در کنار همه این برنامهها، این مساجد «نوارخانه» هم داشت. خود من با سخنرانیهای شیخ حسین انصاریان و خیلی از روحانیون از طریق همین نوارخانه مسجد آشنا شدم و بعدها که ویدئو در خانهها فراگیر شد، یکی از همین مساجد با انتخاب فیلمهای خوب و تاسیس یک ویدئوکلوب جمعوجور، به اجاره دادن فیلم پرداخت. البته در کنار همه اینها خیلی از مساجد از گذشته کتابخانه و صندوق قرضالحسنه هم داشتند و همه اینها و جمع شدن آن در جایی به اسم مسجد، بهانهای بود تا در خانه خدا همیشه چهار طاق باز باشد و اهل محل نه فقط برای نماز بلکه برای خیلی از بهانهها و کارها به مسجد مراجعه کنند. در سالهای دور هم دعوت از سخنران، برنامه ثابت بسیاری از مساجد در مناسبتهای مختلف بود و همیشه جماعت زیادی برای شنیدن سخنرانی در آنجا جمع میشدند.
امروز فعالیت خیلی از مساجد به چند مناسبت خاص مانند محرم و صفر و ماه رمضان محدود شده است. خیلی از فعالیتها در مسجد تعطیل شده و اگر هم کتابخانهای وجود دارد، بیشتر جنبه تزیینی دارد؛ حالا گروه سرود و تئاتر که جای خود را دارد. انگار آدمها در زندگی شهری به تفکیک خاصی رسیدهاند و با اختصاص مسجد به کارهای عبادی، فعالیتهای فرهنگی محدود و منحصر به فضاهایی شده که هیچ وقت به قدر کفایت وجود ندارد و همیشه هم درباره کمبود آن غر زده میشود؛ اما در سالهای قبل مسجد همه چیز یک محل بود و نبض محله در آن میتپید. کاش در این ایامی که در پیش است، آنهایی که اختیاری در زمینه مسائل فرهنگی دارند، به این مساله بپردازند که وضعیت جاهایی مانند حسینیه ارشاد، مسجد جلیلی، مسجد قبا، مسجد الجواد و... در پیش از انقلاب چگونه بود و این مراکز در عمر محدود خود چگونه باعث روشنگری نسل جوان شدند. شاید آن وقت این حرف ساده که «مسجد میتواند فقط محل نماز خواندن نباشد» معنایی جدی پیدا کند و بار دیگر این فضاهای معنوی کاربردهای جدی تری در زندگی شهری مردم پیدا کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم