سریال فروغ و جلوه پرکششی از نظر دراماتیکی دارد. موقعیت توانمند پرنس جونگ، با بازی سونگ ایل گوک، در کنار دو فرزند دیگر امپراتور، به هنگام روشن شدن این حقیقت، که او از پدری دیگر زاده شده، وضعیت دیگری مییابد، از آن پس است که همگامی بیشتر دوربین با جومونگ، نمود اثرگذارتری، پیدا میکند.
آشنایی و برقراری ارتباط جومونگ با هموسو و رویدادهای پس از آن دیدار هموسو با همسر قبلی و مادر جومونگ (یوهوا) و دستور قتل ناجوانمردانه هموسو، اوج و نقطه عطف عمیقتری به روایت میبخشد.
افسانه جومونگ پر است از خوبی و زشتی اندیشهها، عواطف و غرایز انسانی، عشق، کینه، فداکاری، خیانت و حسادت از زمره جلوههاییاند که در صحنه و سکانسهای گوناگون آن، موج میزنند.
در این سریال، نمادهایی از شخصیت و تیپهای مثبت و منفی رنگارنگی را میبینیم که هر یک نمایشگر یکی از ویژگیهای انسانیاند، به گونهای که هر یک از ما در موقعیت مخاطب، میتوانیم بخش یا قسمتهایی از آرمان یا خصال رفتاری و اخلاقیمان را در آنها، بنگریم.
این اثر، زمینههای گوناگونی را برای جذابیت و اثرگذاری روی مخاطب عام، دارد. از همین روست که در طول پخش 81 قسمت، در کره جنوبی، پر طرفدارترین تماشاگران را داشته، به علت همان جبنهها و توجه به ارزشهای انسانیاش، توانسته در میان مخاطبان جامعهمان، نیز طرفدارانی برای خود بیابد.
افزون بر مضامین تعالی بخش، «افسانه جومونگ» از جهت جنبههای هنری مزیتهایی دارد که آن را پردرخششتر کرده است. بیشترین نمود در این زمینه را باید در فیلمنامه دید.
تعدد و تنوع شخصیت و تیپها و تضاد و گرهافکنیهای طراحیشده، به گونهای است که بیننده را راغب میگرداند تا روشن شدن فرجام نهایی هر یک از آنها، وقایع و رویدادها را دنبال کند.
تضاد و تنشهای جومونگ، به وی موقعیت جذاب و عمیقتری داده است. از سویی او با دریافت آن که پدرش، فردی دیگر بوده؛ شدیدترین تکانها را در نهاد و درون خویش، ایجاد میکند و خود را با آیندهای تیره و تار، درگیر میبیند و از طرف دیگر، توطئههای وزیر، بانوی اول، دو شاهزاده و همچنین برخورد با پدر واقعیاش، از نظر شخصیتی او را دچار فراز و فرودهایی مینماید که نتیجهاش ایجاد زمینههای همذاتپنداری بیشتر با وی است.
به موازات حسادت و کینهورزیهای مخالفانش، نحوه تعامل و رفتارهای درونی و بیرونی امپراتور، مادر جومونگ هموسو، نسبت به یکدیگر دارای جزیینگری و آمیزهای از منطق و عواطف انسانی است که برای علاقهمندان به این گونه آثار جذاب است.
شخصیت در هر سریالی همچون رمان، ظرفیت مطلوبی را برای پردازش و توجه به دقیقترین زوایای فکری و رفتاری انسانی، فراهم میآورد. با زمانی که از این رهگذر، در اختیار متن قرار میگیرد، میتوان بخوبی شیوه تعامل شخصیت را با محیط جغرافیایی، خصوصیات ذاتی، مکان، شغل یا هر عامل مهم دیگری را که در شکلگیری اعمال شخصیت تاثیر داشته مورد مداقه قرار داد.
توجه به این ارتباطات در افسانه جومونگ به شخصیتها، استحکام باورپذیری بیشتری داده و آنها را حسیتر کرده است.
از دیگر عناصری که به ماندگاری و گیرایی شخصیت کمک میکند، تضاد و فرجامهای غیرقابل انتظار و در عین حال، باور پذیرانهای است که طراحی میگردد، در این باره مثلا کشف حقیقت راز خانوادگی از سوی جومونگ یا مرگ هموسو را میتوان از همین منظر نگریست.
چینش هنرمندانه شخصیتهای فرعی، در کنار شخصیت اصلی، افزون بر آن که به آنها قوام غنای خوبی داده، به زیبایی و جذابتر شدن عمیقتر شخصیت اصلی، منجر خواهد گردید. در افسانه جومونگ میتوان نقشهای فرعی متنوعی را سراغ گرفت که کوشیدهاند در این چارچوب نمود و جلوه پیدا کنند.
حادثهپردازی «افسانه جومونگ» ضمن آن که جذابیت مطلوبی به اثر داده آن را از ضرباهنگ خوشتری بهرهمند کرده است. همگام با حوادثی که بیشتر مایههایی از احساس و عواطف انسانی دارند آمیخته کردن برخی از این صحنه و سکانسها با درگیریهای رزمی به گسترش شمول مخاطبان میافزایند. از شیوه کارگردانی و اجرای بازیها که بگذریم، در عرصههای دیگر هنری، به مواردی برمیخوریم که میتوانند تامل برانگیز باشند. به عنوان نمونه نورپردازی تخت و فاقد کنتراست، جذابیت فضا و اثرگذاری بازیها را با کاستی و چالشهایی روبهرو میسازد. ماهیت حماسی و دراماتیکی داستان ایجاب میکرد، نورپردازی به گونهای طراحی گردد که به اثر استواری و وضوح بیشتری دهد. این کاستی به صورتی دیگر در گریم چهره بازیگران نیز بخوبی به چشم میآید. به تمیزی و شفافیت چهرهها در مواردی که شخصیت یا تیپها در فضای درگیری یا فعالیتهای شدید فیزیکیاند، میتوان از این زاویه اشاره کرد.
«افسانه جومونگ» که در کشور صنعتی و مدرن کره جنوبی، ساخته شده از جنبههای دیگر هم بحثبرانگیز است. تلاش طراحان و سازندگان ما برای بیان روایی، با مضامین انسانی در فضایی سنتی و براساس هویت تاریخی بوده، از این جهت و در ارتباط با فرهنگسازی و حفظ هویت و پیشینه ملی میتواند الگویی برای کشورهایی باشد که همچنان در تقابل سنت و مدرنیته قرار داشته یا در حوزه مدرنیته گام گذاردهاند.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم