بررسی روندافزایش مشارکت سیاسی زنان

اشاره : دو بخش پیشین این مقاله با طرح مبحث مشارکت زنان در سیاست و فرآیندهای سیاسی به جهات گوناگون این فعالیتها پرداخت و با ارائه آمارهای استخراج شده از پژوهشهای انجام شده در این رابطه اصول عام یا نسبی گراییهای سیاسی زنان
کد خبر: ۲۳۳۲۰
را مورد مداقه قرار داد و رفتار سیاسی زنان را متاثر از علل و عوامل چندی برشمرد ، اکنون آخرین بخش این مقاله از نظرتان می گذرد.

سنت گرایی زنان
وفاداری زنان نسبت به احزابی که به طور سنتی در قدرت بوده اند (خواه چپ یا راست) و در نتیجه ، ثبات و تداوم در شیوه رای دادن در بین زنان بسیار رایج تر بوده است . برای زنان ، نوسان در عقاید سیاسی در مجموع ناخوشایندتر است تا برای مردان . درست در نقطه مقابل ، برخی از پژوهش ها از سرسری بودن و بی ثباتی زنان در گرایش های حزبی سخن گفته اند. علیرغم آن که زنان در زندگی سیاسی به پایبندی به سنت ها و انعطاف ناپذیری شهرت یافته اند، در این زمینه پژوهش های گوناگون ، نتایج مختلفی به دست داده اند.
سیاست گریزی زنان
براساس پژوهش های موجود در همه جا به طور متوسط یک سوم زنان اعلام داشته اند که سیاست به زندگی آنها ربطی ندارد. علاقه زنان تحصیلکرده در دانشگاه به سیاست به اندازه متوسط علاقه مردان به سیاست بوده است ... گرایش عمده پژوهش های موجود در این خصوص در جهت اثبات این نکته کلی است که زنان «موجودات سیاسی» نیستند ، بلکه بیشتر به مسائل زندگی شخصی و خصوصی و یا «اجتماعی» علاقمندند. چنین تصوراتی براساس پژوهش های محدود استوار است و از این رو قابل بحث است . در چنین پژوهش هایی استدلال شده است که زنان کمتر از مردان سیاسی شده اند. حداکثر این که زنان نسبت به سیاست دیدگاهی بیشتر اخلاق گرایانه دارند تا واقع بینانه . براساس چنین پژوهش هایی سیاست به مفهوم تعقیب منافع شخصی از طریق رقابت و ستیزه مشغله ای مردانه تلقی می شود. حال آنکه : زنان به انگیزه های اخلاقی رای می دهند نه از روی نفع جویی و جاه طلبی .
3- دیدگاه اسلامی
دیدگاه اسلامی ، نسبت به زنان بر پایه صفت ایمانی او به عنوان فردی از افراد امت که رابطه اعتقادی ، او را به سایر افراد ملت پیوند می دهد، استوار است . رابطه اعتقادی ، رابطه ای است که حرکت سیاسی زن را صبغه ای خاص می بخشد. زیرا با این دید جنبش زنان همراه با حرکت و فعالیت است در جهت تحقق مقاصد شرع که حاکم بر جامعه است ، جریان می یابد. فعالیت سیاسی زنان در محدوده امت اسلامی دارای چند شرط است :
1- صلاحیت ، شرط صحت مکلف ساختن فرد به واجبات شرعی از جمله عمل سیاسی است . یعنی شخص مکلف باید صلاحیت انجام آنچه را به آن مکلف می شود دارا باشد.
2- شعور و آگاهی از بارزترین شروط مشارکت سیاسی است.
مساله ای که با آگاهی و رشد زنان پیوند محکمی دارد، مساله تعلیم و تربیت زنان است . در زمان رسول خدا(ص) نهاد مسجد، عهده دار وظایف و مسوولیت های دینی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی بود و دولت اسلامی پس از پیامبر(ص) به تدریج نهادهایی را برای انجام این مسوولیت ها پدید آورد. این نهادها مربوط به همه مسلمانان است . بنابر این اصل باید بر مشارکت زنان در این نهادها و فعالیت ها باشد و بر دولت اسلامی واجب است ، شرایط لازم را برای زن فراهم کند تا در نهادهای آموزشی و تبلیغی و اجتماعی و سیاسی به فعالیت و کسب آگاهی های لازم بپردازد. در مقابل بر زن واجب است متناسب با صلاحیت و زمینه های فعالیت این موسسات در رشد خود بکوشد. عمل سیاسی زن در نگاه اسلامی ، یک امانت و یک تکلیف شرعی است . اما در نگاه غربی حقی است که زنان آن را مطالبه می کنند و هدفی که در تحقق آن می کوشند و منزلتی اجتماعی است که برای تحصیل آن تلاش می شود. این امر وجه تمایز دیدگاه اسلامی از دیدگاه غربی درخصوص عرصه های فعالیت سیاسی زن است . نگاه غربی بر راه های تاثیر بر تصمیم گیری به منظور تعادل مصالح گروه های مختلف اجتماعی از جمله زنان با هدف استقرار نظام سیاسی تاکید دارد، در حالی که دیدگاه اسلامی مصلحت شرعی را مناط حرکت سیاسی قرار می دهد. از این رو عمل سیاسی بر پایه شریعت و احکام آن و مصلحت امت قرار دارد. اما آنچه در هر جامعه ای در مورد زنان وجود دارد، این است که زنان دارای مصالح خاصی هستند و در نتیجه در دولت اسلامی پیش از اتخاذ هرگونه تصمیمی درباره زنان به ایشان رجوع شود. در صدر اسلام گروه های زنان به طور مستقیم با پیامبر (ص) ملاقات داشتند و مشکلات خود را به ایشان عرضه می کردند. در زمان خلفای راشدین تا حدودی وضع به همین منوال بود.به هر حال نگرش اسلام به زن مبتنی بر مفهوم استخلاف و صلاحیت سیاسی اوست و فعالیت سیاسی بر زن واجبی شرعی است و بر حسب مورد جزو واجبات عینی و یا واجبات کفایی قرار می گیرد. در نتیجه در هیچ حالتی از زن جدا نیست . مقام زن در فعالیت سیاسی همچون مقام مرد است ، زیرا هر دو در توحید و عبودیت و استخلاف و تابعیت از سنت ها مشترک هستند. علاوه بر دایره امت ، دایره خانواده نیز وجود دارد که اولین واحد سیاسی در جوامع اسلامی است و عهده دار وظایف سیاسی است . ترتیب و دگرگونی سیاسی ، از جمله این وظایف به شمار می رود. دایره خانواده محدوده ای است که حرکت زن در آن جوامع معاصر، از مهمترین عرصه های فعالیت سیاسی به شمار می آید. دیدگاه اسلام تقسیم کار میان زن و مرد را به رسمیت نمی شناسد. مرد و زن ، هر دو مسوول حفظ دین در تمامی زمینه ها هستند و هر فرد بر حسب توان خود و شرایط فرهنگی اجتماعی امت ، در هر عصری در عرصه های مختلف جامعه این مسوولیت را انجام می دهد. موضوع فعالیت سیاسی زن در دیدگاه اسلام از موضوع نوسازی اندیشه اسلامی معاصر جدا نیست ، زیرا موضوع زن یکی از مهمترین موضوعات و بلکه مهمترین عرصه رویارویی سایر مکتب ها با اسلام به شمار می رود. خروج امت اسلامی از حالت سقوط تمدن کنونی جز با مشارکت فعالانه زن در اصلاح و توسعه امکان پذیر نیست . این مشارکت نیازمند فهمی جدید از واقعیت و مکانیزم های تغییر آن و درک مسوولیت زن در این تغییر است.
سخن آخر
فرآیند نوسازی ، که از قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی به تدریج در اروپا آغاز شد و کم کم به سراسر جهان گسترش یافت ، دگرگونی های عمیقی را در تمام ابعاد تفکر و زندگی بشر، اعم از اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی به بار آورد. تمایل به مشارکت گسترده تر مردمی هماره با افزایش آگاهی سیاسی و به کارگیری بیشتر نیروهای اجتماعی در سیاست ، از این دوران آغاز شد و در عصر روشنگری و انقلاب صنعتی در قرون هیجدهم و نوزدهم به اوج خود رسید. نوگرایی در سطح بین المللی با تغییرات مشخص در نقش زنان در تمام ابعاد زندگی اجتماعی (مانند خانواده ، اقتصاد و سیاست) همراه بوده است . تغییر و تحولات ناشی از نوگرایی در زمینه اقتصاد همراه با صنعت مدرن و استفاده از تکنولوژی با بهره مندی از بازار کار دو جنس همراه است . این دگرگونی ها در جهت تخصصی شدن و اعطای نقش ها به زنان همچون مردان براساس جهات اکتسابی حرکت می کنند. نوگرایی ارزش های زندگی سیاسی را متحول می کند و امتیازات و مسوولیت های شهروندی را به زنان همچون مردان براساس جهات اکتسابی اعطا می کند. جوامعی که نوگرایی را به عنوان شیوه جدید در زندگی اجتماعی خود پذیرفتند، مولفه تازه ای در رفتارهای اجتماعی وارد کردند. نوگرایی در جوامعی که آن را از ملتهای دیگر اخذ کرده بودند، با مقوله هایی چون سیاست و سنت درآمیخته شد و سالها در گیرودار با آنها به سر برد. در ایران نیز، جنسیت ، سیاست و سنت در جامعه همواره رابطه ای کنش مند با یکدیگر داشته اند. هرگاه اهداف سیاسی حکومت ایجاب کرده که زن را به نحو خاصی در جامعه تعریف کند، گفتمان سیاست تا مدتی بر گفتمان سنت غلبه کرده و تعریف خود را به کرسی نشانده است - نمونه اش فرمان کشف حجاب در دوره رضاخان - اما سنت در نهایت جای پای خود را باز کرده و آن قدر استحاله یافته تا سرانجام با سیاست و جنسیت به مصالحه رسیده است «زن» در گفتمان «سنت ایرانی» همیشه جزء تابوها بوده و وظیفه داشته است از چشم اغیار پنهان بماند تا در حد امکان کسی او را نبیند و صدای او را نشنود. اجتماع ایرانی همیشه اجتماعی مردانه و بدون حضور زنان بوده است . در این گفتمان زن همواره عاملی برای ایجاد وسوسه های نفسانی در مرد است . زنی که نمایان است و از نظرها پنهان نشده است از جنبه سنتی تهدیدی برای اصول تعریف شده اجتماعی است و مانعی در راه رستگاری انسان / مرد. در این گفتمان گناه اغواگری شیطانی زن ، تنها با فضیلت مادر بودن او بخشوده می شود. در نتیجه کلید واژه های «مادری» و «پاکدامنی» همواره در گفتمان سنت تکرار می شوند و حدود زن در جامعه سنتی مشخص می شود. در سال های اخیر در ایران ، در زمینه مشکلات و مسائل زنان کارهای زیادی صورت گرفته است . این فعالیت ها در زمینه نظر و عمل ، در زمینه تشکل های خاص زنان و در زمینه حضور آنان در فعالیت های اجتماعی بوده است . تشویق و ترغیب به مشارکت بیشتر زنان توسط گروه های گوناگون سنتی و مدرن و گروه های مرجع ، سبب حضور فعال تر آنها در فعالیت های اجتماعی شده است . حضور زنان در سطح توده و به شکل مشارکت های غیررسمی و بسیجی محسوس ترین شکل مشارکت زنان بوده است .یکی از اشکال مشارکت مدرن و توده ای ، شرکت در انتخابات است . در انتخابات برگزار شده ، پس از پیروزی انقلاب ، همواره گروهی مشارکت داشته اند و درصد شرکت افراد در این انتخابات در نوسان بوده است . بالاترین درصد شرکت کنندگان ، مربوط به رفراندوم جمهوری اسلامی (1/98درصد) و پس از آن هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است . (29/83درصد) قطعا یکی از عوامل بالا رفتن این درصد، زنان بوده اند که با حضور گسترده خود آمار شرکت کنندگان را بالا برده اند. متاسفانه استخراج دقیق تعداد شرکت کنندگان زن ، میسر نگردید. اما تاکید صاحبنظران مختلف ، می تواند تاییدی باشد بر این ادعا. به اعتقاد دکتر رضا داوری : «زنان هم در انتخابات دوم خرداد نقش مهم و اثری بزرگ داشتند. ظهور زنان در صحنه اجتماعی و سیاسی از آثار انقلاب بود و با انقلاب آغاز شد، اما از سوی دیگر، مسائلی که در مورد زنان مطرح شده است ، به دوران تجدد یا به بحران مدرنیته مربوط است . آنان نگران آینده اند و راه می جویند ... در دوران ما بدون ملاحظه عالم تجدد هیچ کار اساسی نمی توان صورت داد. آقای خاتمی نیز به این نکته توجه داشت که مدرنیته چیزی نیست که به صرف مخالفت برخی کسان منتفی شود. در مورد عواملی که بر مشارکت بیشتر زنان در دوم خرداد تاثیر داشتند، با توجه به آنچه گذشت می توان «اصلاح طلبی» را یکی از مهمترین عوامل دانست . یعنی افرادی که خواهان تغییر و اصلاح در وضعیت زنان بودند مشارکت بیشتری داشتند و از آنجا که 71درصد پاسخگویان به آقای خاتمی رای داده اند، می توان گفت که اصلاح طلبان به ایشان رای داده اند.

بررسی روندافزایش مشارکت سیاسی زنان (قسمت دوم)
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها