثار نمایشی جشنواره قرار گیرد و ما شاهدیم که این شکل فرهنگی همچنان ثابت است و حضور دارد.
آیا از زمانی که بخش رقابتی در میان آثار داخلی از جشنواره حذف شدهاند جشنواره توانسته آن جریانسازی خود را داشته باشد؟ و توانسته نیروها و استعدادهای جوان و خلاق را به تئاتر کشور معرفیکند؟
در ابتدا باید بگویم اعتقادی به مسابقه و اساسا رقابت در میان جشنوارهها ندارم، فکر میکنم در امر هنر و امر فرهنگ نمیشود یک موضوع را بر موضوع دیگر رجحان و برتری داد و بگوییم این بر دیگری اولی است. همه مفاهیم و ارزشها نقش و تاثیر بسزا و معین خودشان را در شکل ساختاری خود دارند، بنابراین آنچنان که در زندگی هیچ چیز قابل مقایسه با چیز دیگری نیست میشود گفت در هنر نیز عینا به همین شکل است و حتی بیشتر!
بنابراین بنا نیست که کسی بر دیگری برتری داشته باشد، خیر! باید کارهای خوبی که درخور شایستگی و شانیت این جشنواره هستند و وجاهت کافی و وافی را برای فرهنگ، هنر و ارزشهای دراماتیک دارا میباشند در این جشنواره پس از انتخاب هیاتی حضور یابند و به اجرا بروند. اینکه اتفاقا این جشنوارهها به شکل رقابتی و جایزهای برگزار شود حتی بعضا آسیبهایی را ایجاد کرده است. من با این گفته موافق نیستم که در جشنوارهها بخش مسابقه شور و هیجان را افزایش میدهد، این مساله مربوط به عرصههای ورزشی میشود.
اینکه قهرمانی نیم کیلو وزنه را بیشتر بزند یا کمتر یا یک دونده 100 متر را در مدت کمتری بدود و.... به طور کلی به مقوله فرهنگ نمیتوان اینچنین دیدی داشت. یک سوژه را گروه هنری انتخاب میکند و بر حسب آن و درخور ارزش آن میتواند مفاهیم مدنظر خود و سیاستهای جشنواره را القا کند.
بر همین اساس است که میگویم با انتخاب اول و دوم و نمایان ساختن بهتر و کمتر مخالف هستم، شاید هم گفتههایم ذوقی و سلیقهای باشد، اما این را میدانم که اکثر جشنوارههای تئاتری معتبر دنیا سالیان سال است که این بحث رقابتی بودن را حذف کردهاند.
پژوهش تا چه اندازه توانسته در روند تئاتر کشور ما، تولیدات و جشنوارههایش موثر باشد؟
به طور کلی باید گفت هیچ پدیدهای بدون تکیه بر پژوهش و آموزش راه به جایی نمیبرد. در زمینه هنر هم این امر کاملا صادق است. متاسفانه تئاتر کشور در طی این سالیان و حتی میتوان گفت جشنوارههای آن نیز بیشترین انرژی ، زمان ، بودجه ، تلاش و کوشش خودشان را صرف امور اجرایی و اداری این کار کردهاند و پژوهش هماکنون در ضعیفترین شکلاش در میان این هنر و کلا هنرهای ما وجود دارد. در حالی که پژوهش که یک امر طبیعی، ماهوی و درونی است کمتر دیده میشود، اما تاثیراتش میتواند در کیفیت تئاتر موثر واقع شود.
متاسفانه همه عادت کردهاند که شکل ظاهری اثر نمایشی را ببینند، در حالی که پژوهش در بنیان سیر میکند و باید اذعان کرد که در طی این سالیان ما خیلی مساله پژوهش را جدی نگرفتهایم. پژوهش در حالی که بسیار پدیده مهم، اساسی، بنیادی و ریشهای به شمار میرود اما شاهدیم که آثار منتشره، تالیفی و مبانی نظری ما در زمینه حوزه تئاتر بسیار کم است و آن طور که باید و شاید تاکنون به آن بها داده نشده است اما در عوض جشنوارهها الی ماشاءالله به نسبت تعداد بسیارند و روز به روز هم بر تعدادشان افزوده میشود.
با توجه به ارتباط غایی که میان امر پژوهش و هنر تئاتر وجود دارد تا چه حد مساله پژوهش در میان آثار جشنواره تئاتر فجر نمود دارد؟
به نسبت انتظاری که از آن میرود زیاد نیست. البته نباید از نظر دور داشت که جشنواره وظیفه اصلیاش مساله پژوهش و پرداختن به آن نیست چرا که جشنواره موظف است در ابتدا به دنبال اجرای روند کاری خود به بهترین نحو ممکن باشد. امر پژوهش و لازمه توجه به آن بیشتر به سیاستگذار و خطمشیای که او تعیین میکند مرتبط است ضمن اینکه جشنواره تئاتر هم به آن سبب که به مفاهیم بنیادی، تئوری و مبانی نظری تئاتر وابسته است میتواند با توجه به مفهوم مقوله پژوهش به تقویت خود و آثار ارائه شده در آن توجه کند البته منظورم از توجه حمایت از آن است نه برگزاری بخش مسابقهای و انتخاب بهتر و بدتر میان آثار پژوهشی.
توجه به این مساله میتواند برای سالهای آتی و تحکیم مبانی آینده تئاتر کشور بسیار مفید باشد. البته در سه، چهار سال اخیر بخش پژوهش در جشنواره تئاتر فجر لحاظ میشود اما به آن صورتی که به گونه جدی با آن برخورد شود دنبال نمیشود. باید تاکید کنم که این مساله و توجه به امر پژوهش باید در بخشهای دیگر تئاتر جایگاه اصلی خود را پیدا کند.
با توجه به وجود بخشهای مختلف در جشنواره تئاتر فجر چرا شاهد بخشی مختص برای نمایش کودک و نوجوان در این جشنواره نیستیم؟
به دلیل اینکه ما دو جشنواره گسترده در مورد نمایش کودک و نوجوان به نام جشنواره تئاتر عروسکی و جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان داریم و با این حساب دیگر لزومی ندارد که در جشنواره تئاتر فجر نیز بخشی را به این گونه نمایشی اختصاص دهیم.
از طرف دیگر، به دلیل برگزاری جشنواره تئاتر کودک و نوجوان به صورت بینالمللی این گونه نمایشی و درجه توجه تئاتر کشور به آن در مجامع تئاتری دنیا به ثبوت رسیده است و خود آن جشنواره نیز از لحاظ کیفی و کمی مورد قبول تئاتریهای سراسر جهان قرار گرفته است و به قولی اعتبار خودش را به دست آورده است.
حرف آخر؟
تئاتر ایران طی 30 سال گذشته از یک یا دو گام، بیشتر پیش رفته و میتوان گفت که از قواعد کلاسیک تئاتر و رئالیسم فراتر رفته است. دستاوردهای علمی و فرآیندهای فرهنگی و اجتماعی انقلاب اسلامی توانسته در رشد تئاتر ایران موثر باشد، اما ما با توجه به پیشرفتهای حاصل شده هنوز با نقطه آرمانی فاصله داریم، برای رسیدن به یک تئاتر آرمانی، ملی و تئاتری که نشان از هویت ملی و فرهنگی ما داشته باشد همچنان باید تلاش کنیم.
امین خرمی