زندگی فی نفسه ملازم با سکونت و آرامش و امنیت و امکان آیندهنگری است. یعنی زندگی بشر ملازم با عاداتی است که او را دعوت به ماندن میکنند و انقلاب، کوچیدن است... تقابل «انقلاب و استقرار» تقابل «فرهنگ و تمدن» است. تمدن همان فرهنگ است که تعین یافته و در پی استقرار برآمده است. فرهنگ طالب انقلاب است و تمدن طالب استقرار، و بنابراین، چه بسا که تقابل فرهنگ و تمدن به یک تعارض جدی بینجامد. آنچه درباره تمدن غرب روی داده آن است که فرهنگ غرب چیزی جز روشها و ابزاری که تمدن غرب به وجود آورده است، نیست... بنابراین، پذیرش فرهنگ غرب مفهومی جز پذیرش روشها و ابزار متدولوژی و تکنولوژی ندارد واین توهم که ما ابزار را اخذ میکنیم و فرهنگ غرب را رها میکنیم جز سرابی بیش نیست.»
آغازی بر یک پایان، سید مرتضی آوینی
اگر قرار باشد تأملات و رهیافتهای متفکری الگوی ما برای شناخت رسانه (به طور خاص رسانه صدا و سیما و عرصه فیلمسازی و برنامهسازی) و انقلاب، هر دو باشد بیشک گزینهای بهتر از شهید سیدمرتضی آوینی در سابقه تاریخی انقلاب موجود نیست. شهید آوینی پرکشید اما برای ما و همه دوستداران فرهنگ و هنر متعهد و متعالی زنده است. نخست چون شهید است و «پندار ما این است که ما ماندهایم و شهدا رفتهاند اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا ماندهاند.» و دیگر آن که مصداق واقعی این بیت زیبای حافظ (ره) است که:
از خلاف آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم
و به گفته خود او «اگر قبرستان جایی است که مردگان را در آن به خاک سپردهاند پس ما قبرستاننشینان عادات و روزمرگیها را یک راهی به معنای زندگی هست؟ اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر. پرستویی که مقصد را در کوچ مییابد از ویرانی لانه اش نمیهراسد.»
در آستانه سیامین سالگرد انقلاب اسلامی، نگاهی به کارنامه رسانه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که مهمترین رسانه معرف و مبلغ این فرهنگ تازه است در طول این سالهای پس از انقلاب در بردارنده تذکری آشکار است بر این معنا که آیا آنچه متفکری همچون شهید سیدمرتضی آوینی بر محور مبانی انقلاب بر آن تأکید میکند در طول این سالها در رسانه ما محقق شده یا بالعکس، روندی نزولی داشته و یا در بهترین حالت خود، دچار رکود شده و گرفتار استقرار و عادت گشته است. برخلاف تصور شایع، این پیشرفتهای تکنولوژیک رسانهای و به نوعی تشبه به غرب نیست که ملازم با پیشرفت رسانهای ماست. انقلاب و عادت گریزی و تولد دوبارهای که در سیاست روی داده در فرهنگ نیز که مقوم سیاست است نیازی ضروری است. فرهنگی که تعین یافته و در پی استقرار برآمده، نیازمند انقلابی خلاف آمد عادت است وگرنه از ماهیت اصلی خود جدا شده و جای خود را به تمدن صورت مقابل معنای اصلی فرهنگ خواهد داد. قابلیتهای تکنولوژیک رسانه و تواناییهای فنی و مکانیکی آن بیش از آنکه بال پرواز باشد قفس است. پرنده فرهنگ و هنر اصیل، لانهاش را پس از کوچ، دوباره میسازد و از ویرانی لانه قبلی نمیهراسد. حجاب تکنیک به هدف تسخیر آن در راستای اهداف هنر اسلامی نیازمند خرق و سپس خلق دوباره است. با تظاهر به فرهنگ و هنر و دین و مذهب نمیتوان برنامه فرهنگی و مذهبی ساخت. با گذاشتن حرفهای انقلابی در دهان برنامههای تلویزیون نمیتوان به رسانهای در راستای اهداف انقلاب اسلامی رسید. محتوا فرم مناسب خود را میخواهد و بسیاری از قالبهای برنامهسازی غربی از اخبار و برنامه کودک گرفته تا تاک شو (برنامههای گفت و گو محور) و انواع برنامههای ترکیبی و نمایشی و مسابقهای و پخش زنده و... تنها با تغییر در مبانی و اصول پذیرفته شده فرم اجراییشان و در واقع تسلط استعلایی بر هسته و ریشه آنها، قابل استفاده برای مضامین مناسب با این فرهنگ تازه هستند نه با حذف و سانسور و یا اضافه پوسته و محتوایی که بی توجه به اقتضائات قالب، با خوشخیالی تمام قرار است همه بار دینی و اسلامی کردن رسانه را به دوش بکشد. «پذیرش فرهنگ غرب مفهومی جز پذیرش روشها و ابزار متدولوژی و تکنولوژی ندارد و این توهم که ما ابزار را اخذ میکنیم و فرهنگ غرب را رها میکنیم جز سرابی بیش نیست.»
تلویزیون امروز البته با تلویزیون سالهای قبل بسیار تفاوت دارد. دیگر برنامههایی به ابتذال مفرط «جنگ هفته» در آن نیست که شهید آوینی دربارهاش میگفت: «مگر نه این است که فیلمفارسی که به ضرب دگنک تعطیل شده است، در برنامه «جنگ هفته» با سلام و صلوات و به بهانههای متعدد وارد میشود؟» اما از آن زمان (سال 1371) تا امروز 16 سال میگذرد و تغییری در این سطح چندان جای شگفتی و تحسین ندارد. اگر موضع این نوشته بیشتر متمایل به نقد است نه تحلیل از همین روست که پس از گذشت 30 سال نمیتوان به پیشرفتهای بسنده کرد و باید دید رسانه تا چه حد توانسته به آن انقلابی که نیازمند تحقق آن بود نزدیک شود. آگاهی برنامه سازان امروز رادیو و تلویزیون از تکنولوژی، ابزار و مدیوم بیانی اگرچه در سطح مطلوب و متوقع نیست اما بسیار مترقیتر از گذشته است. ولی شناخت کامل از امکانات بیانی ابزار رسانه هم که هنوز فاصله بسیاری با آن داریم تنها مقدمهای برای وصول به اهداف فرهنگی انقلاب است نه خود آن. پس از این مرحله تازه وقت خرق تکنیک و بنای دوباره آن است. ما چقدر به این مقصود اصلی نزدیک شده ایم؟ نکند ذی المقدمه فراموشمان شده و تا همیشه میخواهیم وابسته به پیشرفتهای تکنولوژی فرهنگ غرب باشیم و فقط مقلدان خوبی برای آنها.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم