در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این طراحی 2 بخش داشت: تبلیغاتی و نظامی. صهیونیستها با درسهایی که از تهاجم تابستان 2006 به لبنان که عملیاتی بیبرنامه و فاقد وجوه تبلیغاتی مناسب توصیف شده بود وارد کارزار غزه شدند.
در چنین شرایطی میتوان گفت که بخش اعظم آنچه انجام شد و حرفهایی که زده شد از پیش برنامهریزی شده و هدفمند بود.
زمانبندی اجرای عملیات هم از این قاعده مستثنی نبود. اندکی قبل از ظهر، زمانی که کودکان از مدرسه به خانه بازمیگشتند و خیابانهای شهر مملو از جمعیت غزه شلوغ بود، عملیات آغاز شد.
تنها طی چند دقیقه 225 نفر کشته شده و نزدیک به 700 نفر مجروح شدند تا سرآغازی بر قتلعام مردم بیدفاعی باشد که باریکه غزه به محاصره درآمدهآند و هیچ راه فراری ندارند.
روزنامه نیویورکتایمز روز بعد در گزارشی با عنوان «پیروزیهای برقآسا» در جنگ غزه از این دستاورد به عنوان یکی از برجستهترین پیروزیها یاد کرد. استدلال اسرائیلیها این بود با حمله گسترده و ایجاد موجی گسترده از وحشت در بین مردم، سیاستی که همیشه از دهه 1950 میلادی توسط زمامداران این رژیم دنبال شده به برتری نظامی در جنگدست پیدا میکنند.
اتان برونر، گزارشگر نیویورکتایمز در غزه در اولین گزارش خود از جنگ نوشته بود: فلسطینیها ساکن غزه پیام اولین روز جنگ را دریافت کردند. او چنین نتیجهگیری میکند که تاکتیک اسرائیلیها موفقیتآمیز بوده است و میافزاید: وقتی هواپیماهای اسرائیلی دهها نقطه را به طور همزمان در اولین روز عملیات هدف قرار دادند نزدیک به 200 فلسطینی بلافاصله کشته شدند و نه تنها رهبران حماس که تمامی مردم غزه را دچار شوک کردند.
طراحی دقیق همچنین برنامهریزی برای پایان آن را نیز در برمیگرفت تا درست قبل از برگزاری مراسم تحلیف باراک اوباما، رئیسجمهور جدید ایالاتمتحده حملات متوقف شود تا خطر موضعگیری اوباما در انتقاد از عملیاتی که با حمایت ایالات متحده انجام شده بود به حداقل برسد.
دو هفته پس از آغاز عملیات در روز ساباث (روز تعطیل یهودیان) در حالی که غزه به تلی از خاکستر تبدیل شده و آمار قربانیان به حدود 1000 نفر رسیده بود آژانس امداد رسان سازمان ملل متحد (UNRWA) که بخش اعظم مردم غزه برای ادامه حیاتشان متکی به حمایتهایش هستند، اعلام کرد اسرائیل مانع از ورود کمکهای خارجی به غزه میشوند و میگوید گذرگاهها را به مناسبت ساباث مسدود کردهاند.
برای احترام به روز مقدس صهیونیستها هزاران فلسطینی که در مرز زندگی و مرگ قرار داشتند از دریافت کمکهای غذایی و دارو محروم شدند در حالی که صدها نفر توسط جتها و هلیکوپترهای آمریکایی بمباران شده و به خاک و خون کشیده شده بودند.
این نوع رعایت دوگانه حرمت روز مقدس یهودیان مورد توجه هیچ کس قرار نگرفت. آنان روز شنبه بیتوجه به قداست این روز جنگ را شروع کردند و شنبه دیگری بیتوجه به وضع غزهنشینان با داعیه حرمت این روز از رسیدن مایحتاج مردم غزه ممانعت به عمل آوردند.
در واقع در کارنامه عملکرد جنایتآمیز اسرائیلیها و آمریکاییها چنین چیزهایی به قدری بیاهمیت است که فقط میتواند پانوشت گزارش کار آنها باشد. این کارکردها برای خیلیها آشنا است. برای قید تنها یک مورد مشابه میتوان به حمله ژوئن 1982 اسرائیل به لبنان اشاره کرد که با بمباران اردوگاههای آوارگان صبرا و شتیلا، مکانهایی که بعدا شاهد قتلعام مشهوری با نظارت نیروهای ارتش اسرائیل شد، شروع شد. در این بمبارانها بیمارستانی حمله هدف قرار گرفت که در آن بیش از 200 فلسطینی جان باختند. این قتلعام سرآغاز بر تهاجمی گستردهتر بود که 15 تا 20 هزار نفر را به کام مرگ کشاند و تقریبا تمامی جنوب لبنان و شهر بیروت، پایتخت این کشور را نابود ساخت.
این در حالی بود که این حمله در غیاب حمایت عملی و دیپلماتیک آمریکا ممکن نبود. این حمایت در قالب وتوی قطعنامههای شورای امنیت علیه اسرائیل، دفاع از اسرائیل در برابر هجمه سیاسی و دروغپردازیهایی بود که درست در نقطه مقابل واقعیت، اسرائیل را طرف زیاندیده جنگ به تصویر میکشید.
همه این اقدامات نزد مقامات ارشد اسرائیل کاملا متعارف و شناخته شده است. زاوی ریته، رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل 30 سال قبل یادآور شده بود که پس از سال 1948 میلادی اسرائیل مدام در حال جنگ با مردمی بوده که در روستاها و شهرها مشغول زندگی روزمره خود بودهاند و زیوشیف، از مشهورترین تحلیلگران نظامی اسرائیل دیدگاههای خود را این گونه دستهبندی میکند: «ارتش اسرائیل همیشه مردم غیرنظامی را هدف قرار داده است و ارتش عمدا یا سهوا از تمایز قائل شدن بین شهروندان نظامی و غیرنظامی اجتناب ورزیده است.»
آنچنان که ابا ابان، از فعالان سیاسی شناخته شده اسرائیل میگوید دلیل این رویکرد کاملا مشخص است. به اعتقاد زمامداران تلآویو چنین رویکردی فشارها بر سیاستگذاران فلسطینی برای توقف خصومتها را افزایش میدهد و در نقطه مقابل این فرصت را برای اسرائیلیها فراهم میآورد که به عملکرد سرکوبگرانه خود ادامه داده و سیاست توسعه توام با خشونت را پیگیری کنند.
توماس فریدمن، از تحلیلگران ارشد سیاست خارجی آمریکا و ستوننویس روزنامه نیویورکتایمز در توضیح تاکتیکهای اسرائیل در حمله اخیر به غزه و جنگ تابستان 2006 لبنان میگوید قاعده اصلی هر دو جنگ درس دادن به طرف دیگر مخاصمه بود. آنان با وارد آوردن تلفات سنگین به ساکنان غزه که دقیقا همان سیاستی بود که در لبنان هم دنبال شد سعی در مهار حماس داشتند.
این عملکرد از همان منطقی پیروی میکند که بنلادن در حملات 11 سپتامبر علیه آمریکا و نازی در جنگ دوم جهانی و پوتین در تخریب گروزنی و سایر موارد «درس عبرتسازی» دنبال میشد.
نوام چامسکی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: