در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جام جم
«عصر خمینی» عنوان سرمقالهی امروز روزنامهی جام جم به قلم بیژن مقدم است که در آن میخوانید؛خاطره هایمان را ورق میزنیم. 12 بهمن 57 تصمیم امام برای ورود به کشور در میان حیرت همه ناظران و پیش بینیخطرات و تهدیدات مکرر برای زدن هواپیمای حامل امام خمینی جریان انقلاب را واردمرحلهای برگشت ناپذیر کرد.امام مثل همیشه نشان داد مرد میدان مبارزهایاست که ترس در او راهی ندارد.کتاب انقلاب را مرور میکنیم. 30 سال خاطره انگیز و سرشاراز نقاط عطف وگردنههای نفسگیر.امروز را با یاد و خاطره امام و شهیدانمان آغاز میکنیم ، زنگ انقلاب را با احساس عزت ناشی از استقلال و آزادی در سایه نظام اسلامی به صدا در میآوریم .
باز به یاد میآوریم آن روزها را که هفته نامه نیوزویک در 15بهمن 57 طی گزارشی در خصوص ورود امام به تهران نوشت: آیتالله خمینی دراولین سخنانش به مردم گفت: «زمانی میتوانیم از پیروزی سخن بگوییم که دست اجانب را قطع کرده باشیم.» این اظهارات آغاز عصر جدیدی در ایران بود که بیشک میتوان از آن تحت عنوان «عصر خمینی» یاد کرد؛ عصریکه تلاشهای آیت الله برای قطع سلطه اجانب با فریادهای اللهاکبر مردم همراه شده است.»
« عصر خمینی» تنها محدود به دوران حضور بنیانگذار کبیر انقلاب نشد و پس از آن درنهایت تدبیر وشایستگی تداوم یافت و جهان همچنان مبهوت پژواک صدای انقلاب اسلامی است.
«جام جم» از امروز باانتشار صفحات ویژه به استقبال این رویدادمهم رفته است تا مروری داشته باشیم به همه آنچه که بهآن افتخار میکنیم.
رسالت
«پرواز انقلاب به زمین نشست» عنوان سرمقالهی روزنامهی زرسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می خوانید؛(ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین)30 سال پیش در چنین روزی انتظار مردم ایران برآورده شد و پیر و مراد مستضعفین جهان با پرواز انقلاب به ایران آمداما پرواز انقلاب هیچ وقت به زمین ننشست. مسافران منتظر این پرواز که جملگی ملت ایران را تشکیل می دهند روز به روز سبوی انتظارشان لبریزتر شد و این پرواز 30 سال است که هنوز اوج می گیرد.
جنس شیرین انتظار مسافران انقلاب از جنس قدرت اسلام بود و هست که در پیوند متداوم با رهبری عالی قدر انقلاب موجد یک حرکت متعالی گشته و امروز با گذشت سه دهه نه تنها کم رنگ نشده بلکه روز به روز نیز بر دامنه و عمق آن افزوده می شود.روزهای شیرین و در عین حال تالم برانگیز انتظار امام برای ملت ایران هنوز تمام نشده بلکه به معنای حقیقی خود یعنی انتظار فرج نزدیک تر شده است.
تجربه الگوی سیاسی انتظار در بهمن 1357 ملت ایران را عزیز تر از گذشته و مهیای یک انتظار بزرگ نمود. انتظاری که به تعبیر بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) “قدرت اسلام” و مایه عزت مسلمین است.انتظار امام به ایرانی ها آموخت که در زندگی فردی واجتماعی مسلمان حقیقی هیچ بن بستی وجود ندارد ودر مسیر عزت و شرف یک جامعه همه چیز بستگی به اراده یک ملت دارد. “ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم”به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب “ملتی که معتقد به مهدویت است، هیچگاه احساس ضعف نمیکند وبا قدرت وتحمل سختیها وفشارها به مسیر پیشرفت وعزت خود ادامه میدهد و درمقابل زورگویان سر تسلیم فرود نمیآورد.”
انتظار فرج با حکومت نهایی مستضعفین پیوند خورده و مستضعفین به عنوان یک طبقه فکری و نه به عنوان یک طبقه اقتصادی در فرهنگ های مختلف دارای ویژگی های منحصر به فردی برای ترسیم الگوی سیاسی انتظار و شکل دهی به جبهه مبارزه با ظلم هستند.در تمام جوامع این بخش عظیم از مردم که همیشه تاریخ زیر یوغ ظلم وستم مستکبران بوده اند به آسانی قابل شناسایی هستند.به وجود آمدن این تمنا در هر جامعه ای که (ان اعبدوا الله و الجتنبوا الطاغوت)واین که مستضعفین قدرت را در دست بگیرند به تنهایی می تواند آن جامعه را در طی مسیر الگوسازی سیاسی انتظار کمک کند.
با گذشت سه دهه از پرواز انقلاب مسافرین این هواپیما هنوز فرود نیامده اند و روز به روز بر ارادت به انقلاب و ولایت پذیری ملت ایران افزوده می شود.ایمان و اعتقاد قلبی و وابستگی عاطفی و فکری ملت به نظام اسلامی را تنها میتوان در قالب عقلانیت دینی تفسیر نمود. جامعه ایرانی با بلوغ دینی و سیاسی به این نکته رسیده است که نظام اسلامی با محوریت ولایت فقیه، تنها راه ادامه سیره معصومین (ع) تا ظهور حضرت بقیهالله (ارواحنا له الفدا) و اصیل ترین راه انتظار فرج است.
امروز ایران اسلامی شاهد جامعهپذیری این تئوری حضرت امام خمینی(ره) است که هر آنچه به غیر از ولایت فقیه در برهه کنونی، طاغوت و پذیرش ولایت غیرخداست. نه لیبرال دموکراسی و نه سوسیال دموکراسی هیچکدام قادر نیستند جایگزین نظام اسلامی گردند.
امروز آمادگی جوان نسل سوم انقلاب و شجاعت و غیرت او برای دفاع از هویت دینی و انقلابی خود، از جوان نسل اول انقلاب که در دفاع مقدس حضور داشت، کمتر نیست و شاید هم جلوتر از او باشد و به صراحت باید اذعان کرد که نسل سومیهای جامعه ایرانی و در یک نگاه کلانتر، جوانان جهان اسلام به مراتب از اسلاف خود در دفاع از ارزشها و آرمانهای اصیل اسلامی جلوتر هستند. تشعشعات گفتمان نرم انقلاب اسلامی در کشورهای منطقه و شکست مکرر اسطوره غیرقابل شکست رژیم صهیونیستی در کمتر از چند سال توسط جوانان حزب الله و حماس، پیشرفتهای بی نظیر علمی جوانان در ایران در لبیک به مطالبه مقام معظم رهبری، استیصال دشمنان انقلاب اسلامی به خصوص آمریکا در منطقه تحت تاثیر موج سوم انقلاب اسلامی و...جملگی بیانگر افزایش عمق و نفوذ گفتمان انقلاب اسلامی به رهبری اقرب مردم زمانه به عصمت و نایب بر حق امام عصر و زمان(عج)است.
اعتماد ملی
«درسی که اردوغان داد» عنوان سرمقاله روزنامه ی اعتماد ملی است که در آن می خوانید؛ رفتار مسوولان و مجریان اجلاس داووس در محدود کردن اظهارات اردوغان میتواند کاملا تصادفی جلوه کند. گویا مجریان مراسم واقعا با محدودیت وقت برای برگزاری ضیافت شام برخوردار بودند؛ اینکه شیمون پرز رئیسجمهور رژیم اسرائیل 25 دقیقه و نخستوزیر ترکیه و عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب تنها 12 دقیقه فرصت اظهارنظر داشتهاند، بدون هیچ صبغه ذهنی و سوءنیتی بوده است! اما در جهان اسلام و در این سوی دنیا کمتر کسی میتواند این رفتار نمادین را تنها یک حادثه و رویداد طبیعی و البته بدون اراده تفسیر کند.
این شکلی نمادین از وضعیت مناسبات بینالمللی است. اینکه اسرائیل فرصت، امکان، فضا، قدرت و حمایت همهجانبه بینالمللی برای انجام هر کار سیئه و غلطی را دارا است اما در مقابل فلسطینیها و حامیان آنها عموما با سانسور، بیتوجهی و سکوت همراه میشوند ولی رجب طیب اردوغان نشان داد که از هنری عمیق در سیاستورزی برخوردار است. او در همان فرصت اندک، اجلاس داووس را به صحنه مهم و اثرگذار محکومیت رفتارهای ضدبشری اسرائیل تبدیل کرد. رفتار اردوغان هم از نظر داخلی و هم از منظر جهان اسلام و هم از جهت حوزه بینالمللی بسیار مهم و اثرگذار است. دولت اسلامی ترکیه نشان داد هم میتوان مدرن بود، هم میتوان به اتحادیه اروپا ملحق شد، هم میتوان شاخصهای اقتصادی را اصلاح کرد، هم میتوان از ظرفیت یک حکومت لائیک و بانفوذ ژنرالها سود برد و هم میتوان عضوی رشید برای جامعه اسلامی بود. اردوغان با تکیه بر محبوبیت و مقبولیت داخلی، قدرت اقتصادی رو به تزاید، اعتبار و وزن مناسب و البته میانهروی و تعادل در جهان اسلام، ترکیه را به کشوری اثرگذار بدل کرده است.
ترکیه عضو پیمان ناتو، متحد مهم آمریکا و دارای روابط گسترده سیاسی، نظامی و امنیتی با اسرائیل است. اما اردوغان با این اقدام، نشان داد که چگونه میتوان با پرهیز از غوغاسالاری و تکیه بر شعارهای عوامگرایانه دهان رژیمی چون اسرائیل را به خاک مالید. اقدام ترکیه از سوی دیگر نشان داد مسوولان اسرائیل تا چه میزان در حمله به غزه دچار اشتباه تاریخی و استراتژیک شدند.
اسرائیل با دو حمله به لبنان و غزه، ادعای دروغین خود را مبنیبر اینکه یک کشور دموکراتیک، مظلوم و مورد هجوم تروریستها است به رژیمی مستبد، ظالم و عامل تروریسم دولتی تبدیل کرد. افکار عمومی جهانیان را بر ضد رژیم خود تحریک کرد و در غزه هم جز کشتار زنان و کودکان و ناتوانان هیچ دستاوردی نداشت. باری، ارتش اسرائیل قدرتمند است اما به تعبیر زیبای اردوغان، تنها برای کشتار کودکان و زنان بیدفاع.
کیهان
«پایان کار نزدیک است» عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان حسین شریعتمداری است که در آن می خوانید؛
1-در سال 1377-1998 میلادی- به زندان محکوم شد. جرم او خواندن یک قطعه شعر با محتوای اسلامی در نشست نیمه مخفی «حزب رفاه» بود. محکومیت او که 4 سال قبل از آن تاریخ -1994- شهردار استانبول بود با اعتراض و تعجب فراوان روبرو شد. مقامات قضایی استانبول اعلام کردند رجب طیب اردوغان با خواندن این شعر اصول سکولاریسم را زیرپا گذاشته ضمن آن که در این شعر به آتاتورک-بنیانگذار ترکیه لائیک- نیز اهانت شده است.
در 14 مارس 2003- 24اسفندماه1381- طیب اردوغان به نخست وزیری ترکیه انتخاب شد، «جیمز ولسلی» رئیس وقت سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا CIA با ابراز نگرانی از انتخاب اردوغان هشدار داد که «10 سال بعد از برکناری نجم الدین اربکان اسلامگرا، نباید ترکیه لائیک بار دیگر به اسلامگرایان رو کند.»! جیمز ولسلی رویکرد مردم ترکیه به اسلامگرایان را نشانه تحول بزرگی در منطقه دانسته بود که با انقلاب اسلامی در ایران کلید خورده است. هم او یک روز بعد از انتخاب طیب اردوغان-15 مارس 2003- و 5 روز قبل از حمله نظامی آمریکا به عراق-20مارس 2003- طی سخنانی که روزنامه انگلیسی گاردین بدون ذکر نام به آن پرداخته بود، نسبت به موفقیت آمریکا در حمله به عراق ابراز تردید کرده و گفته بود «اگر منظور بوش از حمله به عراق دموکراتیزه کردن این کشور است باید توجه داشت ابتدایی ترین اصول دموکراسی مراجعه به رأی مردم است و خاورمیانه بعد از انقلاب خمینی]ره[ دستخوش تحول بزرگی شده است و چنانچه در انتخابات به رأی مردم مراجعه شود، مردم خمینی های دیگری را برمی گزینند».
2- روز پنج شنبه-10 بهمن ماه 29.1387ژانویه 2009- رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در اجلاس اقتصاد جهانی که با حضور سران کشورها در داووس سوئیس برپا شده و شیمون پرز رئیس جمهور رژیم صهیونیستی نیز در آن حضور داشت، با شجاعتی تحسین برانگیز که از ایمان قلبی و تعهد اسلامی او ریشه می گرفت، قتل عام و نسل کشی اسرائیل در غزه را به شدت محکوم کرده و شیمون پرز را قاتل کودکان مظلوم نامید. اردوغان که در پاسخ به وراجی احمقانه رئیس جمهور رژیم صهیونیستی در دفاع از جنایات این رژیم در جنگ 22 روزه سخن می گفت و دیوید ایگناشیس، مجری میزگرد سعی در آرام کردن وی داشت خطاب به شیمون پرز گفت؛ «شما جنایتکاران دروغگو هستید و از کودک کشی لذت می برید». رجب طیب اردوغان در پی این حمله جسورانه و تحسین برانگیز که 10 دقیقه به طول انجامید و بعد از قطع میکروفون از سوی برگزارکنندگان اجلاس، با صدای بلند ادامه یافت، اجلاس داووس را به نشانه اعتراض ترک کرد و بامداد جمعه در حالی وارد فرودگاه استانبول شد که خیل عظیم مردم کشورش برای قدردانی از او به فرودگاه آمده و با شعارهای «قهرمان! خوش آمدی»، «تو باعث افتخار ما هستی»، «اسلام به تو می بالد» و... مورد استقبال پرشور آنان قرار گرفت.
طیب اردوغان در جریان جنگ 22 روزه نیز غزه را به کربلا تشبیه کرده و گفته بود؛ «جنایات اسرائیل در غزه، یادآور ماجرای غم انگیز کربلاست».
3-امام راحل ما(ره) که تاکنون تمامی پیش بینی های او به حقیقت پیوسته است، فروردین ماه سال 1366 در سالروز بعثت رسول خدا(ص) طی سخنانی فرموده بود؛ «تحول در همه چیز واقع شده مگر در قصرهای این قدرتمندان. دنیا عوض شده است، اینها باز خیال می کنند که دنیای صدسال، صدوپنجاه سال پیش است. اینها باز نفهمیده اند یا خودشان را به نفهمی می زنند. آفریقا عوض شده است، اروپا عوض شده است و همه آسیا عوض شده است، همه عوض شده اند الا این سردمداران... اینها سردرگم هستند، نمی فهمند چه می کنند، نشناخته اند مردم را، نشناخته اند دنیا را، افکارتان را عوض کنید، حالا نمی شود یک کلمه شما بگوئید و همه بگویند چشم! نمی گویند دیگر... خیال نکنید که همه مردم باید دست بسته در مقابل شما هیچ حرفی نزنند» (صحیفه امام(ره) جلد 20 ص 241).
بعد از جنگ 33 روزه لبنان و شکست سنگین ارتش اسرائیل از حزب الله، «زئیف شف» ژنرال بازنشسته ارتش صهیونیستی که از او با عنوان برجسته ترین تحلیل گر اسرائیلی یاد می کنند، گفته بود این جنگ تصور شکست ناپذیری اسرائیل را فرو ریخته و بیم آن می رود پیش بینی بن گوریون- اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی که مانند سایر صهیونیست ها به آدم کشی دزدانه و ناجوانمردانه معروف بود- در پیش باشد. توضیح آن که بن گوریون بعد از جنگ رمضان-یوم کیپور، ژوئن 1967- و پس از پیروزی 6 روزه بر سه کشور عربی، گفته بود «اسرائیل می تواند در 100 جنگ دیگر هم پیروز شود و بازهم مشکلاتی داشته باشد، اما چنانچه فقط در یک نبرد شکست بخورد، مرگ آن نزدیک خواهد بود». بن گوریون از آینده پیش روی باخبر نبود. او در اوایل دهه 70 میلادی به جهنم رفت و پیروزی انقلاب اسلامی را که «موشه دایان» از آن با عنوان زلزله ای بزرگ یاد کرده و لرزه بر رژیم صهیونیستی را طبیعی ترین نتیجه این زلزله دانسته بود، ندید. آغاز انتفاضه فلسطین را، شکل گیری حزب الله لبنان را، شکست سنگین اسرائیل در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه را، فریاد مرگ بر اسرائیل در تظاهرات مردم خشمگین دولت های هم پیمان با رژیم صهیونیستی را، خروش شجاعانه رجب طیب اردوغان در اجلاس داووس را نیز شاهد نبود و ... او نبود تا ببیند دنیا عوض شده است. بن گوریون به جزئیات فرمولی که از آن نتیجه گرفته بود اولین شکست اسرائیل، آغاز فروپاشی آن است، اشاره ای نکرده بود-و یا در رسانه ها خبری از آن نیست- اما، امام راحل ما(ره) در ادامه همان سخنرانی که به آن اشاره شد، از این به اصطلاح «راز»! پرده برداشت. از نگاه حضرت امام(ره)، قدرت های زورگو با نشرو تبلیغات ملت های مظلوم را می ترسانند و درباره قدرت خود بزرگنمایی می کنند، «ملت های مظلوم دنیا در برابر ظالم ها بایستند و نترسند. گمان نکنند که اینها هرچه گفتند عمل می کنند. اینها می خواهند با همان تبلیغات کار را انجام بدهند و از این تبلیغات هیچوقت نترسید»... امروز آن هیمنه پوشالی فرو ریخته است و مردم، مخصوصاً مسلمانان به وضوح دریافته اند به قول امام راحل(ره) «ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد». این نکته ابتدا در جریان انقلاب اسلامی، سپس در جنگ تحمیلی و طی چند سال اخیر در جنگ 33 روزه لبنان و 22روزه غزه کارآمدی خود را نشان داد و به طور همزمان از پوشالی بودن آمریکا و متحدانش پرده برداشت.
4-همه شواهد و قرائن موجود حکایت از آن دارند که دنیا آبستن حادثه عظیمی است و خبری در راه است که بر صدر اخبار خواهد نشست. استقبال پرشور و گسترده مردم ترکیه و سایر ملت های مسلمان و غیرمسلمان از اقدام شجاعانه اردوغان، خروش یکپارچه جهانیان در تحسین و حمایت از «منتظر الزیدی»، خبرنگار عراقی که لنگه کفش به سوی جرج بوش پرتاب کرده بود. برانگیختگی بی سابقه- و نه کم سابقه- ملت ها در سراسر دنیا در اعلام انزجار از جنایات وحشیانه اسرائیل در غزه، موج پردامنه و فراگیر جهانی در تحسین حزب الله بعد از پیروزی در جنگ 33 روزه و تحقیر توأم با ابراز نفرت از رژیم صهیونیستی و... تردیدی باقی نمی گذارد که انزجار عمومی مردم دنیا از آمریکا و متحدانش به اوج خود رسیده است و اکنون وقت آن است که «تابو»ی ارسال اسلحه و مهمات مدرن و تکنولوژیک برای مردم فلسطین و سایر نهضت های مقاومت در برابر قدرت های استکباری شکسته شود. به یقین همه کسانی که اندک بهره ای از انسانیت برده باشند، نابودی رژیم صهیونیستی را خدمت بزرگی به بشریت می دانند و پاکسازی دنیای انسان ها از این جرثومه های فساد و تباهی را که قتل کمترین مجازات آنهاست، نه فقط ضروری، بلکه آرزویی مقدس تلقی می کنند، و آن روز، به یقین دور نیست.
آفتاب یزد
«سی سال گذشت سوال از برخی مدعیان!!» عنوان سرمقالهی روزنامهی آفتاب یزد 30 سال پیش در چنین روزی رهبر فقید انقلاب در حالی وارد کشور شد که حدود پانزده سال از آغاز نهضت او میگذشت. بسیاری از کسانی که 12 بهمن ماه سی سال قبل،بازگشت رهبر پیروز خود از تبعید را جشن گرفتند،تا چند ماه قبل از آن روز بیادماندنی، دسترسی به کلام و پیام امام نداشتند، در عین حال کلام او آنچنان بردل آنها نشست که در استقبال از رهبر خود سر از پا نمیشناختند و پس از آن نیز اجرای فرامین او را وظیفهای برای خود برمی شمردند. بسیاری از سیاستمداران ایرانی در جناحهای گوناگون نیز پیروی از امام را از افتخارات خود مینامند درحالی که به نظر میرسد با فاصله گرفتن از زمان پیروزی انقلاب، گروهی از این سیاستمداران هم از آرمانهایی که توسط رهبر فقید انقلاب مطرح و به تایید مردم رسید فاصله قابل توجهی پیدا کردهاند. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در طول دوره ده سال و پنج ماهه از زمان ورود به کشور تا وداع تاریخی با ملت ، بارها با مردم ایران سخن گفت. در این دوره نه چندان طولانی،ایران با بحرانهای فراوان داخلی وخارجی مواجه شد اما هیچیک از بحرانها نتوانست امام را از مبانی اصولی که با مردم در میان گذاشته بود منصرف سازد. امام در بدو ورود به ایران در بهشت زهرا بر استقلال رای مردم ایران تاکید و برای تبیین دیدگاه خود این عبارت را بیان کرد که »حالا اگر فرض کنیم که همه ملت در آن زمان رای دادند که یک نفر سلطان باشد، بسیار خوب. اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان بودند، رای آنها برای خودشان قابل قبول است. اما به چه حقی ملت 50 سال پیش سرنوشت ملت بعد را معین میکند؟ سرنوشت هر ملتی به دست خودش است.« این تاکید بر استقلال رای و اهمیت انتخاب مردم، در طول دوره ده ساله رهبری ایشان بارها تکرار شد که آخرین مورد آن در آستانه برگزاری انتخابات مجلس سوم - آخرین دوره انتخابات مجلس در زمان حیات امام - بود: »همانطور که بارها گفتهام مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دسته ای حق تحمیل فرد یا افرادی را به مردم ندارند. جامعه اسلامی ایران که با درایت و رشد سیاسی خود، جمهوری اسلامی و ارزش های والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفتهاند ... مسلماً قدرت تشخیص و انتخاب کاندیدای اصلح را دارند« به عبارت دیگر امام (ره) که در بدو ورود به کشور، حتی قیمومیت سیاسی پدران بر فرزندان را منتفی دانسته بود در آخرین رهنمودهای انتخاباتی خود به سیاستمداران یادآوری کرد که آنها هم قیمومیتی بر مردم ندارند. او در واقع به برخی سیاستمداران مدعی یادآوری کرد که » مردم که آنها را به خاطر انتخاب جمهوری اسلامی آگاه می دانیم در سایر تصمیم گیری های سیاسی خود نیز محتاج قیمومیت نیستند«. در فاصله ده ساله- از سخنرانی بهشت زهرا تا رهنمودهای انتخاباتی مربوط به مجلس سوم- امام به مناسبتهای دیگر نیز به همه اقشار بانفوذ یادآوری کرد که هیچ کس نباید خود را بالاتر از مردم بداند و هیچ گروهی نباید امتیاز ویژهای در فعالیت سیاسی و انتخاباتی برای خود قائل باشد:
»تا حالا میگفتند مجتهدین نباید در سیاست دخالت کنند... آنجا شکست خوردند حالا عکسش را دارند میگویند. اینکه میگویند انتخابات از امور سیاسی است و امور سیاسی هم حق مجتهدین است هر دویش غلط است... اینطور نیست که انتخابات را باید چند تا مجتهد عمل کنند. آیا این معنی دارد که مثلاً دویست تا مجتهد در قم داشتیم و یک صد تا مجتهد در جاهای دیگر داشتیم اینها همه بیایند انتخاب کنند، دیگر مردم بروند کنار... آن وقت شیطنت این بود که سیاست از مذهب خارج است و بسیار به ما ضربه زدند، حالا میگویند که سیاست حق مجتهدین است. یعنی در امور سیاسی ایران پانصد نفر دخالت کنند باقی بروند سراغ کارشان. یعنی مردم بروند سراغ کارشان، هیچ کار به مسائل اجتماعی نداشته باشند و چند نفر پیر مرد مُلّا بیایند دخالت کنند. این از آن توطئه سابق بدتر است.«
امام در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب، بارها بر حق انتقاد و پرسشگری مردم تاکید کرد و در یکی از آخرین اظهارنظرها در آستانه پیروزی انقلاب اظهار داشت: »هر فرد از آحاد ملت حق دارد مستقیماً و در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و او موظف است جواب قانع کننده بدهد« در ماههای پایانی عمر امام نیز این کلام ایشان به گوش مردم رسید که » همه ما باید تحمل انتقاد ولو ناحق را داشته باشیم« و »اشکال بلکه تخطئه موجب پیشرفت است.« امام در دوره ای کمتر از یکسال پس از پیروزی انقلاب، نوع حکومت را به رفراندوم گذاشت و پس از آن نیز با اصرار از مردم خواست خبرگان مورد نظر خود را برگزینند تا کشور در نخستین فرصت، دارای قانون اساسی باشد . اولین انتخابات ریاست جمهوری نیز در روزی برگزار شد که هنوز یکسال از پیروزی انقلاب نگذشته بود. او با این کار، لزوم قرار گرفتن کشور بر »ریل قانون« را به سیاستمداران یادآوری نمود.
البته پس از آن، تحمیل جنگ و برخی شرایط ویژه، او را ناچار ساخت که گاه دستوراتی صادر کند که ظاهراً با قوانین موجود، تطابق نداشت. اما به محض پایان جنگ، از درخواست نمایندگان مجلس برای توقف اقدامات فراقانونی استقبال کرد. روز هفتم آذرماه 67، نامهای 90 نفر از نمایندگان مجلس سوم به امام در روزنامه ها چاپ شد که در بخشی از آن با اشاره به برخی مصوبات شورای تشخیص مصلحت نظام آمده بود: »... این می تواند علاوه بر بیخاصیت شدن مجلس، تناقض های فراوان در قوانین کشور نیز ایجاد نماید و بالجمله وجود مراکز متعدد و موازی قانونگذاری در کشور به نوبه خود مسائلی مشکل آفرین و موجب تزلزل نظام سیاسی کشور می باشد.«
آن روز کسی این نمایندگان را ضد ولایت فقیه ننامید. زیرا همگان میدانستند قانون مداری خواسته امام بوده و هست. رهبر فقید انقلاب هم با خوشرویی پاسخ نمایندگان را داد و در همین پاسخ بر تداوم قانونگرایی در کشور تاکید نمود:
»مطلبی که نوشتهاید کاملا درست است. انشاءالله تصمیم دارم در تمام زمینهها وضع به صورتی درآید که همه طبق قانون اساسی حرکت کنیم. آنچه در این سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا میکرد تا گرههای کور قانونی سریعا به نفع مردم و اسلام بازگردد. از تذکرات همه شما سپاسگزارم و به همه شما دعا میکنم.«
مثالهای دیگری نیز میتوان ارائه نمود که همه آنها ثبات مبانی موردنظر امام را به نمایش میگذارد. در واقع رهبر فقید انقلاب، خود را متعهد به سخنانی میدانست که در ماههای قبل از پیروزی انقلاب، در تشریح ساختار جمهوری اسلامی و رفتار کارگزاران حکومت اسلامی با مردم در میان گذاشته بود. اما اکنون در سیامین سالگرد حماسه بازگشت امام (ره) به ایران، چند درصد از سیاستمداران مدعی پیروی از امام، میتوانند افزایش پایبندی خود به این مبانی محکم و یا حتی حفظ پایبندیهای اولیه خویش را به اثبات برسانند؟ آیا به جرأCت نمیتوان گفت اکثریت قریب به اتفاق مردم- که شاید حتی یک بار امکان دیدار با امام از نزدیک را نداشتهاند-به مواضع امام وفادارتر بودهاند تا برخی مدعیان نزدیکی فکری به امام و کسانی که سالها از نزدیک رهبر فقید انقلاب را درک کردهاند؟
آیا برخی از مدعیان پیروی از امام، نمیخواهند در سی سالگی انقلاب در ذهن خود رهنمودهای بنیانگذار جمهوری اسلامی را مرور نمایند و سپس آن را با بعضی رفتارها و گفتارهای خویش مقایسه کنند؟
جمهوری اسلامی
«ما شرط داریم» عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛همزمانی مطرح شدن مبحث مذاکره میان آمریکا و ایران که توسط رئیس جمهور جدید آمریکا و وزیرخارجه این کشور به رسانه ها راه یافت با آغاز دهه فجر انقلاب اسلامی در سی امین سال پیروزی موضعگیری در برابر این مبحث را آسان می کند.
اوباما رئیس دولت جدید آمریکا به مسئولان ایرانی پیشنهاد کرده است مشت گره کرده را کنار بگذارند تا با دست باز دیپلماسی آمریکا برای مذاکره با تهران مواجه شوند. هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا نیز در تعقیب اظهارات اوباما گفت قدم اول را باید ایران بردارد.
این سخنان برای مردم و مسئولان ایران بهیچوجه تازگی ندارد . در طول 30 سال گذشته روسای جمهور و سایر دولتمردان آمریکائی بارها پیشنهاد مذاکره با ایران را مطرح کردند و حتی بعضی از آنها با ارسال نامه و شاخه زیتون و انجیل و هدایای دیگر برای گشودن باب مذاکره تلاش کردند اما مسئولان جمهوری اسلامی ایران همواره شرط های همیشگی خود را در پاسخ مطرح نموده و اعلام کرده اند دولتمردان آمریکائی باید اولین کام را با تحقق این شرط ها بردارند تا زمینه برای بررسی این موضوع فراهم شود که آیا می توان برای مذاکره با واشنگتن تصمیم گرفت یا نه؛
از آغاز جمهوری اسلامی ایران سه شرط برای اثبات حسن نیت دولتمردان آمریکائی در نظر گرفته بود که عبارت بودند از :
1 ـ دولت آمریکا اموال و دارائی های بلوکه شده ایران را آزاد نماید و به ایران باز گرداند .
2 ـ بابت سیاست های خصمانه و مداخلاتی که دولت آمریکا از 28 مرداد 1332 تاکنون نسبت به ایران داشت از ملت ایران عذر خواهی کند.
3 ـ دولت آمریکا متعهد شود که از این پس در امور داخلی ایران مداخله نکند .
با توجه به سیاست خصمانه ای که دولت بوش کوچک در دوران ریاست جمهوری خود علیه ایران اعمال کرد و موضوع فعالیت های هسته ای ایران را گرفتار بازی های سیاسی نمود اکنون شرط دیگری نیز بر شروط قبلی اضافه شده و آن اینست که دولت آمریکا باید این تعهد را نیز به ملت ایران بدهد که از این پس خود را از موضوع فعالیت های هسته ای ایران کنار بکشد و حق مسلم و قانونی ملت ایران در استفاده از انرژی هسته ای را به رسمیت بشناسد و در برابر فعالیت های هسته ای ایران کارشکنی نکند. این ارثیه ایست که اسلاف دولتمردان کنونی آمریکا برای آنها برجای گذاشته اند و اینک بر دولتمردان جدید این کشور است که تلاش کنند چهره کشورشان را از جنایات مداخلات و خیانت هائی که به ملت ها کرده اند پاک نمایند.
اگر جمهوری اسلامی ایران مشتی گره کرده دارد این مشت را همواره بر سر مستکبران و مستبدان فرود آورده است اما آمریکا همواره مشت خود را بر سر ملت ها فرود آورده و منشا همه خیانت ها و فسادها در سراسر جهان شده است . بنابر این اولین گام را آمریکا باید بردارد و ثابت کند دست از مداخله در امور ملت ها و کشورها برداشته حامی تروریسم نخواهد بود. جنگ افروزی نخواهد کرد اشغالگری را برای همیشه کنار خواهد گذاشت و به حقوق ملت ها احترام خواهد کرد.
دولت آمریکا چاره ای غیر از این ندارد زیرا همه سیاست های زورگویانه اش علیه ملت ها در همه نقاط دنیا از آمریکای لاتین گرفته تا خاورمیانه و آسیای جنوب شرقی با شکست مواجه شده است . اگر ملت های آمریکای لاتین یکی بعد از دیگری علیه آمریکا قیام می کنند و عناصر ضد آمریکائی را به حکومت می رسانند اگر طرح خاورمیانه ای آمریکا با شکست سنگین مواجه می شود اگر علیرغم حمایت های همه جانبه آمریکا از رژیم صهیونیستی در جنگ های 33 روزه لبنان و22 روزه غزه شکست های پیاپی نصیب صهیونیست ها و آمریکا می شود و مردم لبنان و فلسطین خط بطلان بر افسانه شکست ناپذیری ارتش اسرائیل می کشند اگر پرونده های رسواگر جنگ ویتنام و بمباران اتمی هیروشیما به ضمیمه پرونده های اشغالگری عراق و افغانستان بر گرده دولتمردان آمریکائی سنگینی می کنند همه اینها نشان دهنده ناکامی شدید آمریکا در اعمال خوی تجاوزگری و سلطه طلبی است . بنابر این تنها راه اینست که دولتمردان آمریکا دست از خوی تجاوزگری بردارند و در برابر حقوق ملت ها سرتعظیم فرود آورند.
در مورد جمهوری اسلامی ایران نیز تنها راه اینست که ساکنان جدید کاخ سفید واشنگتن در سیاست های خصمانه اسلاف خود تجدیدنظر کنند و با پذیرش شروط ایران حسن نیت خود را نشان دهند تا ایران بتواند درباره موضوع مذاکره بررسی های خود را آغاز نماید. تا زمانی که دولتمردان جدید آمریکا مواضع اسلاف خود را تکرار می کنند بهیچوجه نباید انتظار مذاکره ای را با جمهوری اسلامی ایران داشته باشند.
ابتکار
«بازخوانی دستاوردهای 30 ساله انقلاب اسلامی» عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن میخوانید؛انقلاب اسلامی ایران در آستانه ورود به دهه چهارم می باشد و به همین مناسبت ضرورت بیان دستاوردهای بزرگ آن برای تقویت اعتماد به نفس ملی در مواجهه با خطرات و چالش های فراوان انقلاب طی سال های گذشته لازم است. پر واضح است امکان باز شماری تمام دستاوردهای انقلابی به بزرگی انقلاب اسلامی در این مقال نمی گنجد ولی سعی خواهد شد به صورت فهرست وار به اهم آنها اشاره ای گردد. انقلاب اسلامی ایران سرآغاز بروز تحولاتی جدی و مهم نه تنها در داخل کشور بلکه در منطقه و جهان شد و بسیاری از معادلات را بر هم زد انقلاب اسلامی، تنها یک کوشش و مبارزه سیاسی برای تغییر یک حکومت یا رژیم سیاسی ظالم و مستبد نبود، بلکه نهضت بیداری یک ملت در برابر خودکامگی، استعمار و از خود بیگانگی بود حرکت بیداری برای مقابله با استعمار و سست شدن مبانی فرهنگی، اعتقادی و آئینی یک ملت بود. چنین نهضتی، با آرمان ها و اصول و ارزش های خود، تحولات گسترده ای را در صورت بندی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ملت ما به دنبال داشته است.
اکنون که سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد، روشن شده است که درونمایه اسلامی انقلاب و حمایت های مردم از آن، دلیل اصلی ماندگاری و بالندگی انقلاب در سی سال اخیر بوده است. مهمترین دستاورد داخلی انقلاب اسلامی، تشکیل حکومت دینی در قالب «جمهوری اسلامی» است. ماهیت اسلامی انقلاب مردم ایران، که بیگانگان می کوشیدند آن را نقطه ضعف انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران جلوه دهند، در عمل به نقطه قوت انقلاب و نظام و راز ماندگاری آن تبدیل شد وجه تمایز بارز دیگر انقلاب اسلامی، آشکار ساختن ظرفیت های بی کران ایدئولوژی اسلامی، برای استقرار نظام مردم سالاری دینی در ایران است. به طوری که یکی از دستاوردهای انقلاب، حق حاکمیت مردم ایران بر سونوشتشان می باشد، نقش بارز مردم ایران در سرنوشت کشور در دوران بعد از پیروزی انقلاب نشان داد که انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر انقلاب های جهان، از جنس متفاوتی است. در تاریخ، هیچ حاکمیت برآمده از یک انقلاب فراگیر و مردمی را نمی توان یافت که پس از پیروزی و سرنگون کردن نظم کهن خواستار نظر ملت در مورد شکل و ساختار جدید شده باشد. همواره چنین بوده است زمانی که سکانداران انقلاب، از شانه های مردم به زیر آمده و در قصرهای دولتی مستقر شده اند، دلنگرانی و دغدغه اصلی آنان حفظ قدرت است. در بعد خارجی نیز امواج انقلاب همه کره خاکی را در نوردید و تاثیرات شگرفی را به جای نهاد به طوری که می توان به موارد زیر اشاره داشت:
- تغییر معادلات قدرت در خاورمیانه و جهان
- ایجاد اعتماد به نفس در امت اسلامی برای حرکت به سوی آینده ای روشن
- احیای عزت اسلامی برای مسلمین جهان
- دمیدن روحیه گستاخی و جسارت به ملت های منطقه برای ایستادگی و مقاومت در مقابل قدرت های بزرگ
بزرگترین نوآوری انقلاب اسلامی احیای گفتمان های هویت بخش است. گفتمان های هویت بخشی که به کشورهای جهان اسلام و مستضعفان عالم، قدرت و جسارت عرض اندام در مقابل قدرت های استکبار می داد. از شگردهای نفوذ قدرت های برتر در میان کشورهای اسلامی و استیلای بر آنها، القای برتری فرهنگی غرب و از خود بیگانگی فرهنگی مسلمانان و در نهایت استحاله فرهنگ خودی و پذیرش بی چون و چرای فرهنگ غربی بوده است. از این رو انقلاب اسلامی به عنوان الگو بخش برای کشورهای منطقه و جهان اسلام، آنان را به بازیابی هویت بخش فرخواند تا در پرتو آن از سیطره بی چون و چرای بیگانگان در زمینه های اقتصادی، سیاسی و نظامی جلوگیری به عمل آورد.
انقلاب اسلامی در عصر انقلاب ارتباطات و همزمان با رشد شبکه های فراملی، موجب بازسازی فکری تمدن اسلامی گردید. احترام به آزادی فکر و اندیشه همزمان با افزایش اهمیت سیاسی دین در روابط بین الملل، موجب افزایش تعامل و مراودات علمی گردید انقلاب اسلامی در اعطای افتخار و ایجاد اعتماد به نفس مسلمانان بدون توجه به ملیت و یا تمایلات سیاسی آنها نقش تعیین کننده داشته و توانایی اسلام را برای راهبری مردم سرکوب شده جهت مقابله با استعمار خارجی مشخص کرد.
مردم سالاری
«به استقبال سی امین فجر انقلاب» عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم میرزا بابا مطهری نژاد است که در آن میخوانید؛
یاد باد آن روز
روزی که فریادی به وسعت تاریخ، فضای کشور را فرا گرفته بود:
«جا» الحق و زهق الباطل...»
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
یاد باد آن روز که ملت امام خود را در آغوش گرفت وامام بر تربت پاک شهیدان راه آزادی وارد شد و حکومت سیاه غیرمردمی استبداد پهلوی را غیر قانونی اعلا م کرد.
یاد باد آن روز که در زمستان بهار سر زد، از ظلمت، نور و از خارستان ، گل روئید، از یاس، امید واز شوره زار استبداد نوید آزادی و فریاد زده شد.
یاد باد آن روز که شهر پر از غوغا بود، دست خدا بود و یاری او. 12 بهمن یوم الله بود، شگفتی بود و تجلی ایمان و اراده و اعتقاد، و امام بود، امام بود و امام بود و ملت همه او بودند، در او خلاصه شده بودند و با اشک شوق و گل ایمان از آن وجود نورانی استقبال کردند و لبیک یاخمینی سر دادند و چه مردانه تا به امروز به این لبیک ایستادند.
درود شان باد که عزت آفریدند و عزت آفرین شدند. یاد باد لحظه لحظه های آن روز، روز نو، روز خدا، روز مردم، روز خدا و مردم، روز 12بهمن یوم الله.
امروز فقط از آن روز می گویم، دوست ندارم کامتان تلخ شود امروز اصلا از امروز نمی گویم که مردم را و مشارکت مردم را و حضور مردم را و رای مردم و زندگی مردم را چگونه می خواهند، فقط از آن روز می گویم از شکوه حضور مردم واز فریاد امام که می گفت.
- ما به نیروی ملت اتکا داریم
- مبدا نجات از خود ملت است
- پیروزی انقلا ب رهین همه علت است
- ما ارزش حیات را به آزادی و استقلا ل می دانیم
- یک کشور وقتی آسیب می بیند که علتش بی تفاوت باشند.
- اگر مردم کنار بروند همه شکست می خوریم.
- انصافا از اول تا حالا آن که کار خودش را صد درصد صحیح انجام داد ملت بود.
- حکومت اسلا م، حکومت قانون است.
یاد باد آن روز که فریاد امام در فضای لا یتناهی جهان طنین افکند
ای دولت ها! فتح کشور مهم نیست، فتح قلوب مهم است.
جاوید باد یوم الله، جاوید باد 12 بهمن، جاوید باد یاد امام. مبارک باد بر تو هموطن عزیز در همه دوران.
سیاست روز
«هدفمندکردن یارانهها، مهمترین دستور کار مجلس هشتم» عنوان سرمقاله ی روزنامهی سیاست روز به قلم علی یوسف پور است که در آن میخوانید؛
1ـ اقتصاد ایران بیمار و ناکارآمد است و دولتهایی که بعد از انقلاب عهدهدار اداره کشور بودند با همه خدماتی که در زمینههای مختلف انجام دادند اما متاسفانه نتوانستند، به اصلاحات اساسی در امور اقتصادی دست بزنند و هنوز اقتصاد ایران از وابستگی شدید به نفت، ناکارآمدی نظام مالیاتی، تصدیگری گسترده دولتی، منفی بودن تراز بازرگانی خارجی ، کم بودن درآمد سرانه مردم نسبت به کشورهای منطقه رنج میبرد.
2ـ آرزوی دولتمردان و نمایندگان مجلس و سایر نخبگان دلسوز کشور، حل معضلات اقتصادی بوده است و مجلس شورای اسلامی در برنامههای سوم و چهارم مصوبات گستردهای در این جهت داشته است که متاسفانه دولتهای گذشته موفق به اجرای این مصوبات نشدهاند، یا شرایط فراهم نبود یا دولتها جرات وارد شدن در این مقوله را نداشتهاند.
3ـ دولت نهم اراده کرده است که با هدفمند کردن یارانهها عمده مشکلات اقتصادی پیشرو را در جهت حل آن طی لایحهای به مجلس تقدیم کند و این اتفاق میمون و مبارکی است که دولت با قدرت تمام در این جهت ایستاده است و مجلس شورای اسلامی باید از این بستر استفاده لازم را بنماید عمده نگرانیهای نمایندگان محترم در مورد پیامدهای این لایحه میباشد که مجلس میتواند با تکمیل کارهای کارشناسی دولت، نگرانیهای خود را با اصلاحاتی که در مواد آن به عمل خواهد آورد برطرف نماید.
4ـ اگر چه تاکنون کمیسیون ویژه طرح هدفمند کردن یارانهها و کمیسیون بودجه این طرح را به تصویب رسانده است اما کارشناسان دولتی میبایستی با کار بیشتر کارشناسی زوایای ابهامانگیز طرح را برای نمایندگان محترم روشن نمایند تا در این جهت مخالفین سیاسی دولت هم نتوانند از زمینههای پیش آمده سوء استفاده نمایند.
نمایندگان محترم مجلس هشتم اکنون در برههای تاریخی برای یک تصمیمگیری مهم قرار دارند که انشاءالله با تصویب این لایحه و تلاش دولت در اجرای آن بزرگترین تصمیم در طول یک صد سال اخیر در جهت اصلاح اقتصاد بیمار ایران برداشته خواهد شد.
صدای عدالت
«برقراری نظم ترافیکی به کدام قیمت؟» عنوان سرمقالهی روزنامه ی صدای عدالت به قلم دکتر سیدبهزاد پورسید است که در آن می خوانید؛مدتی است در راستای مباحث آلودگی هوا و عدم توجه رانندگان خودروهای شخصی برای تردد و ورود به مناطق محدوده طرح زوج و فرد و یا ترافیک شاهد قدرت نمایی نیروی انتظامی در خیابانها هستیم ، به انگیزه نظم ولی به کدام قیمت ؟
نیروی انتظامی در رویکرد جدید خود چند سال قبل با جداسازی نیروهای خود در حوزه راهنمایی و رانندگی و ترافیک با تشکیل پلیس راه و پلیس راهور و کنترل نا محسوس و پلیس بزرگراه نشان داد که رویکرد جدیدی را در حوزه تخصصی کردن نیروهای خود تعقیب میکند ،رویکردی که هم قابل دفاع بود و هم مورد تقدیر مردم قرار گرفت . اما مدتی است که پس از طرح مباحثی در خصوص آلودگی هوا و ترافیک سنگین تهران شاهد حضور نیروی انتظامی با چهرهای متفاوت در عرصه ترافیک و خیابانها هستیم ، نیروهایی با رنگ لباس متفاوت ، بعضا یا هیبت متفاوت ، با اسلحه ، باتوم ، دستبند ، گاز و اسپری و دستبند به کمر ! آنهم برای کنترل ترافیک ! و اقداماتی نظیر قفل زدن به چرخ خودروها در معابر ،که البته خود اینکار در مبادی مربوطه منجر به ایجاد سد معبر و ترافیک میشود . در اینخصوص برخی نکات قابل تامل است :
1. شان و کرامت انسانی مردم در این طرح در کجا رعایت میشود ؟ آیا تخلف عده ای باید سبب شود که نیروی انتظامی مانور قدرت داده و با هیبتی هراس آور در عرصه ها ظاهر شود ؟ این امر در حالی است که در بسیاری کشورها ی جهان جز در موارد خاص نیروی پلیس در انظار مردم ظاهر نمیشود . براستی آیا نیروی انتظامی به این نکته اندیشیده است که چرا مردم باید تاوان تخلف عده ای را داده و به حیثیت آنها خدشه وارد شود ؟ توجه به برخی از فرازهای قانون اساسی لازم است :
* جمهوری اسلامی ایران ، نظامی است بر پایه ایمان به :... 6- کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا ( اصل 2 قانون اساسی )
* جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم ،همه امکانات خود را برای امور زیر بکار برد : 1- ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی. 2- بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسائل دیگر ....7- تامین آزادیهای اساسی و اجتماعی در حدود قانون...15- توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون بین همه مردم ...( اصل 3 قانون اساسی )
براستی آیا مطالعه ای انجام شده که اینگونه رفتار نیروی انتظامی چقدر منجر به احساس هتک حیثیت افراد میشود . در نظر بگیرید زمانی که در یکی از خیابانها و در حاشیه آن قصد توقف دارید که حداکثر مامور پلیس میتواند شما را جریمه کرده و یا به فرض در جاهایی که تابلو نصب نموده در صورت توقف اتومبیل شما را با جرثقیل حمل کند ،ولی شما در حال توقف با ماموری با لباس ویژه و انواع سلاحها روبرو شوید که شما را منع از توقف کند و بدون برگه جریمه ای فقط با اتکا بر لوازمی که در اختیار دارد احساسی به شما دست دهد که اینجا جای توقف نیست و یا در همان حال توقف صدای بلندگوی اتومبیل پلیسی با تندی بسیار در لحن گفتار به ما دستور حرکت دهد ،چه احساسی باید به مردم دست دهد ؟ آیا واقعا این نوع رفتار برای بینندگان و شنوندگان به احساس امنیت عمومی می انجامد و یا احساس ایجاد نظم ؟! بنظر میرسد در این موارد شائبه جدی وجود دارد آیا پلیس حق دارد با مردم چنین رفتارکند ؟ پلیسی که برای توقف در حاشیه خیابان با تابلوی توقف ممنوع حداکثر میتواند جریمه کند آیا حق دارد با ایجاد رعب و هراس از آنان اجرای قانون را مطالبه کند ؟ براستی این اختیارات ویژه از کجا نشات گرفته است ؟ زمانی که تیمسار مرتضوی به عنوان اولین فردی که بعنوان فرمانده راهنمایی و رانندگی تلاشهای خود را برای ایجاد نظم در شهرها آغاز کرد که یادش بخیر و خدایش به سلامت دارد و هر آنچه امروز می بینیم تداوم زحمات اوست و البته شاید در ایجاد نظم اجتماعی عقبتر هم رفته باشیم ، ولی او که ماموران راهنمایی را در خیابانها به خط کرد و برگه جریمه دست آنها داد با اعتراض فراوان روبرو شد که طبق ضوابط راهنمایی و رانندگی فقط افسران پلیس حق جریمه دارند و نه وظیفه ها و ... و او مجبور شد از طرح خود عقب بنشیند ولی معلوم نیست با حضور اینهمه پلیس مسلح و دست بند به دست و با هیبتهای خاص چرا مردم نباید حق اعتراض داشته باشند که به کرامت و شان انسانی آنها اهانت میشود ؟! و آیا قوه قضائیه در مقام دفاع از حقوق عامه مردم در باره این رفتارها نباید وظیفهای را برای خود تعریف کند ؟
2- بر اساس قانون نیروی انتظامی مقرر شده که این نیرو وظیفه استقرار نظم و امنیت و تأمین آسایش عمومی و فردی را برعهده دارد ( بند 1 ماده 4 قانون نیروی انتظامی ) و در همین راستا وظیفه دارد که اجرای قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی و امور توزیع و حفظ حریم راههای کشور را بر عهده داشته باشد ( بند 12 ماده 4 همان قانون ) ولی آیا اجرای این مسئولیت در کنار مسئولیت سایر افراد نیست ؟ آیا نیروی انتظامی که در چند سال اخیر برای گسترش آگاهی مردم تلاش خوبی از خود نشان داده است گمان میکند واقعا به وظیفه خود در اطلاع رسانی عمومی و افزایش آگاهی مردم به نحو کامل عمل نموده است ؟آیا دستگاههای مربوطه در کشور در ایفای وظایف قانونی خود برای حفظ محیط زیست و کنترل آلودگی هوا اقدام نموده اند ؟ آیا تمام دستگاههای مربوطه در کنترل ترافیک و کاهش بار ترافیک وظایف قانونی خود را درست عمل نموده اند که اکنون با این نوع رفتار قاهرانه از مردم اجرای مقررات را مطالبه میکنند ؟ کسی تا کنون سوال کرده که ایجاد سهمیه 120 لیتری بنزین اعطای حقی به شهروندان است که بر اساس آن باید بتواند این بنزین را مصرف کند و اگر با ماشین خود بیرون نیاید امکان دارد این احساس به او دست دهد که از اعمال حقوق قانونی خود منع شده ؟!
3- ماموران نیروی انتظامی در مقام ضابطین قوه قضائیه در اجرای نظم و تامین عدالت و دفاع از قانون باید خود نیز تحت نظارت مردم باشند . اعطای این نوع اختیارات گسترده حتی به پلیس راهنمایی و رانندگی برای منع مردم از تردد و یا توقف ، تفسیری موسع از اجرای مقررات راهنمایی و رانندگی است که گسترش آن معلوم نیست با حقوق عمومی مردم انطباقی داشته باشد .اعطای اختیاری از منع تردد ،دستور ، توقیف خودرو حتی در وسط جاده و اعزام اجباری به پارکینگ آنهم با وضعیتی که به لحاظ نوع حمل آنها و یا نحوه نگاهداری در پارکینگ میتواند به خساراتی به اتومبیلهای مردم بیانجامد که خود تضییع حقوق عامه است و نه تامین آن.
4- از سوی دیگر با رویکرد تخصصی نیروی انتظامی معلوم نیست چرا مجددا از پلیس راهور به نیروهای عادی پلیس برگشته ایم و حضور این افراد که باید وظایف دیگری داشته باشند را شاهد هستیم . جالب اینجاست که در سال 1379با تصویب مجلس اداره راهنمایی و رانندگی تهران طی مصوبه ای بطور مستقل برسمیت شناخته شد و مجری سیاستهای شهرداری گشت و بطور استثنایی اجازه داده شد که طبق تبصره 2 الحاقی به ماده 4 در امور امنیت شهری با نیروی انتظامی همکاری کند :
تبصره 2 - اداره راهنمائی و رانندگی شهر تهران عنداللزوم در زمینه برقراری امنیت برابر با ابلاغیههای نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (ناجا) انجام وظیفه مینماید.
ولی هم اکنون ظاهرا در اجرای همکاریهای متقابل باید از سایر نیروهای انتظامی در اداره راهنمایی و رانندگی تهران بهره برد! البته بماند اینکه با تصویب این قانون شائبه مغایرت قانونی اقدامات انجام شده در استفاده از سیار نیروهای پلیس در امور راهنمایی و رانندگی هم به ذهن متبادر میشود .
توجه به این نکته ضروری است که حضور پر رنگ نیروی پلیس راهنمایی و رانندگی و اجرای تکالیف قانونی در حوزه اختیارات قانونی و اجرای مقررات راهنمایی و رانندگی محل هیچگونه خدشه ای نیست ، ولی اجرای مقررات باید با رعایت حیثیت مردم و شان و کرامت انسانی آنها و بدون احساس نا امنی ناشی از رفتارهایی باشد که حتی در قالب پوشش نیروی انتظامی میتواند به ایجاد رعب وهراس بیانجامد.
قدس
«12بهمن غلبه معنویت بر سیطره طاغوت» عنوان سرمقالهی روزنامهی قدس به قلم غلامرضا قلندریان است که در آن می خوانید؛12 بهمن، سالروز ورود امام خمینی(ره) به میهن اسلامی، تجسم تحقق آرمانهای الهی و غلبه حق و عدالت بر سیطره طاغوت و سیاهی است. بر خلاف تحلیلهای تئوریسینهای جهان و حمایتهای صاحبان منافع که وقوع انقلاب در ایران را امری بعید تعبیر می نمودند، انقلاب اسلامی تبلور عینی و تفسیر عملی «جاء الحق و زهق الباطل» بود.
پس از شکل گیری دو بلوک غرب و شرق و رقابت در زمینه قمر یابی، ایران به دلیل کارکردهای مختلف و حائز اهمیت برای آمریکا به عنوان مرکز ثقل دکترینهای هژمون محور ایالات متحده شناخته شد. دکترینهای نیکسون و کسینجر و ارائه نقش ژاندارمی به ایران از آن جمله است.
با اندکی تأمل در پیوندهای سیاسی و امنیتی و اقتصادی رژیم منحوس پهلوی با صاحبان قدرت، می توان پیوند وثیق قمر ایران را با متروپل تبیین نمود. بلوک غرب به دلیل نقش ژئوپلتیک و ژئواکونومیک ایران در هارتلند انرژی از یک سو و رقابتهای ایدئولوژیک با شرق از سوی دیگر، حفظ نظام شاهنشاهی را برای ایفای نقش پس از شکست آمریکا در ویتنام، در دستور کار قرار داده بود.مبانی تئوریک نظامهای سیاسی جهان در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در سیطره ایدئولوژیهای ماتریالیستی بود و نقش مذهب و دین در این تعاملات، فاقد اهمیت لازم قلمداد می گردید.
حامیان نظام پهلوی به دلیل نا آشنایی با مبانی متافیزیکی اندیشه امام راحل، حوادث قبل از انقلاب را با ابزارهای مادی مورد محاسبه قرار دادند و به فرجام ناصوابی دست پیدا کردند. «هانا آرنت» در کتاب انقلاب خود یکی از ویژگیهای انقلابهای معاصر را دنیوی بودن می داند. بدیهی است که وقوع انقلابی با ایدئولوژی، ماهیت و شعارهای مذهبی برای این افراد قابل تصور نبود و برخلاف برآوردهای غلط آنها، پیروزی انقلاب اسلامی در میان بهت و حیرت سیستمهای اطلاعاتی با سابقه رقم خورد، به گونه ای که «میشل فوکو» اذعان نمود: «هر انقلابی که در قرن بیست شکل گرفت در راستای پست مدرنیته بود، جز انقلاب اسلامی که در جهت خلاف مسیر مدرنیته اتفاق افتاد.»
در این نوشتار، به علل پیروزی انقلاب اسلامی و بررسی نظریه های در خصوص آن پرداخته نمی شود، بلکه این موضوع تبیین می گردد که اسباب موفقیت در استقرار انقلاب امروز و استمرار آن نیز نقش قابل اعتنایی را ایفا می کند.
پس از پیروزی این حرکت عظیم مردمی، دشمنان که نتوانسته بودند مانع سقوط رژیم ستمشاهی شوند، موقعیت را با وجود نو پا بودن این نظام برای توطئه های بعدی مناسب دانستند و تحریک قومیتها، شورشهای خیابانی، طراحی کودتا، ترغیب رژیم بعث عراق برای حمله به ایران و تحریم جمهوری اسلامی را به عنوان راهبردهای براندازانه در دستور کار قرار دادند.اعتراف استراتژیستهای غرب بویژه آمریکا به شکست دکترینهای ناکام این کشور، مؤید اعتبار و ارتقای وزن و جایگاه انقلاب اسلامی در عرصه مناسبات منطقه ای و بین المللی است.
میراث بنیانگذار کبیر انقلاب در حالی وارد دهه چهارم می شود که انقلاب اسلامی ضمن گشودن دریچه جدیدی به روی ملتها، اعتماد به نفس ملی را به کشور ما باز گرداند و این امر خود را در تحولات و حوادث 30 سال گذشته نشان داده است. رخدادهای گذشته تاریخ انقلاب، بیانگر ایستادگی و مقاومت با تدبیر و درایت و عقلانیتی است که بسترساز سند چشم انداز شد تا ایران اسلامی بتواند در افق 1404 جایگاهی منحصر به فرد را در حوزه های گوناگون منطقه ای کسب کند.
تلاش برای فتح قله پیشرفت در قالب جنبش نرم افزاری در موج سوم و عصر دانایی محوری، از دیگر موفقیتهای نظام اسلامی بوده است. اکنون نه تنها پرونده شکستهای آمریکا و همپیمانان آن در مقابل جمهوری اسلامی سنگین تر شده، بلکه عنصر الهام بخشی انقلاب اسلامی در میان تبلیغات سوء امپراتوری رسانه ای، بازیگران مستقل منطقه ای و بین المللی را به ارتقای سطح مناسبات با ایران تشویق نموده است.
تزریق عنصر خود بازیابی، خود باوری و طرد وابستگی به قدرتهای بیگانه و نهراسیدن از قدرتهای پوشالی هژمونی سلطه، یکی دیگر از دستاوردهای حرکت برکت خیز معمار کبیر انقلاب بود که امروز نتیجه آن در گستره جهان بویژه در ژئوپلتیک خاورمیانه و در بخشی از دارالاسلام به وقوع پیوسته است. به نحوی که فرازهایی از فرمایشهای امام خمینی(ره) از قبیل: «شاه رفتنی است، به تهدیدهای او اعتنا نکنید؛ توجه نکردن به اعلام حکومت نظامی از سوی دولت بختیار؛ نوید زدن سیلی محکم به گوش صدام و نوید شکست اسرائیل خطاب به جنبشها و ملتهای مسلمان و...» اکنون کاملاً تحقق یافته است.
افکار عمومی در آغازین روزهای سال میلادی جدید شاهد پیروزی جنبش مقاومت حماس در مقابل ارتش مسلحی بود، که ادعای قدرت چهارم نظامی دنیا را یدک می کشید. با وجود تنگناهای ناشی از محاصره 19 ماهه و همراهی برخی دولتهای عرب که تلاش داشتند در تسریع غلبه تل آویو بر حماس نقش داشته باشند؛ فرزندان انتفاضه سناریوهای عربی-اسرائیلی را با پایمردی مبارزان مقاومت ناکام گذاشتند و اسرائیل غاصب را با وجود 22 روز بمباران گسترده و 7500 سورتی پرواز، به عقب نشینی و آتش بس یکجانبه وادار نمودند.
بدین ترتیب، می توان اذعان نمود که منظومه فکری انقلاب اسلامی ساختار نظام اسلامی را به نحوی تقویت نموده که جبهه استکبار را از به کار گیری ابزارهای قهری علیه ایران نا امید نموده است و اکنون برای جبران شکستهای گذشته در مواجهه با جمهوری اسلامی، با اتخاذ مشی جدید که رئیس جمهور اوباما مسؤول پیگیری آن است؛ سعی می کند با ارائه مشوقهای بیشتر، ناکامیهای گذشتگانش را جبران کند. متأسفانه اکنون نیز برخی افراد با جهت گیریهای ناصواب و غیرهمسو با منافع و امنیت ملی، راهکار مذاکره را پیشنهاد می دهند، در حالی که قراین و شواهد، موضعگیریهای کاخ سفید را استمرار ایده های جرج بوش معرفی می کند، با این تفاوت که ادبیات و لحن آلترناتیو بوش، با دیپلماسی لبخند تزئین گردیده است.
لذا اذعان به این نکته که میراث حضرت امام خمینی(ره) ضمن نهادینه شدن، اکنون توانسته است به عنوان الگویی موفق برای دیگر بازیگران اعم از جنبشها و دولتها تبدیل شود، سخنی به گزاف نیست. جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ مشی استقلال طلبانه در جهان وابستگیها، توانست مسیری متفاوت از مکاتب بشری را فرا روی ملتها قرار دهد که امروز به کابوس جهانخواران تبدیل شده است.
دنیای اقتصاد
«تولیدکنندگان بخشخصوصی در محاصره تبعیض» عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم محمد صادق جنانصفت است که در آن می خوانید؛1 - قانون طلایی و خدشهناپذیر عرضه و تقاضا بدون اینکه در برابر هیچ ارادهای سر تسلیم فرود آورد،همچنان در بازار کالاها و خدمات عمل میکند و کاهش قیمتها در بازار آمریکا و کشورهای عضو اتحادیه اروپا در ماههای اخیر نمونه این واقعیت و توصیف است. کاهش اعتماد مصرفکنندگان و انتظارات آنها از روند کاهنده قیمتها موجب شده است عرضه نیز تابعیت خود را نشان داده و به قیمتهای کمتر رضایت دهد. این اتفاق در ایران با کمی تاخیر مواجه شده است و به دلیل وجود تقاضای موثر از یکسو و رقابتی نبودن عرضه از طرف دیگر، هنوز ملموس نشده است. وزیر محترم بازرگانی به جای اینکه منتظر عملکرد عرضه و تقاضا بماند، در یک واکنش اداری، بخشنامهای صادر کرده و از عرضهکنندگان خواسته است، با اراده خویش قیمت محصولات خود را کاهش دهند. معاون وزیر بازرگانی، اما در برابر برخی انتقادها از این شیوه تفکر و ارادهگرایی در اقتصاد گفته است.
«... برای اقتصاد نمیتوان بخشنامه صادر کرد، اما برای عوامل اقتصادی نمیتوان بخشنامه صادر کرد؟ معتقدم فعالان اقتصادی بخشنامه پذیرند... نباید تصور کرد ابلاغ این دستور کاری غیرعلمی است و با بخشنامه نمیتوان بازار را تنظیم کرد...».
در برابر این استدلال، اما کارشناسان و فعالان اقتصادی معتقدند که اگر عوامل اقتصادی به ویژه در بخشخصوصی در ایران ناگزیرند این دستورها را اجرا کنند، از سر ضعف بنیه و نیروی اقتصادی آنها است و پیامدهای آن ناشناس باقی میماند و راه فساد و فرار را باز میکند. علاوه براین، اگر معاون محترم وزیر بازرگانی معتقدند با بخشنامه میتوان بازار را تنظیم کرد، چرا نمیتوان نرخ بهره در «بازارپول» را که دهها بخشنامه برای کاهش آن صادر شده، کاهش داد؟ آیا الان نرخ سود بانکی برای انواع دادوستد پولی میان بانکها با متقاضیان پول در همان اندازهای است که دولت دستور داده است؟ با توجه به انحصارهایی که شرکتهای دولتی دارند، بنابر قول رییس کمیسیون صنعت هنوز خودرو، مس، فرآوردههای پتروشیمی، آلومینیوم و... قیمتها را کاهش ندادهاند و فقط بخشخصوصی از سر اجبار چنین دستوری را مجبور است اجرا کند.
2 - داستان و ماجرای ارزش افزوده که از مهرماه امسال شروع شده و هنوز ادامه دارد، در ذهنها باقی مانده است. الان وضعیت این است که اصناف از شمول پرداخت مالیات برارزش افزوده خارج شدهاند، اما صنعتگران و تولیدکنندگان ناگزیرند که اقدام به پرداخت مالیات بر ارزش افزوده کنند.
این یک بام و دو هوا را چگونه میتوان توجیه کرد؟ با توجه به اینکه در این مساله نیز بخشخصوصی تولیدکننده ضعیف ناگزیر است تن به تسلیم دهد و با وجود نرخ تورم 5/25درصدی و احتمال افزایش تورم، مالیات بر ارزش افزوده را نیز بدهد، آیا نباید از ناتوانی این بخش سخن گفت. بخش تولید صنعتی در بخشخصوصی البته زیرک و هوشیار است و برای بقای خود راههای نو و بدیعی پیدا میکند تا سرمایهاش را حفظ کند، اما دوپارگی در این عرصه نیز برای بخش تولید صنعتی دردناک و متاسف کننده است، چون تولیدکنندگان دولتی حتی اگر مالیات بر ارزش افزوده را پرداخت کنند و دچار آسیب شوند، از خزانه دولت استفاده خواهند کرد.
3 - دقت در دو مورد یاد شده که البته تمام ماجرا نیست و میتوان به تبعیض سازمانهای دولتی و نهادهای دیگر مثل سازمان تامین اجتماعی، بانکها و ... اشاره کرد که به بخشخصوصی سختگیری میکنند نشان میدهد که احترام به بخشخصوصی در حد حرف باقی مانده است.
تن ضعیف و رنجور تولید صنعتی بخشخصوصی را نباید بیش از این در فشار قرارداد، در غیر این صورت نه تنها توسعهای رخ نمیدهد، بلکه آنچه وجود دارد نیز آب شده به زمین فرو میرود یا دود شده و به هوا میرود.
سرمایه
«کاهش نظارت با تصویب لایحه هدفمندکردن یارانه ها» عنوان یادداشت روز روزنامه ی سرمایه به قلم جمشید انصاری است که در آن می خوانید؛ آنچه در ماده 9 لایحه هدفمندکردن یارانه ها تحت عنوان صندوق هدفمندکردن یارانه ها آمده است، هم در مغایرت با اصول 53 و 55 قانون اساسی و هم مغایر با اصل شفاف سازی بودجه دولت است. ساختاری که از سوی دولت برای این صندوق پیش بینی شده، باعث موضع گیری بسیاری از نمایندگان مجلس شده و به گونه ای عمل خواهد کرد که امکان نظارتی را در نحوه تخصیص و عملکرد، برای نهادهای نظارتی مجلس و دیوان محاسبات از بین می برد. ساختار این صندوق هم درخصوص منابع و هم در ارکان، دچار اشکال است. از بعد منابع، براساس اصل 53 قانون اساسی کلیه منابع عمومی دولت، باید به حساب خزانه ریخته شده و سپس براساس مصوب مجلس مصارف آن نیز مشخص شود.
همچنین براساس اصل 55 قانون اساسی دیوان محاسبات نیز موظف به نظارت بر اجرای مصوبات مجلس درخصوص هزینه کرد بودجه دولت است. اما در ساختار مورد نظر ماده 9 درخصوص صندوق هدفمندکردن یارانه ها، درآمدها به جای خزانه به حساب دیگری ریخته می شود و سپس این منابع تحت عنوان کمک در اختیار دستگاه هایی که دولت تشخیص می دهد قرار داده می شود. به دلیل ماهیت کمک بودن منابع صندوق این منابع با تشخیص مسوول دستگاه دریافت کننده مصرف شده و وی نیز ملزم به پاسخگویی نیست. از سوی دیگر بحث ارکان این صندوق نیز دچار اشکال است. با وجودی که هیات امنای این صندوق، کاملاً دولتی هستند و منابع و مصارف نیز در حوزه ای است که باید در قالب بودجه های سنواتی از سوی مجلس تعیین شود اما ماهیت صندوق غیردولتی است. با توجه به چنین ساختاری، دولت در سال اول منابعی بیش از 40 هزار میلیارد تومان را که نزدیک به 50 درصد بودجه کل کشور است در حالی در اختیار دارد که ملزم به هیچ گونه پاسخگویی به نهادهای نظارتی نیست مگر آنکه مجلس در قالب طرح تحقیق و تفحص امکان نظارت پیدا کند. طبیعی است الزام آور بودن بودجه سنواتی، ماهیت خود را از دست می دهد و دولت با توجه به منابع در اختیار، در قالب صندوق مذکور به تغییراتی که مجلس در خصوص بودجه سنواتی اعمال کرده است، توجه نخواهد داشت.
یکی از اشکالات مهم این ماده در بند سوم آن است. نحوه نظارت به عملکرد این صندوق به این شکل است که دستگاه های اجرایی گزارش خود را به هیات وزیران تحویل خواهند داد و این هیات، نسخه ای را به مجلس خواهد فرستاد. این مساله به معنای آن است که مجلس به صورت عادی و مستقیم بر هزینه کرد منابع نظارت نخواهد کرد مگر اینکه طرح تحقیق و تفحص از صندوق مذکور را به تصویب نمایندگان برساند. البته مجلس با این ساختار صندوق موافقت نخواهد کرد و علاوه بر ماده 9، مواد 4، 5 و 6 نیز با قانون برنامه چهارم در تضاد است چرا که تغییر قیمت حامل های انرژی باید به تصویب مجلس برسد و هنگام بررسی لایحه، برای تصویب بندهای مذکور، باید دوسوم نمایندگان به این مساله رای دهند. در نتیجه جذب این تعداد آرا از نمایندگان به سادگی اتفاق نمی افتد. علاوه بر این مواد، مواد 2 و 13 نیز با مخالفت نمایندگان همراه است. این مواد به دلیل مغایرت با قوانین ماده باید موافقت بیش از دوسوم نمایندگان را اخذ کند. براین اساس به نظر می رسد لایحه با تغییرات اساسی به تصویب خواهد رسید و بسیاری از مواد لایحه هدفمندکردن یارانه ها باید حذف شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: