گفتگو با مریم وطن‌پور مجری تلویزیون

قاصدک چگونه به فتیله رسید

نام؟ مریم وطن‌پور. متولد؟ تهران.
کد خبر: ۲۳۳۶۴۴

خانم وطن‌پور «وطن» یعنی چه؟

وطن یعنی سرزمین خوب ما. سروی سرفراز به بلندی دماوند و الوند و سهند. سروی که ریشه‌اش در جان ماست.

در زمان انقلاب شما چند ساله بودید؟

من خیلی کوچک بودم. از درگیری‌ها چیزی ندیدم. اما از بزرگترها خیلی چیزها شنیدم.

مثلا چی شنیدی؟

به قول آقای روزبه فروتن انقلاب کودک ضعیفی بود.

مهربان‌ترین پدر

دست‌های سبز انقلاب را گرفت

پا به پا

قدم قدم

انقلاب را به کوچه باغ نرگس و شکوفه برد

آیه آیه

جمله جمله

انقلاب رابه کوچه باغ نرگس و شکوفه برد

آیه آیه

جمله جمله

حرف‌های آفتابی و قشنگ را

به انقلاب

یاد داد

چون سپیده آمد و شب سیاه را

به باد داد...............

و ..................

اولین برخورد شما با تلویزیون کی بود؟

اولین برخوردم درست شبیه چیزی بود که انتظارش را داشتم. شیرین و پاک و این در من انگیزه‌ای را ایجاد کرد تا به شکل جدی‌تر برای دنیای پاک و بی‌ریای بچه‌ها کار کنم. من قبل از اجرا حدود 6 سال در پشت صحنه «تدوین» می‌کردم. بعد چند قسمت برنامه برای بخش برون‌مرزی در شبکه جام‌جم اجرا کردم.

در زمینه گویندگی «آموزش» هم دیدید؟

بله. من یک دوره آموزش گویندگی در سال 85 در صداوسیما دیدم و در آن دوره با رتبه خوبی قبول شدم.

دوران کودکی و نوجوانی شما چگونه گذشت.

دوران کودکی‌ام با رویاهای زیبا و روزهای نوجوانیم در آرزوهای بزرگ گذشت.

در دوران کودکی فکر می‌کردید روزی وارد تلویزیون شوید؟

بله از بچگی وقتی این سوال همیشگی پیش می‌آمد که:

دوست داری بزرگ شدی چه کاره بشی؟ فوری می‌گفتم بازیگر. اما در واقع فکر نمی‌کردم روزی در مقابل مجری موفق و پیشکسوت تلویزیون که از کودکی با خاطرات برنامه‌های ایشان بزرگ شدم قرار بگیرم.

تهیه‌کننده و کارگردان محترم برنامه قاصدک مجید قناد و این سعادت باعث شد که من الان مجری این برنامه باشم.

جدا از گویندگی به کدام هنر علاقه‌مندید؟

من علاوه بر کار تدوین در تئاترهای کودک هم بازی می‌کنم.

شیرین‌ترین خاطره‌ات از تلویزیون.

شیرین‌ترین خاطره‌ام زمانی بود که پسر 3 ساله‌ام که اسمش مانی است در دو قسمت از برنامه قاصدک به عنون مهمان بازی کرد. در یکی از قسمت‌ها به تناسب متن او پسر همسایه بود و باید من را «قاصدک» صدا می‌زد که به اشتباه گفت: مامان من خیلی خنده‌ام گرفته بود ولی کاری نمی‌توانستم بکنم.

بزرگ‌ترین آرزویتان در این رشته چیه؟

من هم مثل هر کس دیگری که در حرفه خودش مشغول کار است آرزو دارم روزی یکی از بهترین‌ها شوم و در آن روز برای کسانی که جای امروز من هستند کارهایی که از دستم برمی‌آید انجام دهم، تا آنها هم به آرزویشان برسند.

یک مجری خوب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

یک مجری خوب باید از دانش، مهارت و تجربه کافی برخوردار باشد. بتواند خوب با مخاطبش ارتباط برقرار کند و در خاطره‌ها بماند. کسانی که در خاطره‌‌‌ها ماندند، همیشه قوی‌ترین‌ها نبودند، بلکه محبوب‌ترین‌ها بودند.

و سخن پایانی و یک جمله در وصف کودکی.

کودکی یعنی بوی دفترچه نو حال و هوای عید و نخ بادبادکی که به هوا می‌رود.

محمدحسین قاسمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها